نطفه حرام بدتر است یا لقمه حرام
فرمودند: لقمه حرام
چون توفیق انجام کار خیر- کمک به مسلمانان و انجام فرایض مذهبی و ثواب با خوردن لقمه حرام از انسان سلب می شود.
فرد اول: تو مرره چی چی گونی مردوم ندارن بخوارن چه حلال چه حرام
فرد اول: تو برای من چه (حرف مفتی) می گویی مردم چیزی ندارند تا بخورند چه حلال باشد چه حرام
فرد دوم: تی دور و بر خوب نیا بکن اثر مال حرام خواردن وینه
فرد دوم: دور واطراف خود را نگاه کن اثرات مال حرام خوردن بر تو عیان خواهد شد
خدایا آخر و عاقبت همه ما را خیرا کن
خداوندا ما را عاقبت به خیر کن


امه خا نه ای دنیا یه داریم نه او دنیایه
ما که نه این دنیا را داریم و نه آن دنیا را
کترا- کچه- کچه دان چوبی
کفگیر-قاشق و جا قاشقی چوبی
روزی مادر و پسری برای خواستگاری دختری به خانه وی می روند.
در بین راه :
مادر : پسر تو اصلا گب نزن مو خودم دانم چی بوگوم
مادر: پسر تو حرف نزن من خود می دانم چه بگویم
پسر: خا
پسر: چشم باشد.
مادر: وسط های صحبت تو بوگو می دل درد کانه خیلی هم درد کانه
مادر: میان صحبت هایم تو ناگهان بگو دلم خیلی درد می کند.
مادر در جمع خانواده دختر بعد از تعریف از هنرهای پسرش و خوبی های او رو به دختر نموده و شروع به تعریف از او می نماید که ناگهان پسر صدایش را بلند کرده و فریاد می کند آخ دلم درد می کند.
مادر فورا می گوید:
کَتِرا سَره پیشتی آدِم ِ دل درد رِه خوبه. آبی یه روی آتیش
مادر فورا می گوید:
ته دیگ چسبیده شده و خشک شده روی کفگیر برای دل درد خوب است. مثل آبی روی آتش است.
دختر : چره داریم دو گروز ظرف هله نشوستم -پریگ روزه شیم دریم
چرا داریم- ظرف های دیروز را هنوز نشسته ام -مال پریروز را هم داریم
مادر: وچه ورس بیشیم امه جا ایجه نیه این ترره زن نوبونه
مادر: بچه پاشو برویم- این دختر برای تو زن نمی شود.
پسر: مار ای کیجا چه عیبی داشته
پسر: این دختر چه عیبی داشت
مادر: اون خانه کچال گرده بدی بی خانه که کیجا دشته بی اندی کثیف!!!!!!
مادر: گرد خاکستر اجاق هیزمی را دیده بودی -
خانه ای که دختر دارد اینقدر کثیف باشد!!!!!!

با كمي مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس براي آينده آماده شو .
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن ،
وهيچگاه به باورهايت شک نکن .
زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .
پرسيدم ،
آخر .... ،
و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،
قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..
داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :
هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،
آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،
شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،
مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..
به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :
زلال باش .... ، زلال باش .... ،
فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،
زلال كه باشي ، آسمان در توست .
Calendula officinalis( یا Calendula persica) یک گونه گل است. همیشهبهار گیاهی از تیره مرکبان، علفی و پایا است. ساقه هوایی افراشته منشعب و دارای پرزهای غدهای گل آن زردرنگ میباشد.
همیشهبهار در ایران از جمله در بلندیهای بالای ۲۵۰۰ متر جواهرده رامسر میروید.
خواص دارویی: ضد نفخ معده و روده، تحریک کننده کار کلیه ها، افزایش دهنده جریان خون و فعالیتهای قلبی میباشد.

منبع:وب سایت کرکان انزلی http://karkan.ir/post-4988
نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. کمتر کسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند. لااقل من در اینترنت هر چه گشتم نه به فارسی و نه به انگلیسی در این زمینه چیزی ندیدم.
در نتیجه خودم می نویسمش تا هر کسی دنبال معنایش گشت، جوابش را اینجا پیدا کند.
در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.
دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود!
خدایان از هر دری سخنی می گفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرف های خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا می خواهد برود جنون دستش را می گیرد و راهنمایی اش می کند.
به همین دلیل است که می گویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون می شود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که می بینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.
بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانه های روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس می نامیدند.
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
عشق واقعا جنون است اما اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر می کند.
جنگلبان پاهایش را کنار آتش هیزم دراز کرد و مشغول بیرون آوردن جوراب ها از پاهای یخ زده اش شد. زیر لب ترانه رعنا گلی را زمزمه می کرد. چوپان نیز چای داغ درون کتری را به هم زده و با دو لیوان نه بسیار تمیز کنارش نشست و گفت:
امسال هوا یه ترس وره
باید از هوای امسال ترسید
جنگلبان: من دامان ورازشان هم تا بامسی پیش بمن
گرازهای من دامان تا نزدیک بامسی نیز آمدند.
*من دامان و بامسی از مناطق جنگلی بین راه رامسر به جواهرده هستند*.
چوپان: خدا امه جوانیه رحم بوکونه (با خنده)
خدا به جوانی ما رحم کند.
جنگلبان:ای روزا فلانی وچه شان ایجار نده دنبال پلنگ گردنن
این روزها بچه های فلانی را ندیدی دنبال پلنگ می گردند
چوپان: پلنگ!!!!!!!!!! نه مو ندیم
پلنگ!!!!!!!!!! نه من ندیدم
جنگلبان: یه گروه شکارچی از تهران بمن پلنگ شکار رره
یک گروه شکارچی از تهران برای شکار پلنگ آمده اند
چوپان: به حق چیزهای ندیده و نشنیده
جنگلبان: فلانی وچه شان شی ناسنه
بچه های فلانی را می شناسی
چوپان: آها-یه چاشت اوشان همره بخواردم
چوپان: بله-یک نهار با آنها خوردم
جنگلبان: پس ایمار له اگر بیده امره اطلاع بده
جنگلبان: اگر این دفعه آنها را دیدی به ما اطلاع بده
چوپان: (به آهستگی گفت ) به همین خیال باش
زبانزد:
یه چاشت وی همره بخوارده خا
یک نهار با او خورده است که
کنایه: اثر همنشینی و رفت و آمد با افراد خلافکار
یادآوری: خره خره دیم دابسی همرنگ نوبونن ولی هم خو بونون
اگر خری را کنار خر دیگر ببندی همرنگ نمی شوند ولی هم خو (عادت) خواهند شد
منبع:
خانواده سبز گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی
http://www.persianv.com/view/041040.php

آدم كوچولوها، پريان و موجوداتي از اين قبيل همگي شخصيتها و موجوداتي هستند كه در افسانههاي بومي و اجدادي مردمان زمين جاي گرفتهاند. آنها خيالاتي و هم گونهاند و با شنيدن داستاني از آنها تا مدتها ذهنمان مشغول ميشود. در ميان همه اين پديدههاي ماوراءالطبيعه، به وجود آدم كوچولوها كمتر از بقيه اهميت داده شده و توجه جدي بسيار اندكي به آن شده است. اين موجودات افسانهاي بسيار قديمي هستند و در عمق عقايد بسياري از فرهنگهاي دنيا قرار دارند. ولي امروزه هيچكس به اين كوچولوها اعتقادي ندارد... يا شايد هم اعتقاد دارند.
براستی نظر شما چیست؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
روستای جنگسرا از توابع بخش چابکسر شهرستان رودسر از استان گیلان می باشد این روستا دارای بیش از ۱۵۰ خانوار و بیش از ۷۰۰ نفر جمعیت دارد. شغل مردم روستا دامداری و کشاورزی است.
معرفی وبلاگ جنگسرا:
این وبلاگ در گذر از منابع اینترنتی فضای مجازی مناسبی جهت معرفی روستای جنگسرا به وجود آورده است . آدرس این وبلاگ به شرح ذیل می باشد:
http://www.jangsara.blogfa.com
زبانزد:
جنگسرا آقا میره پیر بابویه(نیاز به ویرایش دارد)
پیر بابوی روستای جنگسرا آقای میر است.
پیربابو:
در آغاز نوروز جهت اجرای آیین نمایشی رفتن دیو سرما و آمدن عروس بهار مراسم آیینی به نام پیر بابو و عروس گلی (بیشتر در استان گیلان)انجام می شد که فردی به نام دیو با پوشیدن لباس های مندرس و بستن جارو به دم خود نقش دیو را اجراء می نمود که به آن پیربابو می گفتند.
سخت سر:
اگر هوس نبا بشر کی و چی با
معشوقه شان هوس انگیزن
عاشقه شان دیوانه
عاقله شان حیران از این دیوانگی
جملگی تا به خانه برسن زخمی و نالان و قلیلی خندان
پاسخ:
با عرض سلام از بذل توجه شما
شاید شمه ره یاد نباشه اما مره خوب یاده
یه دار دره اندر جهان دختر پیره مادر جوان
محمد ولی تکاسی
مورچه جلوتر و شتر عقب تر است.
کنایه: از افراد کم کار و بدون عاقبت اندیشی
یادآوری: کار نیکوکردن از پرکردن است. خواب خرگوش و برنده شدن لاک پشت در مسابقه
![]()
منبع:
http://www.shenidar.com/sec/news/pr/2010/09/10091593142_4926_So_impressive.html
1 – عشق معطوف به غير از خود است. در حاليكه محور هوس خود فرد و لذت اوست.
جملات زير را مقايسه كنيد:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات مي ميرم
- (براي من) هيچ كس مثل تو نمي شه
- ( من ) هميشه به فكر توام
- ( من) را فراموش نكن
- ( من ) از تو رنجيدم
در حاليكه در عشق، توجه به حالت ها و لذت هاي خود نيست و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده اي
زنده معشوق است و عاشق مرده اي
۲– هوس پاسخ به يك نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اكسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يك چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشكوفايي فرد است. لذا فرد عاشق خود را خوار نمي كند، كوچك نمي كند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد كه فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي كنم».
هر چه جز عشقست، شد ماكولِ[1] عشق
دو جهان يك دانه پيش نَولِ[2] عشق
دانه يي مر مرغ را هرگز خورَد؟
كاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟
ماكول: خورده شده[1]
نَول: منقار[2]
چَرَد: بچرد، چرا كند[3]
زبانزد گیلکی:
۱-اگه هوسه یه دفعه بس
اگر هوس است برای یکبار کافی است
۲- عاشق خیال کانه همساده کوره
عاشق خیال می کند همسایه کور است(ولی نیست و آنها را می بیند)

بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
در زمان گذشته در فصل زمستان سرمای زیادی وجود داشت که توام با ریزش برف و یخبندان برای مردم سختی و رنج زیادی به دلیل کمبود امکانات به ارمغان می آورد.
در منابع تاریخی آمده است دوره گرما و کار و تلاش فقط ۴ تا۵ ماه ولی دوره سرما در سال طولانی تر و به ۷ تا ۸ ماه در سال می رسید. لذا فصل کشت و کار و زحمت کشیدن و تلاش کردن کوتاه بود.
مردم اندوخته یکسال خود را می بایست در این فصل کوتاه جمع آوری می کردند . در طول دوره سرما جهت پرکردن اوقات فراغت مردم به برگزاری جشن های برداشت محصول -مسافرت به مناطق گرمتر و خواندن شاهنامه و حافظ و غیره روی می آوردند تا کمی بیشتر کنار هم باشند و برای حل مشکل دوستان و آشنایان خود پیشقدم گردند.
ورپ سی در لهجه گیلکی رامسری به بهمن که ویرانی و خسارت زیادی به همراه می آورد اطلاق می شد از طرفی به ماه بهمن نیز که همراه با برف و یخبندان بود نیز ورپ سی می گفتند.
در طی سالهای ۱۳۲۷-۱۳۳۷-۱۳۴۷ و غیره نیز برف سنگین و سرمای زیاد در شهرستان رامسر و
حومه به کلیه درختان مرکبات و باغات و مزارع لطمات زیادی وارد کرد. این واقعه در چکامه بلند ایلمیلی توسط زنده یاد سید روحانی نیز با زبان شعر بیان شده است.حتی چند بار بهمن در جواهرده مسجد آدینه را خراب کرد که بعدا توسط افراد ی نظیر شل شریف(جد بزرگ خاندان پور منصوری ) تعمیر و مرمت شد.
زبانزد:
وَرپ سی تِره بابُرده!!!!!!!!!!(بابُره
بهمن تو را با خود برده !!!!!!!!(ببرد)
کنایه: برای کسی که زیاد احساس سرما کرده و می لرزد این زبانزد کاربرد دارد
اقطی سیاه موثر در آنفلوآنزای خوکی


آقطی سیاه (Black elderberry) در ایران به انگور کولی و خمان کبیر معروف است.
این درختچه معمولا در کنار جاده ها و حاشیه جنگل ها و در نواحی مرطوب و سایه دار می روید.
تاریخ نگاران قدرت شفا دهندگی اقطی سیاه را به زمان بقراط نسبت می دهند که در موارد بسیاری به پدر علم داروسازی معروف است. وی از اقطی سیاه به عنوان جعبه دارویی برای درمان بسیاری از بیماری ها نام می برد و معتقد است که از سرماخوردگی و آنفلوآنزا تا سوختگی ها، بریدگی ها و حتی طاعون را درمان می کند.
عصاره ی اقطی سیاه در مبارزه با آنفلوآنزای خوکی مفید تشخیص داده شده است. مطالعات بالینی نیز کارایی آن را در برابر ویروس H1N1 تایید کرده است.
پژوهشگران در مرکز ویروس شناسی "رتروسکرین" متوجه شده اند که عصاره اقطی سیاه در مبارزه با ویروس H1N1 آنفلوآنزای خوکی(نوع A) موثر است.
در یک مطالعه کنترل شده بر روی دارونماها (شبه داروها) که در محیط آزمایشگاهی انجام شد، مشخص شد که عصاره اقطی سیاه(که با نام تجاری "سامبوکول" (Sambucol) قابل خریداری و دسترسی است)، تا 70 درصد در کاهش سرایت H1N1 به سلول های سالم در تکثیرهای درون سلولی موثر است. به این ترتیب که تنها 5 دقیقه بعد از دوره کمون بیماری (یعنی از زمانی که میکروب ها وارد سلول می شوند تا زمانی که علایم بیماری ظاهر می شود)، دارای اثر قابل توجهی بر سلول ها(ی مورد آزمایش) است.

این تحقیق جدید پیشنهاد می دهد که عصاره اقطی سیاه می تواند به عنوان یک راه کار دو جانبه هم برای درمان بیماری و هم برای پیشگیری از آن به حساب آید. این مطالعات یافته های قبلی را نیز تایید می کند؛ به این ترتیب که در مقایسه با TamiFlu که طول دوره ی بیماری را تنها یک روز کاهش می دهد عصاره اقطی باعث کاهش 4 روزه ی طول بیماری می شود.
قبلاً در یک مطالعه آزمایشگاهی کشف شده بود که عصاره اقطی سیاه در مقابله با تغییر شکل H5N1 در آنفلوآنزای پرندگان هم تا 99 درصد موثر است.
براساس این نتایج دانشمندان به دنبال کسب اجازه برای انجام مطالعات آزمایشگاهی بر مبتلایان آنفلوآنزای خوکی هستند؛ که این کار در حال حاضر در اتحادیه اروپا ممنوع است.
به نظر می رسد اقطی سیاه ترکیبی را شامل می شود که ویروس ها را می پوشاند و مانع از نفوذ آن ها به سلول های سالم می شود؛ در نتیجه داخل سلول ها قادر به تکثیر نخواهند بود. هر ویروسی که وارد سلول ها می شود توسط گلبول های سفید بدن کشته و بلعیده می شود تا ویروس را از بدن خارج کند.
"گری اسندک" از شرکت (فارماکریوروپ) تولید کننده سامبوکول می گوید: "این مطالعه حالا که ما با گسترش جهانی H1N1 مواجه هستیم ارزش بیشتری می یابد. در شرایط همه گیری نیاز ما به جلوگیری از فرصت های انتقال ویروس دارای بیشترین اهمیت است. فرمول های ضد ویروس مانند این، دارای سهم ویژهای در کنترل گسترش ویروس هستند.
وی ادامه می دهد این مطالعه سودمندی عصاره اقطی سیاه را در غیرفعال کردن ویروس امتحان می کند و نتایج آن بسیار قابل توجه است. مردم زیادی این نتایج را جالب خواهند دانست. به این دلیل که عصاره می تواند یک راه حل امن و موثر برای پیشگیری و درمان بیماری باشد.
این تحقیق جدید نشان می دهد که این میوه های بنفش تیره در کمک به سیستم ایمنی برای مبارزه با مشکلات انواع خاصی از آنفلوآنزا مثل آنفلوآنزای خوکی(نوع A) موثر است.
در گذشته مردم شهرستان رامسر و حومه میوه رسیده گیاه آقطی (پلم )را پخته و در اصطلاح محلی به آن موجوم می گفتند.برای دل درد و درمان بیماریهای گوارشی از عصاره این گیاه استفاده می کردند.
زبانزد:
می عروس موجوم چندی شیرینه
موجوم که عروس من تهیه کرده است چقدر شیرین است.
کنایه: به دست آوردن دل عروس توسط مادر شوهر
سلام
آقا این سی دی که بفرماسی ماله رامسره چطور تونیم تهیه بکنیم
ایمیل خودم رو بالا بنوشتم لطفا تی تقویم مره برس
با عرض سلام
اولن که قابل شما را نداره ولی چون برای تهیه آن چند سال وقت بنم و برای اینکه ارزش این کار برای شما روشن باباشه عرض کانم که فقط هزینه رایت و چاپ جلد و پکیج را از شما دریافت کانم.
جهت خرید این سی دی می توانید به شماره حساب شخصی خودتان مبلغ مورد نظر را واریز کرده و ان شا’ اله در ایام نوروز در شهرستان رامسر با تلفن 09366348680 تماس گرفته و سی دی را از طریق مراجعه حضوری و یا دوستان دریافت فرمایید.
تقویم هم در حال چاپ است و در زمان خودش بصورت اینترنتی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
با تشکر
محمد ولی تکاسی
در گذشته مردم به داشتن اولاد ذکور(پسر) علاقه داشته و فرزند پسر را یار و یاور و همکار پدر می دانستند. چون اغلب کارهای کشاورزی و باغداری و حتی دامپروری و گله داری -صنایع دستی نظیر نمد مالی -آهنگری -نجاری(کچه تاشی) و غیره سخت بوده و به نیروی مردانه نیاز داشت. لذا فرزند پسر که جانشین پدر شده و کار او را دنبال می نمود اهمیت دوچندان نسبت به فرزند دختر داشت.
زبانزد:
اَلَن کَچه صدا هَنه فردا تار(تبر) صدا کانِه
اکنون صدای قاشق (غذاخوردن بچه پسر) می آید ولی فردا(در آینده) صدای تبر زدن او خواهد آمد.
کنایه: در آینده فرزند پسر یار و یاور پدر در برداشت چوب از جنگل و سایر کارها است.
اَلَن وَچه شان به جای اینکه دست پدر بگیرن خودشه پَر پایَه گَرِن
علاقمندان جهت تهیه تقویم ویژه شهرستان رامسر برای سال ۱۳۹۰ هجری شمسی همراه با رویدادها و روز شمار تاریخ رامسر می توانند با آدرس ای میل نویسنده و یا از طریق بخش نظرات در همین وبلاگ اقدام فرمایند.
دریافت تقویم 1390 شمسی ویژه شهرستان رامسر(ص1)
مادر: کفرای ی ی ی ی ی ی (کبری ی ی ی ی ی )
دختر: چیه مره چیکار داره
مادر : عَز زا بنیشت باشو وَچه که کینِ بُشور دشت من سولبات که هِسه پیارش کانه
مادر: به عزایت بنشینم برو و کون بچه را بشور چون لخت و عور بوده و در بیرون خانه با صدای بلند گریه می کند.
دختر: بیَه بیشیم آب لک اَندی تو چَره ری یَنِه ( یکی زنه وی سَره)
دختر: بیا برویم کنار رودخانه (جوی آب) توچقدر اجابت مزاج می کنی(یک ضربه به سر بچه می زند)
مادر: کفن داکُرده چَره وَچه گِه زَنه ( پسر بَگِ نِیه )
مادر:تو را من کفن بکنم چرا بچه را می زنی(پسرم عیبی ندارد).
دختر: می دس یخ بُکُردِه
دختر: دستم یخ کرد.
مادر: اَمه اندی فَل و فول دعا بخواندیم تا بعد از شیش تا کیجا خدا ای وچه گه امره هَدِه اِسِه قایدَرِه اونه بزنی
مادر: خدا وند با دعا و توسل زیاد بعد از شش تا دختر این پسر را به ما داد حالا شایسته است او را کتک بزنی.
دختر: ببخشید
مادر: مو همه شماها رِه دوس دَرِم یه دفعه سَرِه بَنَم بُشام فَهمِنین
مادر: من همه شماها را دوست دارم یک وقتی که مُردم و رفتم شما می فهمید.
ضرب المثل:
قدر ما را کِی بدانی دست ناکِس در بُمانی
چَرِه (چَتِر) آمد که آبرو را فنا کَرد کِمی کافر تو را از من جُدا کرد
چرا آمد که آبروی من را برد کدام کافری تو را از من جدا کرد.
الهی دار بیش کَه کافِر تی گردِن من و تی عاشقی سر در نُبُردِن
خدایا گردن تو ی کافر را درختی بشکند که عاشقی من و یارم را متوجه نمی شوی


در گذشته ای نه چندان دور در جواهرده و سایر ییلاقات رامسر و اشکورات افرادی در جشن ها و مراسم آیینی به طناب بازی و راه رفتن روی طناب اقدام می کردند. این کار علاوه بر هنرنمایی و تفریح و سرگرمی بینندگان چون با هیجان و شور و شوق خاصی همراه بود همواره مورد توجه قرار می گرفت. فردی با کمک یک میله فلزی و یا چوب بلندی که در واقع وزن آن خیلی زیاد بود تا تعادل فرد را حفظ نماید بر روی طناب و در داخل سینی و یا بدون آن بر روی طنابی که چندمتری از زمین فاصله داشت راه می رفت. در این میان یک میمون دست آموز و یا شاگرد فرد طناب باز با چوب کوچکی در روی زمین راه رفته و کلیه کارهای طناب باز را تقلید می نمود و سبب خنده و شادی تماشاگران می شد.
زبانزد:
این لاخوند باز شیطانه گه
او شاگرد و یا میمون طناب بازی است .
کنایه: از افراد زرنگ و باهوش و پرسر و صدا است که تقلید می کنند ولی دم به تله نمی دهند.
دلم از سوز نگاهت چون پارچه ریش ریش شده است با هزار شوق و آرزو تا خانه ات آمده بودم
آنروز ترمی بن که مِرِه جواب رد دادی می قَلف اِجین بَزِه با از کَلامت
آن روز در زیر مه که به من جواب رد دادی از کلام تو قلب من دندانه دندانه (چون داس برداشت برنج) شده است.
اندی امروز و فردا نوکون عزیز تی دلِه ِسنگِ مانه می دل مثل شیشَه
اینقدر امروز و فردا نکن دل تو چون سنگ و دل من چون شیشه است
شاید قسمت خدا نبا تو میشی باشی هرروز می دل دو دَکنِِه از سِلامت
شاید خدا قسمت نکرد تو مال من باشی دل من هر روز با سلام تو پر از رنج و اندوه می شود

آغوز=گردو
این گیاه از خانواده juglan است. که دارای ژوگ لون(ماده مورد مصرف در کرمهای آرایشی) و ترکیبات فنلی و تلخ مزه می باشد که برای دفع آفات نباتی و حشرات نیز مفید است.
در شهرستان رامسر و حومه در قدیم از چوب آن برای تهیه صندلی با پایه کوتاه(کتل) به شکل رتل قرآن برای نشستن و به شکل Vو چوب های یکپارچه درب منازل(بر تخته) و غیره استفاده می شد.توصیه می شود به دلیل تولید گازکربنیک فراوان نباید در زیر درخت گردو خوابید چون ایجاد خفگی می کند.متاسفانه به دلیل ارتفاع زیاد درختان گردو در فصل چیدن گردوها با چوب بلند (دوکل) ما هرساله ناظر افتادن افراد از بالای درخت گردو و شکستن دست و پای افراد کشاورز و باغدار هستیم.
امروزه به دلیل ارزش مغز گردو و عدم نیاز درخت آن به سم پاشی و آبیاری تابستانه از درختان مورد توجه کشاورزان و باغداران است. این گیاه با ارتفاع بلندی در مناطق بالاتر از 600 متر ارتفاع از سطح دریا و به آب و هوای سرد بسیار سازگار است.
در شهرستان رامسر از گفتن کلمه آغوزدار چند معنی بر ذهن افراد تداعی می گردد:
1- آغوزدار
به فردی که هویت مشخصی نداشته و خبرچینی می کند اطلاق می شود.
2- آغوزدار= تسا دار
به فردی که کاری انجام نداده و اعمال انجام شده توسط دیگران را فقط به نظاره می نشیند. برای درخت توسکا نیز که بدون میوه است و چوب آن نیز مناسب نیست کاربرد دارد.
یادآوری: نه کور کانه نه شفا دنه
نه کور می کند و نه شفا می دهد.
3- آغوزدار ولگ=پلت داره ولگ
برگ درخت گردو=برگ درختی بنام پلت جنگلی
چون برگ درخت گردو پهن است با اندک حرکت هوا به هر طرف می چرخد.
کنایه:از آدم های فرصت طلب که در لهجه گیلکی رامسری به آنها چینا نیز می گویند.
می خواهم تاپیش امام رضا(ع) رفته و حاجت بگیرم درد خود را بگویم و راحتی و آرامش بگیرم
زمانه سخته چندی کنش بکنم بشوم خانه یار وی دست بگیرم
روزگار سخت شده چقدر تلاش بکنم بروم خانه یار و دست او را بگیرم

قبل از ازدواج:
بشو تی مارگه بگو گردن شکسته من و تی عقدگه خدا دابسته
برو به مادر گردن شکسته ات بگو عقد بین من و تو را خدا بسته و کسی نمی تواند ما را از هم جدا کند.
بعد از ازدواج:
بشو تی پئرگه بگو گردن شکسته هندی تی کیجایه مره بده رسوایی وسه
برو به پدر گردن شکسته ات بگو همین قدر که دخترت را به ریش من بستی رسوایی بس است
منبع:http://www.tebyan.net/children_teenagers/anewidea/poems_stories/2010/2/24/116492.htmlاگر چه روز من و روزگار می گذرد
دلم خوش است که با یاد یار می گذرد
چه قدر خاطره انگیز و شاد رؤیایی است
قطارعمر که در انتظار می گذرد
به ناگهان یک لحظه عبورسپید
خیال می کنم آن تک سوار می گذرد
کسی که آمدنی بود و هست، می آید
بدین امید، زمستان، بهار می گذرد
نشسته ایم به راهی که از بهشت امید
نسیم رحمت پروردگار می گذرد
به شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم
دوباره زیستنم زین قرار می گذرد
پَئر: وَچِه وَرِس باش مَتِرسه
پدر: پسر پاشو برو مدرسه
وَچه: پَئر جان دوگروز باغ من خیلی کوت و بات بکردیم یه کم وَکِت نِیَم
پسر: پدر جان دیروز در باغ زیاد تلاش کردیم یه کمی خسته هستم
پَئر: بشو درس بخوان تا در آینده خوشترره کسی وَکی نه اَمِه مُثان عملِه
پدر: برو درس بخوان تا در آینده برای خودت کسی شده و مثل ما عمله (کارگر) نشوی
وَچه:مو نخانِم
پسر: من نمی خواهم
پَئر: تو نخانه تی دَس تی جیب مَن بشو مختاج هر کَس و ناکَس نباشی
پدر: تو مگر نمی خواهی دست تو در جیبت خودت باشد و محتاج افراد نااهل نشوی
وَچه: نه
پسر: نه
نتیجه:
پئر یه چو وکیته وره تول گیت و یه پوس وره بوک تینَه و هیته گوته تو آدم بشو نیِه
پدر چوبی برداشت و پسرش را دنبال کرده و کتک مفّصلی به او زد و می گفت تو آدم حسابی نمی شوی
ضرب المثل:
-خر چی دانه بهای زعفرانه پیر بز چی دانه بهای بابرانه
خر بهای زعفران و بز پیر ارزش منطقه پر سبزه و پر از علف بابران(باوران) را نمی دانند
هرچی زحمت بکشی هندی نان خواره
هرچی زحمت کشیده ای همانقدر نان می خوری

.


ایمروز هم دوگروز مثان گذرنِه
امروز هم مثل دیروز خواهد گذشت.
امه زندگی هم وکِته روز مره گی
زندگی ما هم در حد روزمره گی شده است.
خرس خواب، گاو خوراک سگ زندگی
مثل خرس خوابیدن، مثل گاو خوردن و مثل سگ زندگی کردن
یه عمر کار بکن زحمت بکش آخرش چی
یک عمر کار کن و زحمت بکش آخر زندگی چه چیزی است
آه و دَم یعنی آدم
آه و دَم زدن(نفس کشیدن) یعنی انسان
یه روز وینی خوشته سَره بَنِه بیشی
یک روز دیدی سرت را زمین گذاشتی و رفتی
تِرِه بارِن آجان گُلِه وَر نیَنِن و الفاتحه
تورا به قبرستان آقا جهان قلی بیگ (تنگدره) برده و برایت فاتحه ای می خوانند
هچ کی نوگَنِه روزگار بر تو چی بگذشته
هیچ کس نمی گوید که در گردش روزگار بر تو چه گذشته است.
خدایا به حق هرچی قشنگ کیجایه همه ما را اهلا کُن
خداوندا به حق هرچه دختر خوشگل همه ما را اهل و صالح گردان
بوگین الهی آمین
بگویید الهی آمین
بی شک ضرب المثل ها نیز جزئی از فرهنگ ماندگار مردم برای بیان صریح تر خواسته ها و امیال انسان ها و مردم در یک منطقه بخصوص است.
در تعدادی از این ضرب المثل ها وقایع تاریخی مهم ، ولادت و یا فوت علماء و دانشمندان، جنگ و گریزها ، روی دادن وقایع طبیعی و غیره نیز لحاظ شده و این ضرب المثل ها در شرایط متفاوتی پدید آمده و مصداق می یابند.
با گذشت زمان نیز این ضرب المثل ها بعد از اندکی تغییر و بعضا تحریف شده در اذهان و خاطره ها باقی مانده و چون چراغی راهنمای نسلهای بعدی می شوند.
از نمونه اینگونه ضرب المثل ها تولید زبانزدهایی است که ریشه دینی داشته و بعد از اسلام آوردن ایرانیان رواج یافته اند.
ضرب المثل هایی نظیر:
1- ظلم کننده خوشترِه کَشَنِه
فرد ظالم به سزای عمل خود می رسد.
یادآوری: قیامت هی دُنیا دلِه
2- خدا دیر گیره امّه شیر(ه) گیره
خداوند دیر به حساب اعمال بندگان رسیدگی می نماید اما حسابرسی بسیار سختی است.
3- اوجو خوده کوفه مانِه(صحرای کربلا یه)( بازار شام =درهم برهم بودن مکانی)
آنجا مثل کوفه جای بدی است.مردم بدی دارد که دین خود را به چند درهم فروختند و مولای خود را تنها گذاشتند.
4-گدای سامرایَه
نظیر گداهای شهر سامراء بسیار بد پیله هستند و اصرار می ورزند.
4- هم با یزیده هم با امام حسین
5- به سر عُمر قسم
کنایه :قسم دروغ خوردن
7-مسلمان نیه موس اَلمانه
مسلمان اسمی است نه مسلمان واقعی
8-آوِه آب کَشَنِه
آب را دوباره با آب می شوید. (وسواس داشتن کسی برای تطهیر شدن)
9- هوایَه (باده) صلوات دَنِه
به باد هوا صلوات می دهد.
کنایه: از افراد خر مقدس و کم اندیشه در انجام امور و فریضه های مذهبی.
10- فلانی خانه دل شمره مانِه
فلان کس در خانه خود مثل شمر بد اخم و عصبانی است.
و .......
جهت دیدن تصاویر افتتاحیه بازیهای آسیایی می توانید اینجا را کلیک فرمایید.
اولی: ای خنم کوجار شی یَه اَندی چَرِه فیس و ایفاده دَرِه
اولی: این خانم اهل کجاست و چرا این همه فیس و افاده دارد
دومی: اون خوشتره کَسانِ کَس ِ از نسل کور مگسِ
دومی: اوبرای خودش کسی است و از نسل خانواده ای بزرگ و اصالت دار می باشد.
اولی: مره هلی نوبونه
اولی: من چیزی حالیم نمی شود
دومی: تی چَمِ قشنگ وازا کُن
دومی: چشمت را خوب باز کن
اولی: وی راه شونیَه تخته سَر بَنِم پا توکِ سَرجی راه شونو -تخ تخ تخ
اولی: راه رفتن اورا روی تخته مرده شوی خانه بگذارم انگار با نوک پا (با ناز) راه می رود.تق-تق-تق
دومی: وی راه شونی هیتَرِه دَ
دومی: راه رفتن او هم همینطوری است.
ضرب المثل:
1- اون(آن) از نسل بزرگانه
معنی اول:
اگرهمراه با استهزاء و تمسخر با شد به کسی گفته می شود که مانند خرس بزرگ بوده ولی کم عقل و بی اندیشه است.
کنایه: تشبیه به خرس
معنی دوم:
اگر جدی گفته شود یعنی اینکه از خانواده بزرگ و اصل و نسب دار است.
کنایه:مواظبت رفتارو گفتار خودبودن در برخورد با افراد ناشناس
۲- اون کیله سر بس سی کوچه سماموس گه د شانیه
اگر بر روی باسن او بایستید کوه سماموس کوچک را می توان دید.
کنایه: از چاق بودن افراد



