گیشی= گی شی = عروسک دست ساز شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ 8:43


بامسی گیشی، بامسی گیشی      کی باباشه، تو  باباشی   اَمِه شی

عروس بامسی، عروس بامسی     کی می شود که تو مال ما بشوی!

این ور بیشی اون ور بیشی             آخرش هِسِّه  اَمِه شی

این طرف بروی آن طرف بروی        آخرش مال ما هستی

بامسی:(بام=اوش بام و سی= کوه به معنی کوه درخشان)

یکی از روستاهای بزرگ منطقه سخت سر و مرکز حکومتی در گذشته بود. حاکم نشین  قشلاقی بوده و نام قبلی آن تمی جان کِری (سرخس)بود.در گذشته گندم و جو در آن کشت می شد. امروزه بخشی از آن در مسیر جاده رامسر به جواهرده بعد از میان لات واقع شده است. به دلیل بروز زلزله مردم به میان لات کوچ نمودند و خانواده های جوار بندی و بالابندیان در آن سکونت دارند. چون این منطقه در اراضی شیب دار واقع شده است  توسعه زیادی پیدا نکرده است. در زمان گذشته  بسیار آباد بوده است. برگزاری مراسم عروسی در این منطقه همراه با بندبازی (لاخوند بازی)و سُرنا ، اسب سواری و غیره بسیار دیدنی بود. تاجران و بازرگانان برای فروش محصولات خود بعد از جواهرده از این محل استفاده زیادی می کردند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ابرها در جواهرده سر بر افلاک می سایند شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ 8:24

http://www.javaherde.ir/images/gallery/5.jpg

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ 12:34

 

http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg

   

مسجد آدینه (دزگی مزگتی)

اذان مسجد آدینه(علی کیایی=مشتی رمضان)

"اینجا محل عبور فرشتگان است آب و هوا را آلوده نکنیم  "

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهرده
By **omidka&Arman**" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/68849084.jpg">Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ Ramsar
By Gholami Mohsen" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/54865013.jpg">Iran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsar
By Gholami Mohsen" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/54745266.jpg">Iran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر
By Hossein Fallah" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/43449752.jpg">طبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست - جاده گرمابدشت رودسر :MET
By Mahmoud Eskandari(MET)" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/47769110.jpg"> ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and Jungle
By RezaSamami" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/48840160.jpg">Fog and JungleGhoo Laek دریاچه قو
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/42928625.jpg">Ghoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1
By Almassi" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/54490879.jpg">مرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد Javaher Dasht-Ghasem Abad بر فراز ابرها
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/42620657.jpg">جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی
By L Nazari" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/56564611.jpg">dream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهر
By ..... Hadi ....." href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/63751839.jpg">برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكش
By zeynab_po" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/62400934.jpg">چشمه دمكشJavaher dasht- Clouds Beach
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46350967.jpg">Javaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431266.jpg">Javaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درخت
By amir va shahram امیر و شهرام" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/32301199.jpg">pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?
By Pouria_Nazarpour" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/43848967.jpg">Is it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431305.jpg">Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdeh
By **omidka&Arman**" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/68848631.jpg">جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ Ramsar
By Gholami Mohsen" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/54864895.jpg">Iran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsar
By Gholami Mohsen" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/56119332.jpg">Iran - Mazandaran _ RamsarMountains
By Anna.hita" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/49766743.jpg">MountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهرده
By Hamid Reza Malmir" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/40623338.jpg">Dream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of clouds
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/42620510.jpg">دریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dasht
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46351156.jpg">Javaher dashtForest Road, North of Iran
By RezaSamami" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46161034.jpg">Forest Road, North of IranRock, North of Iran
By RezaSamami" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46161207.jpg">Rock, North of IranFog and Forest
By RezaSamami" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46161039.jpg">Fog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..
By Mr-Jalili" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/44801725.jpg">Above the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of Iran
By RezaSamami" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/46160602.jpg">Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431107.jpg">Javaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظره
By D. Khani داوود خانی" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/47407972.jpg">پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalat
By Admin Kazemi آدمین کاظمی" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/37518056.jpg">SarvalatJavaherdeh road 7
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431151.jpg">Javaherdeh road 7Javaherdeh road 4
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431116.jpg">Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11
By Alireza Javaheri" href="http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/7431206.jpg">Javaherdeh road 11

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

http://dc694.4shared.com/img/r4Ulp0Oj/s3/1413fa1bfb8/Picture_455.jpg

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

   

http://dc402.4shared.com/img/mBM2iMZN/s3/1413fa1ac30/Picture_452.jpg

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

 
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ترش هولِه= دیو هولِه= آلوچه ترش جنگلی پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ 9:16

شکوفه درخت آلوچه جنگلی نماد زیبایی دختر گیلک(گیل کیجا)

لاکوی چقدر جوانِه               هلو دار  تیته مانِه


 شال هلو (Prunus divaricata ledeb):

اين درختچه بومي شبه جزيره بالكان، آسياي صغير و جنوب غربي آسيا است و در جنگل هاي شمال در ارتفاعات متوسط مي رويد. درختچه يا درختي كوچك است و ارتفاع آن گاهي به سه متر بالغ مي گردد. بدون خار و يا كم و بيش خاردار است، شاخه هاي يكساله آن كوتاه و راست يا خميده، صاف، سبز تا سرخ قهوه اي و براق است برگ هاي آن تخم مرغي و يا واژ تخم مرغي، نوك تيز، با قاعده گوه اي يا گرد و حاشيه درست و يا با دندانه هاي كند و كمان مضاعف است و ابعاد آن 6ـ4×2 سانتي متر مي باشد. دمبرگ آن بدون غده است و به دو سانتي متر طول مي رسد. گل هايش سفيد، با پايك دراز و زودرس است و عموماً منفرد مي باشد و 25 ميلي متر قطر دارد و طول پايك آن نيز به 2 سانتي متر بالغ مي گردد. ميوه آن شبه تخم مرغ كشيده و به قطر 2ـ5/1 سانتي متر است و پس از رسيدن به رنگ زرد مايل به بنفش در مي آيد. مزه آن ترش و شيرين است. هسته آن شبه تخم مرغي و نوك تيز و صاف و كمي فشرده است.

در شهرستان رامسر و حومه

این درختچه از ارتفاعات بالای 200 تا 300 متر از سطح دریا تا 1800 متری در مناطق ییلاقی و مرتفع رشد زیادی دارد. میوه آن ابتدا سبز بعد قرمز و سپس به رنگ سیاه در می آید. رب آلو چه ترش جنگلی در اواخر مردادماه همزمان با رسیدن میوه آن  یکی از سوغات های با ارزش طبیعی در مناطق شمال ایران است و طرفداران زیادی دارد.

استفاده از میوه جنگلی آلوچه ترش برای خرس ها زبانزد است و مردم رامسر بر این باورند که خرسهای منطقه من دامان در مسیر جواهرده رامسر ابتدا آلو چه جنگلی را خورده و سپس با به هم چسباندن لب ها می گویند :

اُف تورشِه!!!!!!(یعنی چقدر ترش است)


طرز تهیه رب آلوچه

http://sib37.blogfa.com/post-729.aspx
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جشن دندان سری= دندان فُشان= دانفشان پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ 7:59
دندان سری : یکی از مراسم دوران کودکی مراسم دندان سری است که همزمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود. در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می‌‌پزند و کاسه‌ای از اش را به خانه فامیل‌ها و دوستان می‌‌دهد معمولا" رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می‌‌گذارند.بر روی سفره دانفشان نیز اشیایی نظیر چاقو، گوشی پزشکی، پارچه، کاغذ و خودکار و ... می گذارند و معتقدند اگر کودک هر کدام از اشیا را برداشت در آینده همان شغلش خواهد شد. مثلا اگر گوشی پزشکی را برداشت در آینده دکتر خواهد شد ، اگر چاقو را برداشت قصاب خواهد شد و الی آخر.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پای صحبت پیرزن روستایی از آمل روستای افراسی پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۰ 7:43

مجری رادیو: مادر جان چند سال داری!

پیرزن: 89 سال با 6تا دختر و یک پسر و 150 نوه و 5 نتیجه و 2 نبیره و 1 ندیده توراه دارم.

مجری:از زندگی ات راضی هستی

پیرزن: نباشم چه بکنم.

مجری: چند تا شاه دیدی

پیرزن: 3 تا

مجری: غذایت چیست

پیرزن: کال مرغانه - کُچُر- پنیر مرغانه- گوسند گوشت با کشتا

پیرزن:تخم مرغ خام- خورشت کشمش تفت داده با تخم مرغ- پنیر تفت داده با تخم مرغ-گوشت گوسفند با نان محلی

مجری: راز سلامتی در چیست!

پیرزن: ماهی، ماهی یِه ماهی-گوشت گاو گاهگاهی- گوشت گوسفند هر صباحی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

وَرا گَرد=سایه بان چوبی =آلاچیق چهارشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۰ 0:0
تعریف آلاچیق

در پارکهای عمومی ، فضاهای بزرگ و … اطاقکهایی که کاملا با مصالح ساختمانی بنای منازل متفاوت می باشد ، ساخته می شود که نقش آنها نوعی سایه بان و یا استراحت گاهی موقتی برای عابرین است. 

در شمال ایران آلاچیق ها بیشتر در باغات چای و میوه ، به اشکال مختلف با مصالح ساختمانی متنوع از قبیل : چوب ، بقایای ساقه های برنج و گندم ، هنوز هم مرسوم است . در برخی دیگر از نقاط ایران این گونه آلاچیق ها علاوه بر ویژگی خاص خود ، به عنوان انبار های موقت یا استراحت گاه نیم روز ، مورد استفاده قرار می گیرند. مصالح ساختمانی که در آلاچیق های روستایی ایران بکار می رود ، بسیار ابتدائی و از مصالح ارزان قیمت می باشد.

راهنمای ساخت آلاچیق ارزان در منزل:
http://www.fazayesabz.blogsky.com/1388/06/20/post-37

چپَر =حصار از خار و خاشاک و چوب و سنگ
نیز جهت محدود کردن محوطه منازل مسکونی -مزارع و باغات  میوه با کمک چند چوب و سیم خاردار و یا تنه هرس شده درختان (شوش هال)برای جلوگیری از ورود احشام مورد استفاده قرار می گیرد.

باغ گولِه =محل ورود به باغ
نیز با کمک تنه درختان هرس شده و گاها درختان با تیغ بلند نظیر لیلکی(کرات دار) مسدود می گردد. یا اینکه ورودی باغ را با کمک چند پله چوبی مسدود می نمایند تا فقط انسان بتواند وارد باغ شود.

پَرابُن:
محلی است برای سکونت گالش ها در مناطق ییلاقی و یا در مراتع میان بند که قسمت پایین آن (دیوارها) سنگ چین بوده و قسمت های بالاتر آن از چوب و تخته ساخته می شود(با عنوان داروَرجِن).سقف آن نیز از شاخ و برگ و تخته پوشانده می شد.

خُشکِه:
هر سایه بان یا محل استراحتی نظیر غار طبیعی و یا تونلی طبیعی که در زمین بوجود آمده تا انسان و دام ها را از بارش باران محفوظ نگهدارد .
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مکتب خانه شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ 11:14

جور استاد   به زمهر پدر

http://www.raazebaghaa.ir/imagecenter/images/au7raezn80e57y2ugp.jpg 

در شهرستان رامسر در گذشته علاوه بر وجود حوزه های علمیه جهت کسب اطلاعات مذهبی و تربیت روحانیون در آخوندمحله- نارنج بن و سادات محله تعدادی مکتب خانه نیز وجود داشت که بیشتر به کار آموزش دینی و درسی دانش آموزان اشتغال داشتند. معلمین آنها هم بیشتر از طالقان- مشهد و افراد غیر بومی و مهاجر از شهرهای گیلان و مازندران بوده و علاقه زیادی به آموختن و آموزش داشتند و از جان و دل مایه می گذاشتند.

افرادی نظیر آقای رستگاری و .... از مکتب خانه داران بنام در رامسر بودند که همراه با بچه ها در تعطیلات تابستان نیز در جواهرده رامسر به آموزش افراد می پرداختند و از این را ه امرار معاش می کردند. در جواهرده به همت آقای حجت الاسلام نحوی و همکاران ایشان یک حوزه علمیه نیز در جوار میدان بالای جواهرده جهت کسب علم اهل دین راه اندازی شد و مدت مدیدی تحصیل طلاب در آن در فصل تابستان انجام می شد که ساختمان آن در حال حاضر در محل نزدیک درمانگاه فعلی جواهرده هنوز وجود دارد.

دانش آموزان در مکتب خانه ها علاوه بر یادگرفتن دستورزبان عربی- رو خوانی و تفسیر قرآن بر دروس فارسی -املاء- و گاها ریاضی و علوم خود نیز مروری داشته و به صورت تقویتی آنها را فرا می گرفتند تا در سال تحصیلی جدید از آمادگی مناسبی در یادگیری دروس برخوردار شوند.

کلاس دخترها از پسرها جدا بوده و ترکیب سنی آنها نیز بین 5 تا 15 سالگی متغیر بود. جمع شدن در بین بچه ها- شیطنت های بچه گانه- درس جواب ندادن و تنبیه ها توسط استاد مکتب خانه هرکدام خاطراتی خوش را در اذهان بچه هایی که در مکتب خانه ها نیز درس خوانده اند به یادگار باقی گذاشته اند که خود حدیث مفصلی است.

"یاد آن روزها به خیر"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کَلا  = کوزه بزرگ= خم شنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۰ 9:14

در شهرستان رامسر و روستاهای اطراف آن و بیشتر در مناطق ییلاقی به دلیل مشقت زندگی و وجود برف و یخبندان مردم مصرف برنج- غلات- حبوبات و غیره یکساله خود را به صورت یکجا تهیه نموده و در محلی در خانه خود ذخیره می نمودند. کوزه های بزرگ سفالی از جنس گل رس پخته شده و با دو دستگیره بزرگ جهت جابجا کردن به همراه  نقش و نگارهای برجسته از طبیعت و حیوانات توسط کوزه گران ماهر ساخته می شد.

http://tajerian.ir/Uploads/NewsPics/pic1/00000000000000000001240.jpg

از کلا بیشتر در موارد ذیل استفاده می شد:

1- نگهداری برنج- گند م و جو

2- نگهداری حبوبات نظیر عدس- لوبیا و ...

3- نگهداری آرد

4- جهت کره گیری از ماست ترشیده بوسیله تکان دادن مداوم آن با کمک دست و یا نیروی آب

این نوع کلا کوچکتر و پهن تر بوده و دارای دو دستگیره برای تکان دادن(دوشان زدن) جهت جداسازی کره(روغن حیوانی) از ماست ترشیده حاصل از شیر گوسفند و یا گاو است. در این فرآیند با جوشاندن دوغ حاصل ماده سیاه رنگی بنام قره قروت (ترف) نیز تولید می شود که ترش مزه بوده و دارای خاصیت درمانی است.

در هنگام تکان دادن کَلا  در هنگام کره گیری از ماست ترشیده نیز این بیت را می خواندند:

دو دو دوشان دو

دوغ دوغ ، دوشان زدن(تکان دادن) دوغ

 یِه کَلا ماس    یِه کَلا دو

یک کوزه بزرگ ماست یک کوزه بزرگ دوغ است

کَلا را معمولا در امن ترین محل و یا در سردترین قسمت در طبقه پایین خانه ها و عمدتا در آشپزخانه قرار می دادند و به کمک یک پیاله بزرگ(تاس) آن را پر و خالی می کردند. امروزه به دلیل وجود یخچال و کوچکترشدن فضای خانه ها نگهداری این کوزه های بزرگ  انجام نمی شود و حتی کوزه گران در استانهای کشور مبادرت به ساخت آنها نمی نمایند. کَلا  به صورت محدود در برخی از خانه های روستایی به عنوان منبع ذخیره آب  و یا عمدتا بصورت غیرقابل استفاده وجود دارد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نقشه جغرافی اشکورات دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ 11:0

اشكور در امتداد سلسله كوه‌هاي البرز قرار دارد و از جنوبي‌ترين نقطه شهرستان رودسر آغاز شده تا جنوبي‌ترين نقطه شهرستان رامسر ادامه دارد.
محدوده اشكور از جنوب به قزوين و از مغرب به املش و رودبار الموت و از شرق به بخش كوهستاني رامسر-تنكابن و از شمال نيز به دامنه‌هاي كوهستاني رحيم‌آباد و رامسر متصل است.
تعداد روستاهاي اشكورات رودسر به سه دهستان تقسيم شده كه شامل اشكور سفلي، اشكور عليا و سيارستاق يلاقي و اشكور شوئيل است كه اشكور شوئيل از سال 1373 از اشكور سفلي جدا شد.
اشكور به دليل شرايط و طبيعت كوهستاني منطقه، داراي زمستان‌هاي سرد و پربرف و تايستان‌هاي خنك و ملايم است كه اين امر موجب مي‌شود كه در فصول پاييز و زمستان جمعيت منطقه به حداقل و در بهار و تابستان به حداكثر ممكن برسد.
اشكور به دليل دارا بودن چشمه‌سارها، درياچه‌هاي طبيعي، چشمه‌هاي آب معدني رودخانه‌هاي زلال و غارهاي فراوان و پاكي هوا توجه مردم را به خود جلب كرده است.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

سحرخوانی دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ 10:49

در شهرستان رامسر


و بیشتر در روستاهای اطراف در زمانی نه چندان دورکه برق و بلندگویی موجود نبود مراسم سحرخوانی توسط یک نفر اهل کتاب و قرآن و بیشتر از بین پیرمردهای زنده دل با صدایی خوش از محله ای به محله دیگر جواهرده (شامل 8 محله)انجام می شد. این مراسم برای آگاه شدن مردم از نزدیک شدن وقت سحر و اقامه نمازصبح در ایام ماه مبارک رمضان بود.

در این بین خوردن سحری نیز مراسم و آیین خاصی داشت که اغلب غذاهایی را که در ظهر روزهای غیر از ماه مبارک صرف می شد سفره سحری را رنگین می نمود. این امر در گذشته نشان از بهداشت تغذیه و رعایت نکات تغذیه ای مناسب توسط مردم  گذشته با صرف غذای سحری جهت گذراندن اوقات پر مشقت و کارهای طاقت فرسا در روزهای ماه مبارک رمضان داشت.اغلب غذاهای حجیم نظیر برنج به همراه سبزی و میوه تازه به همراه چای صرف می شد.امروزه علم ثابت نموده است که سبزیجات در نگهداری مایعات در طول روز کمک بزرگی به روزه دار می نماید.

در سحرخوانی علاوه بر گفتن اذان و اقامه از اشعار مولانا- حافظ و حتی اشعاری به زبان محلی نیز استفاده می شد. چاووشی خوانان زبردست و خوش آواز نظیر زرگرحسن-یعقوب ابراهیم (ابراهیم فرزند یعقوب) و کوبو فاطمه و .......در جواهرده رامسر نیز در مراسم سحرخوانی شرکت می کردند.این افراد با کمک چراغ قوه و یا فانوس در کوچه ها می چرخیدند و مردم را از خواب بیدار می کردند.

 همچنین آیین ها و مراسم تنظیف مساجد قبل از شروع ماه رمضان-شب ضربت خوردن حضرت علی(ع) و به پیشواز عید فطر رفتن با جمع شدن پیرمردها و روحانیون محلی در میدان بالای جواهرده و رویت هلال ماه شوال در امسال نیز همانند سالهای گذشته در جواهرده رامسر انجام می شود.

یکی از سنت هایی که در ماه رمضان در برخی از شهرهای ایران رواج دارد سنت کله پاچه خوری در مراسم افطاری است که در جواهرده انجام نمی شود.

عامه معتقد بودند كه كله گوسفند را به جای كله ابن‏ملجم باید در دیگ پخت و خورد. این سنت هنوز هم رواج دارد و افطار بیست و هفتم رمضان در بسیاری از نواحی، خوراك كله پاچه است كه البته با ذكر لعنت بر ابن‏ملجم همراه است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

چشمه های ییلاق جواهرده چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ 12:21

وقتی از کمرکش کوهستان و مراتع سرسبز آن بالا می رویم و ترنم آواز پرندگان بهاری در گوشمان طنین انداز می گردد خود را به دست باد بهاری می سپاریم تا صدای ما را به دورترها ببرد و دریغ از آدم زنده ای. یا زنده به گور شده ای در میان سنگهای خردشده زمانی دراز که رنج گذر سالیان زیادی را در گرمای تابستان و در یخبندان زمستان به خود دیده باشد.

تابستانها لذت نوشیدن یک جرعه آب خنک از چشمه سارهای آب شیرین و گوارای جواهرده هیچگاه از یاد انسان نمی رود و حتی بخاطر آوردن این لحظات نیز خود از شیرینی خاصی حکایت می کند.

اینجا ییلاق جواهرده رامسر است که در بین چند کوه محصور شده ولی با طبیعت دلنشین خود پذیرای هزاران مسافر داخلی و گردشگران خارجی است. کوهنوردان هر ساله با تجهیزات کافی و امکانات مناسب راهی این دیار می شوند و چند روزی را در کوهستان رحل اقامت افکنده و با خاطرات شیرین و ثبت تصاویر دلنشین آنجا را ترک می نمایند. بعد از پیاده روی های طولانی رسیدن به چشمه ای با اب گوارا خود نعمتی است.

در جواهرده چندین چشمه در داخل ده و چندین چشمه نیز در کوههای اطراف وجود دارند که هرکدام محل آشامیدن اب انسان و حیوانات موجود در منطقه است.

از مهمترین این چشمه ها می توان به چشمه های زیر اشاره نمود:

۱- چشمه آب معدن

با داشتن استراحتگاه برای خانواده و امکاناتی نظیر پارکینگ و ....

۲- چشمه جیر کوه در بین راه جواهرده در محل جیرکوه

۳-  چشمه آبعلی

در قسمت ورودی جواهرده

۴- چشمه تنگدره

کمی بالاتر از چشمه آبعلی در کنار امامزاده که در حال حاضر توسط عموم غیرقابل استفاده است و در مسیر جاده خاکی به سماموس قرار دارد.

۵- چشمه برتل

که چند چشمه از کمرکش کوه سرخ تله در دشت برتل دارای مرتعی سرسبز با هم یکی شده و رودخانه ای را تشکیل می دهند که در بالای سر جواهرده آبشار دارالوداع(دارالفداء) را می سازد که زمانی چرخ سنگین یک آسیاب آبی را می چرخاند. آلاچیق های معروف و در کنارش کشت نان خانگی ماهی تابه ای(کشتا) در اطراف این آبشار کوچک طرفداران زیادی دارد.

۶- سلیمان چشمه و چند چشمه خصوصی که در حیاط خانه واقع شده است که در بالادست جواهرده وجود دارند.

۷- باریک چشمه (بریک چشمه)

در نزدیک محله جولاخیل جواهرده و کمی پایین تر از مسجد آقا پلاسعید

۸- چشمه کوکب (کوکو چشمه)

در ورودی تپه ای به نام تاک (سر دانه کول= محل بلندی که توت فرنگی وحشی دارد) و امروزه در قرق منابع طبیعی و درختان در آن دست کاشت شده اند  تا بتواند تجدید حیات نموده و به کلیماکس (مرحله زادآوری و خود تکثیری) مرتع خود رسیده است.

۹- چشمه ای در کنار کهن ترین درخت منطقه جواهرده به نام پو دار(درخت نگهدارنده بهمن حاصل از توده های برف)

و چند چشمه دیگر که در کنار دو رودخانه پرآب در غرب و شرق دهستان جواهرده از دل زمین جوشیده و درختان و گیاهان دارویی منطقه نظیر گل گاوزبان- پونه های وحشی و غیره را سیراب می نمایند.

کمی بالاتر در دوردست ها چشمه پپی خان در مسیر جاده لپاسر روبروی کوه سرخ تله در کوه بن که به همراه  چند چشمه دیگر آبشار ناوکش دره در پشت تپه تاک و رودخانه پرآبی را ساخته که از سمت شرق جواهرده به سلمل راه یافته و رودخانه دیودره را می سازد.- چشمه ای درباغدشت استراحتگاه کوهنوردان و تاجران و بازرگانان قدیم رودبار و قزوین و چشمه داقله(دوقلوی) لپاسر که سردی آب آن به یاد هر گردشگری می ماند و ده ها چشمه دیگر نظیر شقن آب و .... طراوت و زیبایی خاصی را به کوههای جواهرده و اطراف آن می بخشند.

*رامسر به علت داشتن کوههای پربرف ، ریزش باران های فراوان در آن و قرار داشتن در منطقه پر آب ایران ، از چندین آبشار زیبا و دیدنی با چشم انداز های طبیعی نیز برخوردار است :

1-    ازارک - منطقه سنگ پشته

2-    هیسیان- منطقه جنت رودبار

3-    چاردر- منطقه جنت رودبار

4-    خشکا- منطقه هریس

5-    لج و میج - منطقه اشکور رامسر

6-    ریزش براز- منطقه جنت رودبار

7-    راشمه دره - جواهر ده

8-    احسینه - منطقه جنت رودبار ( بلندترین آبشار منطقه )

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

داستان گیلکی رفیق ناباب = دوست بد دوشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۰ 9:16

انسان به دلیل وجود بعد اجتماعی  روح و روان خود نیاز به یک همدم و مونس دارد . این نیاز از اوان کودکی آغاز شده و شخصیت اجتماعی فرد همزمان با همنشینی با افراد مختلف شکل گرفته و پردازش می شود. بعد از پدر و مادر و افراد خانواده دوستان در محیط بیرون از خانه و یا در محل کار حرف اول را می زنند. انتخاب دوست خوب یک موهبت الهی است و نگهداشتن دوست خوب از آن سخت تر بوده و یک هنر است. کسی می تواند بر ناملایمات و سختی های زندگی چیره گردد که علاوه بر هدایت خداوند همواره  از راهنمایی های یک دوست خوب بهره مند باشد.

داستان گیلکی زیر یکی از این داستانهاست که به نقش دوست خوب در زندگی افراد می پردازد.

پدر اولی: او وَه اون اَزَه بُسوتِه جامِه دَاشتِه

پدر اولی: وای- او انگار پیراهن سوخته در تن داشت(کنایه از شدت درماندگی و رنج)

 

پدر دومی: موضوع چیه؟

پدر دومی: موضوع چیست؟

 

پدر اولی: هِچی- جوانی و جاهلی

پدر اولی: هیچ- جوانی و خامی

 

ناگهان دو نفر نوجوان بین 18 تا 20 سال وارد صحنه شده و با هم گلاویز می شوند. دعوا به مرحله هیجانی می رسد و یکی از آن دو روی زمین می افتد و تمام لباسش خاکی می شود.

جوان اولی:مادر ....... تو چَرِه مِرِه گول بَزِه؟ می پولشانِ وِگیتِه تا مِرَره موتور هِگیری امَّه بیشی و ای قراضه مِرَرِه بِیَرده!

جوان اولی: مادر .........   تو چرا به من کلک زدی؟ تمام پولهایم را گرفتی تا برایم یک موتور دست دوم بخری ولی رفتی و این قراضه را برایم آوردی!

جوان دومی: تی اصل مطلب بوگو

جوان دومی: مطلب اصلی را بگو

 

جوان اولی: چند بار کَسِن هَمرَه بیشِم موتوردوزی- جیب زَنی و .... تو هَمَش می سَرِه کلاه نیَه نیبی.

جوان اولی: چند بار باهم به دزدیدن موتور و جیب بری و .... رفتیم و تو همیشه سر من کلاه گذاشتی.

 

جوان دوم: بشو تی پَرِه بوگو بیَه مو با تو گَپی ندارِم

جوان دوم: برو و به پدرت بگو بیاید من با تو حرفی ندارم

 پدر جوان اولی وارد میدان شده و جوان دوم را تهدید می نماید که اگر راستش را نگوید او را به کلانتری معرفی می کند.

جوان دوم: امه کَسِن هَمرَه قرار بَنِم مَسجد آدینه دل سنگ قبر بدزدیم اَلَن دِ تی وَچِه بازی دَر بیَردِه.

جوان دوم: ما با هم قرار گذاشتیم در داخل محوطه مسجد آدینه سنگ قبر بدزدیم الان پسر تو بازی در آورده.

 

پدر جوان اولی: بازی دَر بیَردِه یعنی چی؟

پدر جوان اولی: بازی در آورده یعنی چه؟

 

جوان دوم: گونه دِ مو خَنِم تنها کاربوکونِم. مسجد سکینه اَبجی و مسجد واجب الاحترام سنگ قبرشان دِ می شی یَن!

جوان دوم: می گوید من می خواهم تنها کار کنم. سنگ قبرهای مسجد سکینه آبجی و مسجد واجب الاحترام دیگر مال من هستند!

 

پدر جوان اولی: اصل بد نیکو نگردد بلکه بنیادش خرابه (بد است)

 

پدر جوان دومی: یار بد بر دین و ایمان زند.

شِمِه اَمِه مُردِه شانِ چیکار دِرین. یاالله هرچی سنگ قبر وگیتین بابُرین بَنین وی جا سَر.

پدر جوان دومی: یار بد بر دین و بر ایمان هم می زند. شما به مرده ها ی ما چه کار دارید. هرچه زودتر برویدو سنگ قبرهایی را که برداشته اید سرجایشان بگذارید.

 جوان سومی وارد معرکه شده می گوید :

مو قبلا اطلاع بدم تا زیندانی نابین بیشین سنگ قبرشان  بی یرین. بگوتم شمره کاری نداشته باشن.

من قبلا اطلاع دادم تا زندانی نشدید بروید و سنگ قبرها را بیاورید.

 

توجه:

سنگ قبرهای قدیمی با خاطرات تاریخ زنده گان در زمانهای گذشته در معرض تخریب جدی-مدفون شدن در زیر خاک و احیانأ ............ هستند.

 به راستی با وجود بازمانده رسوبات آتشفشانی و سنگهای رنگارنگ آذرین و سنگ قبرهای قدیمی با قدمت کمتر از نیم قرن و یا بیشتر چرا موزه سنگ در رامسر نداریم.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

خرگوش قهوه ای شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۰ 8:55

در شهرستان رامسر

خرگوش جانوری بازیگوش و تند رو است. این حیوان   پستاندار است که بیشتر در مناطق کوهستانی و ییلاقات رامسر یافت می شود. خرگوش در این نواحی دارای جثه ای بزرگتر از خرگوش های معمولی است و غالبا به رنگ قهوه ای و یا خاکستری می باشند تا بتواند از چشم دشمنان طبیعی خود بیشتر درندگان از جمله روباه(با لهجه گیلکی رامسری لویاز) -مار و عقاب ها در امان بماند. خرگوشها قدرت تطبیق دادن خود با محیط را بخوبی حفظ نموده و در مواقع خطر از سرعت خوبی برخوردار هستند. در جواهرده رامسر بیشتر در اطراف تاک سر روی صخره های بالای کوه به طرف شرق و رودخانه - لوی گه تله و کوه مشرف به بوستان جنگلی صیقل محله و همچنین در مسیر لپاسر و در اطراف باغ دشت کلونی آنها مشاهده و گزارش شده است. امروزه به دلیل ازدیاد جمعیت و تولید سر و صدا خرگوش ها نیز مهاجرت کرده و به نقاط مرتفع تر و خلوت تر کوچ نموده اند. دیدن خرگوش و دنبال کردن آن همواره از جنبه های تفریحی و خوب کوهنوردان و مردم عادی بوده است که در بحث اکوتوریسم می تواند مورد توجه قرار بگیرد.خرگوش از آفات مهم کشاورزی نیز به حساب می آید.

فروش خرگوش در رشت

خَرگوش پستانداری است علفخوار، از خانوادهٔ خرگوشان (Leporidae) و به اندام گربه، دارای گوش‌های دراز و لب‌های شکافدار. دست‌های خرگوش از پاهایش کوتاهتر است. و بسیار تند رود، و  دارای اقسامی مختلف است. در حدود ۶ تا ۸ بچه به دنیا می آورد. خرگوشی است که در نیمکرهٔ شمالی و در نقاط قطبی یافت می‌شود.

خرگوش‌ اهلي‌ (Oryctolagus Cuniculus)حيواني‌ از راسته‌ خرگوش‌ شكلان‌ (Lagomorpha) و خانواده‌ Leporidae است‌ و خاستگاه‌ ابتدائي‌ آن‌ غرب‌ اروپا و شمال‌ غرب‌ آفريقا مي‌باشد.

در حال‌ حاضر از نژادهاي‌ مختلف‌ آن‌ به‌ منظورهاي‌ گوناگون‌ از جمله‌ توليد پشم‌ و گوشت‌، انجام‌ تحقيقات‌بيولوژيكي‌ و بعنوان‌ حيوانات‌ خانگي‌ استفاده‌ مي‌شود.

در هنگام زمستان نیز وجود پوست سفید یافت او را در برف دشوار می‌سازد. تغییر رنگ پوست این حیوان ما را به شگفت می‌آورد یعنی در زمستان سفید شدن پوست این جانور و در تابستان خاکستری یا قهوه‌ای شدن آن. می‌توان این خرگوش را مانند آفتاب پرست دانست که او نیز تغییر رنگ می‌دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زرج = کبک کوهی پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۰ 9:35

با آمدن بهار همزمان با تلالوی خورشید عالم تاب و ترنم صدای رودخانه ها که با آب شدن تدریجی برف در کوهستان رنگی دیگر به خود می گیرد می توان شاهد صدای دلنشین و پرآوازه پرنده ای بخصوص در کوهستانهای جواهرده رامسر بود. این پرنده به دلیل وجود رگه های زرد رنگ در بالهای خود به زرج معروف است که در طول هزازها سال به دلیل استتار خود رنگ پرهای آن کمی به تیرگی می گراید. در گذشته با استفاده از روش کندن گودال و استفاده از یک تخته سنگ و بعدها به کمک یک تشت وارونه بر روی گودال و ریختن کمی دانه برنج و یا گندم و ... این پرنده را به دام می انداختند. هجوم افراد مختلف به منطقه و شکار بی رویه پرندگان یکی از عوامل کاهش دهنده نسل این پرنده کوهی است. امروزه کمتر کسی می تواند به آواز دلنشین آن گوش داده و از وجود آنها در طبیعت جواهرده لذت ببرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسجد آدینه جورده ولایت تنهیجان و گرجیان، مسجد دزگا مزگتی (به کسر دال و فتح میم و سکون زاء و فتح گاف دوم) نام داشت.* و این نامی زردشتی است و مشابه چنین واژه‌ای در حوالی این منطقه وجود دارد. البته واژه دز به معنای دژ آمده است و در مناطق چندی در شمال اماکنی با عنوان دز کول (رامسر) و دز بن (لاهیجان) وجود دارد. از آن جایی که این قلعه و دژهای نظامی گاه از سوی دزدان نیز مورد بهره بردای قرار می گرفت به معنای مکان دزدان و رهزنان نیز به کار می رفت. در سیاه چال کش واقع در ضلع غربی وژگ موضعی است به نام دزگا مزگا دشت که هنوز بر سر زبانها بوده و بدان مشهور است. عمل گلکاری مسجد توسط دوشیزگان همراه با جشن و کشتی و دیگر آیین ظاهراً مربوط به دوره پیش از اسلام است، زیرا در تعمیر و مرمت مساجد اسلامی چنین روشی نیست.*

منبع عکس: وب سایت ده یاری جواهرده

هر سال در قبل از آغاز نوروزماه دیلمی که اغلب با دومین جمعه در   مردادماه شمسی (تاوسان قبل اسد=تابستان قبل از ماه اسد) همراه می گردد مراسم گلکاری مسجد آدینه(فواج زدن) به همراه برگزاری بازار محلی و مسابقات کشتی در ییلاق جواهرده برگزار می شود. این نوع مراسم از نوع آیینی بوده و بر طبق اسناد تاریخی در قبل از اسلام در این مکان نیز مراسم و جشنهایی به عنوان معبدی زرتشتی و آتشگاه انجام می شد.

مسجد آدینه در اندیشه بسیاری از مردمان حتی برخی از علمای گیلان چون آیت الله مهدوی سعیدی لاهیجی از ارزش و جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار بوده است. به نظر ایشان مردم گیلان تشیع امامی را از مردم آخوند محله و علمای بزرگ تنکابن دارند؛ زیرا آخوندمحله رامسر که پایگاه اندیشه دوازده امامی بوده است با علمای به نامی چون شل شریف سرابی تنکابی و سید بزرگوار پلا سید ( پلا=پیل له به معنای بزرگ ) و بسمل و خاندان معروف الهیان و دیگر علمای به نام موجب شده است تا اندیشه شیعی امامی در منطقه غرب مازندران تا غرب گیلان رواج و گسترش یابد. وی همواره از آخوندمحله به عنوان پایگاه به نام شیعه و عالمان یاد می کرده است و به نویسنده به یاد آن بزرگان احترام و ارج بسیار می نهاد.

در زمینه ترویج دین اسلام به حضور سادات  در سادات محله(معاف محله)  و وجود امامزاده ها  در منطقه رامسر و حومه نیز می توان اشاره نمود.(نگارنده)

مسجد آدینه دارای قدمتی بیش از ۷۰۰ سال است که   دستخوش ناملایمات روزگار از جمله سقوط بهمن و زلزله شد. برای آخرین بار توسط فردی بنام شل شریف(آقاجان شل آقاخانی جد خانواده پورمنصوری) در دوره صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.که در ابیات ذیل که بر سر درب ورودی آن توضیح داده شده بود.

نام  خدای  علیم   و      قدیم                   به مسجد تزلزل  بطین بپا شد

بنوعی    بلرزید  زمین   خیال                    تو گفتی مگر که قیامت بپا شد

بنای  مساجد  مَشاهد  همه                   از این شور صَدمه بمثل هوا شد

ز  بهر  بنای   چنین  مسجدی                  مُدرّس چو باعث بصدق صفا شد

شریفا  جهان  علوم  و    کمال                مُتوّل  موفق به هر دو سرا   شد

محیط   فضائل   سپهر     هنر                  علیم   قواعد    غمام  زکا   شد

بنا کرد  بلطف  خدای    جهان                 باندک زمانی چنین  با  ضِیا  شد

چه عالی بنایی ز رای  شریف                 گروهی ملک را در او  التجا  شد

گذرگاه  خضر  و  مقام   مسیح                از این تا قیامت ز فضل خدا  شد

تبارک تعالی چه مسجد که گویی            چو کعبه مُعظم  مُبارک بنا  شد

خلایق نمودند بسی سعی خیری           خداوند بلطفش از ایشان رضا شد

بگفتم نمایم  چو  از  بهر    تاریخ             خیالی امینی خِرَد  بر  ملا   شد

بگفتا " سلیمان " چرا تو غمینی             تو را هم مددکار حامی خدا  شد

ببین  و  بسنجش  بتاریخ  او                  ز  روی  معما  نکاتش  ادا   شد

تامّل نما  و  بگو  از  سر  فیض               مکان  عبادت  محل  دعا   شد.

بعد از انقلاب در سایه زحمات متولیان مرحوم که آقا و خانمی به نامهای اسماعیل(اسمال آقا) و متولی آبجی بودند (خدایشان رحمت کند)و با  درایت و همت بزرگمردی از دیار کریمان اهل بیت آقا سید ابراهیم بنی هاشمیان(معروف به آسید ابرهیم ) پیشنماز وقت با کمک دیوار بلوکی محدود شد تا از تجاوزات مرزی توسط افراد محلی مصون بماند.سپس آشپزخانه و زیرزمینی برای احداث کتابخانه با مسئولیت یکی از فرزندان ایشان که در حال حاضر پزشک هستند به کل مجموعه اضافه شد.

در بهار سال      به دلیل سهل انگاری در افروختن آتش در اجاق هیزمی داخل مسجد و بنا بر روایتی در اثر بروز صاعقه گر گرفت و یکپارچه در آتش سوخت. این حادثه تلفات جانی نداشت ولی تاریخی سراسر پر از رمز و راز را باخود ازبین برد که از این به بعد می بایست آن را از طریق نقل قول ها و سخنان پیران سالخورده با تردید در صحت و سقم آنها مورد واکاوی قرار داد. 

در حال حاضر بر طبق معماری جدید از آهن و سنگ و سیمان  با دو شبستان بزرگ در دو طبقه مسجدی نو ساخته شد که نشانی از شکوه و عظمت گذشته را ندارد. توسط نگارنده پیشنهاد بیمه کردن مسجد آدینه در برابر حوادث طبیعی و ....و بیمه کردن متولی آن با خانواده اش و همچنین موذن گرانقدر آقای علی کیایی(مشتی رمضان) به هیئت امناء مسجد داده شده است.

نوروزماه  سال ۱۵۸۵ دیلمی(سال کبیسه است) مطابق با ۱۴ مردادماه شمسی(۱۷ مردادماه تقویم دیلمی) و ۵ رمضان ۱۴۳۲ قمری و ۵ آگوست ۲۰۱۱ میلادی است.

منابع مورد استفاده:

۱-ستوده، منوچهر، از آستارا تا استاراآباد، ج 2 ص 32

۲- لغتنامهٔ دهخدا

۱- وب سایت سماموس

۲- وبلاگ رامسر شهر دریا و جنگل

۳- http://siamakmehranfar.persianblog.ir/1389/5

اطلاعات بیشتر از مسجد آدینه

توجه:

توسط نگارنده پیشنهاد ساخت تصاویر انیمیشن با کمک نرم افزار   3D STUDIO به شورای شهر رامسر و دهداری جواهرده در قالب نامه اداری در سال ۱۳۸۸ارسال شده است.کسانی که مایل به همکاری و یا سرمایه گذاری جهت معرفی اماکن و جاذبه های گردشگری شهرستان رامسر می باشند می توانند به دفتر شورای اسلامی شهرستان رامسر و کتالم و سادات محله به صورت حضوری مراجعه فرمایند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

استفاده از مصالح محلی در ساخت ابنیه چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ 9:47

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/31747540.jpg

در شهرستان رامسر و ییلاقات از جمله جواهرده استفاده از مصالح محلی خصوصا سنگ و چوب از گذشته های دور مرسوم بوده است. به دلیل وجود اکوسیستم های مشابه مناطق بیابانی  در ارتفاعات گسترش جنگل ها فقط تا ارتفاع خاصی ادامه یافته و از منطقه ای به بعد ما دیگر شاهد رشد درختان و جنگل وسیع  در ارتفاعات ییلاقی نیستیم. در این مناطق درختان جای خود را به درختچه ها و سپس بوته ها و علوفه مراتع می دهند.

از چوب درختانی نظیر راش- سردار(سرخدار) و .... به دلیل استحکام مناسب  به شکل نر و ماده  و با کمک میخهای محکم چوبی از جنس درختی خاص روی هم سوار شده (اصطلاح اجار بندی گیلکی رامسری) در ساخت خانه های روستایی استفاده شده و سپس گل اندود می گردند.

خانه های روستایی دوطبقه بوده و طبقه پایین(اصطلاح محلی جیرکا) بیشتر با ملات سنگ و چوب ساخته می شود تا استحکام کافی داشته باشد و طبقه بالا(اصطلاح محلی جارکا) دارای پنجره چوبی(آبشکه) با حفاظ یکپارچه چوبی جهت مقابله با بادهای تند بهاری می باشد. معمولا از طبقه پایین با یک درب چوبی(اصطلاح محلی بلت بر) و به کمک یک قفل چوبی که با دست از طریق سوراخی در کنار درب(اصطلاح محلی کرما لوکا) باز و بسته می شود معمولا برای نگهداری احشام استفاده می شد.  دربی افقی در کف طبقه اول برای ریختن علوفه دامها در پاییز و زمستان نیز در نظر گرفته می شد.امروزه که دام زیادی نگهداری نمی شود طبقه پایین را گل اندود نموده و یا رنگ کرده و برای فصل تابستان که خنک تر است مورد استفاده قرار می دهند. ژوشش سقف خانه ها نیز با تکه هایی از تخته (اعلب به ابعاد ۳۵*۳۰ و یا ۴۰*۳۰) به صورت سفالی روی هم طوری نصب می شد تا آب باران و برف را به خارج هدایت نمایند. چون میخ فلزی وجود نداشت با کمک سنگ و کلوخ تخته ها را از جریان باد و حرکت کردن از محل اصلی کنترل می نمودند.

بر طبق تحقیقات انجام شده در این نوع معماری محلی (سنتی) نسبت به معماری جدید(ساختمانهای بلوک و آجری)چون چوب ها در همدیگر کلاف شده اند در مقابل زلزله و حرکات زمین به دلیل خاصیت ارتجاعی بیشتر مقاوت نموده و از هم نمی گسلند.

چون منطقه خوش نشین بود در هر  سال یکبار در ایام نوروزماه (آغاز سال دیلمی) در اوایل مردادماه شمسی در تابستان  دیوارهای داخلی و خارجی این نوع خانه ها را با گل رس خاصی گل مالی می کردند(فواج زدن).زدودن کثافات و تارهای عنکبوت و نو کردن اشیاء قدیمی سنتی قدیمی است که از نیاکان این مرزو بوم به ارث رسیده و هم اکنون این کار در زمان قبل از تحویل سال نوی هجری شمسی و آغاز جشن های نوروزی به جای نوروزماه دیلمی انجام می گردد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسیر های تفریحی و گردشگری در شهرستان رامسر سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ 11:55
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

هفت سین نوروزی یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ 10:30

 

اول سلام،

سلام به بهار و باران و یاران،

سلام به پاکی چشمه ساران.

سین دوم سحر،

سحر که مرغ می خواند.

سحر که آوازش را سپیدار بلند می داند.

سین سوم سادگی،

ساده باشیم.

مثل بنفشه کنار جوی،

با پاکی هم کاسه باشیم.

سین چهارم سرود،

سرود شقایق و شعر وشور،

سرود پرواز به دور.

سین پنجم سپید،

قلبمان سپید

مثل پرنده ای که به آسمان پرید.

سین ششم سفر،

سفر با پر سیمرغ در صبح روشن،

به سرزمین آب و گل و نسترن.

سین هفتم سلام

دوباره سلام

سلام به صبح و سپیده و سحر

سلام به پرواز و پر

عیدتان مبارک.

 حاجي فيروز چيست؟

اینجا را کلیک نمایید

 

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

موره =مهره شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۹ 10:13

در اغلب مذاهب آویختن مهره و یا سنگ های قرمز-سبز و غیره جهت در امان ماندن از شر شیاطین و یا همراه داشتن ادعیه و کاغذ پاره هایی بنام آل دعا -دو داب شور و غیره و همراه داشتن سوزن و یا قراردادن چاقو در زیر بالش نوزاد و مادر از گذشته های دور مرسوم بوده است. ساختن مهره های رنگارنگ جهت تزیین گردن و پالان اسب و قاطر و غیره نیز در شهرستان رامسر و حومه از دیرباز رایج بوده و هست.

ساخت این مهره ها با ابزارهای ساده از جنس پلاستیک و یا صیقل دادن چوب امکان پذیر است.

در باورهای پیشینیان  مردم در گذشته بر این عقیده بودند که جن ها و شیاطین بجای تخم گذاشتن و یا بچه بدنیا آوردن مهره های رنگارنگی تولید می کنند. و از این طریق تخم شیاطین در مناطق مختلف گسترش می یابد. نام خانوادگی موروف نیز بعدها به معرف تخلیص و معروف شده است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

میر نوروزی جمعه بیستم اسفند ۱۳۸۹ 8:51

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
                                        (حافظ)

درباره ی نوروز سخن بسیار گفته شده است. اما در اصل این جشن با روزهای پنجه پیش از اعتدال بهاری و جشن فروردینگان همزمان شده است.

جشن فروردینگان همان جشن بزرگداشت روان درگذشتگان یا فروشی ها ست. فروشی ها در مهریشت، بند صدم  با آب و گیاه مربوطند. باور به روان شدن چشمه ها از روان نیاکان و یا سبز شدن گیاهان از آنها نزد اقوام مختلف دیده می شود. در یشت سیزدهم گفته می شود که از شکوه و فرّ آنها آسمان و زمین می درخشند و زمین نگه داشته می شود؛ آنان از چارپایان پاس می دارند و بادها را به وزش درمی آورند؛ از شکوه آنان است که زنان باردار می شوند و خورشید و ستارگان راه خود را در بالا می پیمایند. گرچه در گاهان از واژۀ فروشی اثری نیست اما نیبرگ واژۀ «توشنی شاذ» (tušnišāδō) را به معنی «زیرزمین نشیننده» همین ارواح نیاکان می داند که پیوند با میتره و انجمن او دارد.

بازمانده ی چنین باوری را در آیین خانه تکانی، و سفره چیدن نوروز می بینیم که نمودی از پذیرایی از ارواح نیاکان است که در این ماه به دیدار خویشان می آیند.

در هر حال در زمانی از ترکیب جشن بزرگداشت اروح نیاکان با جشن سال نو «نوروز» شکل گفته است که به پژوهشی جدی نیاز دارد.

 هرسال چند هفته مانده به عید نوروز میر نوروزی از دهات طالقان و قزوین و گیلان و مازندران در کوی و برزن ها راه می افتاد و با خواندن اشعار و ترانه هایی در وصف بهار و امامان خصوصا حضرت علی (ع) و بداهه سرایی سبب خوشحالی و سرور مردم می گردید.

جشن های آیینی چون رابچره در گیلان و عروس گولی در غرب مازندران نظیر شهرستانهای تنکابن و رامسر نیز از شور و حال وصف ناشدنی برخوردار بودند. که آمدن عروس بهار و راندن دیو سرما(ننه سرما) را جشن می گرفتند.

در این میان جشن کوسه خر نشین (کوسه بر نشین) نیز در برخی از نقاط کشور اجراء می شد و یک نفر از مردم عادی نقش شاه را در ۵ روز مانده به آغاز سال نو(پنجه) بازی می کرد که بجای شاه حکمرانی می نمود و به بقیه مردم دستور می داد.

جوابیه به نظرات :

با عرض سلام و تبریک سال نو همراه با سلامتی کامل برای شما و خانواده محترم:
در کشور ایران مدل طراحی چارتاقی ها-گنبدهای بارگاه امامان و تزیینات روی آبشکه ها (پنجره ها) و ایوان ها ریشه سنتی و مذهبی داشته که در نهایت در هنرهای معرق کاری- منبت کاری و گچ بری های زیبا و .... به منصه ظهور می رسند. این تصویر صرفا نقاشی بیش نیست و نمی تواند گویای هنر واقعی ایرانیان باشد.البته ناگفته نماند صلیب شکسته در آرم پرچم آلمان که از چهار طرف کمی شکسته شده است و بر روی برخی از کوزه های سفالی نیز نقش بسته است نماد چهار عنصر حیات(آب- خاک-باد-آتش) است که از آریایی ها گرفته شده است.
با تشکر
محمد ولی تکاسی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

گل همیشه بهار شنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۹ 10:14

Calendula officinalis( یا Calendula persica) یک گونه گل است. همیشه‌بهار گیاهی از تیره مرکبان، علفی و پایا است. ساقه هوایی افراشته منشعب و دارای پرزهای غده‌ای گل آن زردرنگ می‌باشد.

همیشه‌بهار در ایران از جمله در بلندی‌های بالای ۲۵۰۰ متر جواهرده رامسر می‌روید.

خواص دارویی: ضد نفخ معده و روده، تحریک کننده کار کلیه ها، افزایش دهنده جریان خون و فعالیتهای قلبی می‌باشد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ورپ سی(بهمن) شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ 10:29

در زمان گذشته در فصل زمستان سرمای زیادی وجود داشت که توام با ریزش برف و یخبندان برای مردم سختی و رنج زیادی به دلیل کمبود امکانات به ارمغان می آورد.

در منابع تاریخی آمده است دوره گرما و کار و تلاش فقط ۴ تا۵ ماه ولی دوره سرما در سال طولانی تر و به ۷ تا ۸ ماه در سال می رسید. لذا فصل کشت و کار و زحمت کشیدن و تلاش کردن کوتاه بود.

مردم اندوخته یکسال خود را می بایست در این فصل کوتاه جمع آوری می کردند . در طول دوره سرما جهت پرکردن اوقات فراغت مردم به برگزاری جشن های برداشت محصول -مسافرت به مناطق گرمتر و خواندن شاهنامه و حافظ و غیره روی می آوردند تا کمی بیشتر کنار هم باشند و برای حل مشکل دوستان و آشنایان خود پیشقدم گردند.

ورپ سی در لهجه گیلکی رامسری به بهمن که ویرانی و خسارت زیادی به همراه می آورد اطلاق می شد از طرفی به ماه بهمن نیز که همراه با برف و یخبندان بود نیز ورپ سی می گفتند.

در طی سالهای ۱۳۲۷-۱۳۳۷-۱۳۴۷ و غیره نیز برف سنگین و سرمای زیاد در شهرستان رامسر و

 حومه به کلیه درختان مرکبات و باغات و مزارع لطمات زیادی وارد کرد.  این واقعه در چکامه بلند ایلمیلی توسط زنده یاد سید     روحانی   نیز با زبان شعر بیان شده است.حتی چند بار بهمن در جواهرده مسجد آدینه را خراب کرد که بعدا توسط افراد ی نظیر شل شریف(جد بزرگ خاندان پور منصوری ) تعمیر و مرمت شد.

زبانزد:

وَرپ سی تِره بابُرده!!!!!!!!!!(بابُره

بهمن تو را با خود برده !!!!!!!!(ببرد)

کنایه: برای کسی که زیاد احساس سرما کرده و می لرزد این زبانزد کاربرد دارد

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

اقطی سیاه موثر در آنفلوآنزای خوکی

آقطی سیاه
آقطی سیاه

 

 

 

 

 

 

 

آقطی سیاه (Black elderberry) در ایران به انگور کولی و خمان کبیر معروف است. 

این درختچه معمولا در کنار جاده ‌ها و حاشیه جنگل ‌ها و در نواحی مرطوب و سایه ‌دار می‌ روید.

تاریخ‏ نگاران قدرت شفا دهندگی اقطی سیاه را به زمان بقراط نسبت می ‏‏دهند که در موارد بسیاری به پدر علم داروسازی معروف است. وی از اقطی سیاه به عنوان جعبه دارویی برای درمان بسیاری از بیماری ‏ها نام می ‏برد و معتقد است که از سرماخوردگی و آنفلوآنزا تا سوختگی‏ ها، بریدگی‏ ها و حتی طاعون را درمان می ‏کند.

عصاره ی اقطی سیاه در مبارزه با آنفلوآنزای خوکی مفید تشخیص داده شده است. مطالعات بالینی نیز کارایی آن را در برابر ویروس H1N1 تایید کرده است.

پژوهشگران در مرکز ویروس شناسی "رتروسکرین" متوجه شده‏ اند که عصاره اقطی سیاه در مبارزه با ویروس H1N1 آنفلوآنزای خوکی(نوع A) موثر است.

در یک مطالعه کنترل شده بر روی دارونماها (شبه داروها) که در محیط آزمایشگاهی انجام شد، مشخص شد که عصاره اقطی سیاه(که با نام تجاری "سامبوکول" (Sambucol) قابل خریداری و دسترسی است)، تا 70 درصد در کاهش سرایت H1N1 به سلول‏ های سالم در تکثیرهای درون سلولی موثر است. به این ترتیب که تنها 5 دقیقه بعد از دوره کمون بیماری (یعنی از زمانی که میکروب ها وارد سلول می شوند تا زمانی که علایم بیماری ظاهر می شود)، دارای اثر قابل توجهی بر سلول ‏ها(ی مورد آزمایش) است.

سامبوکول

این تحقیق جدید پیشنهاد می ‏دهد که عصاره اقطی سیاه می‏ تواند به عنوان یک راه کار دو جانبه هم  برای درمان بیماری و هم برای پیشگیری از آن به حساب آید. این مطالعات یافته ‏های قبلی را نیز تایید می‏ کند؛ به این ترتیب که در مقایسه با TamiFlu که طول دوره ی بیماری را تنها یک روز کاهش می ‏دهد عصاره اقطی باعث کاهش 4 روزه ی طول بیماری می ‏شود.

قبلاً در یک مطالعه آزمایشگاهی کشف شده بود که عصاره اقطی سیاه در مقابله با تغییر شکل H5N1 در آنفلوآنزای پرندگان هم تا 99 درصد موثر است.

براساس این نتایج دانشمندان به دنبال کسب اجازه برای انجام مطالعات آزمایشگاهی بر مبتلایان آنفلوآنزای خوکی هستند؛ که این کار در حال حاضر در اتحادیه اروپا ممنوع است.

به نظر می رسد اقطی سیاه ترکیبی را شامل می ‏شود که ویروس ها را می‏ پوشاند و مانع از نفوذ آن ها به سلول ‏‏های سالم می ‏شود؛ در نتیجه داخل سلول ‏ها قادر به تکثیر نخواهند بود. هر ویروسی که وارد سلول‏ ها می‏ شود توسط گلبول‏ های سفید بدن کشته و بلعیده می‏ شود تا ویروس را از بدن خارج کند.

"گری اسندک" از شرکت (فارماکریوروپ) تولید کننده سامبوکول می ‏گوید: "این مطالعه حالا که ما با گسترش جهانی H1N1 مواجه هستیم ارزش بیشتری می ‏یابد. در شرایط همه‏ گیری نیاز ما به جلوگیری از فرصت‏ های انتقال ویروس دارای بیشترین اهمیت است. فرمول ‏های ضد ویروس مانند این، دارای سهم ویژه‏ای در کنترل گسترش ویروس هستند.

وی ادامه می‏‏ دهد این مطالعه سودمندی عصاره اقطی سیاه را در غیرفعال کردن ویروس امتحان می‏ کند و نتایج آن بسیار قابل  توجه است. مردم زیادی این نتایج را جالب خواهند دانست. به این دلیل که عصاره می‏ تواند یک راه‏ حل امن و موثر برای پیشگیری و درمان بیماری باشد.

دکتر "فوستر" ایمونولوژیست و گیاه‏ شناس با این صحبت‏ ها موافق است: اقطی سیاه به طور سنتی و به دلیل خواص ضد بیماری ‏اش برای کمک به حفاظت بدن در برابر ویروس‏ ها و بیماری ‏های ویروسی مثل آنفلوآنزا به کار می ‏رفته است. این باور وجود دارد که ترکیب موجود در عصاره اقطی سیاه (که در این تحقیق استفاده شده) مانع دسترسی ویروس ‏ها به سلول‏ های زنده می ‏شود.

این تحقیق جدید نشان می ‏‏دهد که این میوه‏ های بنفش تیره در کمک به سیستم ایمنی برای مبارزه با مشکلات انواع خاصی از آنفلوآنزا مثل آنفلوآنزای خوکی(نوع A) موثر است.

در گذشته مردم شهرستان رامسر و حومه  میوه رسیده  گیاه آقطی (پلم )را پخته و در اصطلاح محلی به آن موجوم می گفتند.برای دل درد و درمان بیماریهای  گوارشی از عصاره این گیاه استفاده می کردند.

زبانزد:

می عروس موجوم چندی شیرینه

موجوم که عروس من تهیه کرده است چقدر شیرین است.

کنایه: به دست آوردن دل عروس توسط مادر شوهر

ریحانه حمیدی فر – مریم مرادیان نیری - وب سایت تبیان
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

در گذشته مردم به داشتن اولاد ذکور(پسر) علاقه داشته و فرزند پسر را یار و یاور و همکار پدر می دانستند. چون اغلب کارهای کشاورزی و باغداری و حتی دامپروری و گله داری -صنایع دستی نظیر نمد مالی -آهنگری -نجاری(کچه تاشی) و غیره  سخت بوده و به نیروی مردانه نیاز داشت. لذا فرزند پسر که جانشین پدر شده و کار او را دنبال می نمود اهمیت دوچندان نسبت به فرزند دختر داشت.

زبانزد:

اَلَن کَچه صدا هَنه  فردا تار(تبر) صدا کانِه

اکنون صدای قاشق (غذاخوردن بچه پسر)  می آید ولی فردا(در آینده) صدای تبر زدن او خواهد آمد.

کنایه: در آینده فرزند پسر یار و یاور پدر در برداشت چوب از جنگل و سایر کارها است.

اَلَن وَچه شان  به جای اینکه  دست پدر بگیرن    خودشه پَر   پایَه گَرِن

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

لاخوند باز  شیطانه سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ 12:28

در گذشته ای نه چندان دور در جواهرده و سایر ییلاقات رامسر و اشکورات افرادی در جشن ها و مراسم آیینی به طناب بازی و راه رفتن روی طناب اقدام می کردند. این کار علاوه بر هنرنمایی و تفریح و سرگرمی بینندگان چون با هیجان و شور و شوق خاصی همراه بود همواره مورد توجه قرار می گرفت. فردی با کمک یک میله فلزی و یا چوب بلندی که در واقع وزن آن خیلی زیاد بود تا تعادل فرد را حفظ نماید بر روی طناب و در داخل سینی  و یا بدون آن بر روی طنابی که چندمتری از زمین فاصله داشت راه می رفت. در این میان یک میمون دست آموز و یا شاگرد فرد طناب باز با چوب کوچکی در روی زمین راه رفته و کلیه کارهای  طناب باز  را تقلید می نمود و سبب خنده و شادی تماشاگران می شد.

زبانزد:

این لاخوند باز شیطانه گه

او شاگرد و یا میمون طناب بازی است .

کنایه: از افراد زرنگ و باهوش و پرسر و صدا است که تقلید می کنند ولی دم به تله نمی دهند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کرات توله دره می پایه

تیغ درخت لیلکی هنوز در پای من است(دلم هوای تو دارد)

بند آب بدم بشو بگو تی بابایه
کار اشتباهی کردم برو به پدرت بگو

اگر هله هنده مره دوس دره

اگر هنوز من را دوست داری

فردا شوب بیه امه خاتن گایه
فردا شب به محل خواب من بیا

http://www.irupload.ir/images/fjnmiytapasvpnardbe.jpg


در شهرستان رامسر

رفتن به خواستگاری توسط بزرگان قوم انجام می شد . دختر را ابتدا بزرگترها می دیدند و می پسندیدند سپس به عنوان نشانه پارچه-جواهر آلات- کله قند و غیره را در دستمال (چاچ دسمال یا چاشت دسمال) و غیره گذاشته و خانه عروس می فرستادند. در هنگام سال نو نیز اینکار انجام می شد.بعد از خواستگاری و انجام عقد در دوران نامزدی نیز تا مدتها داماد از چشم پدر عروس گریزان بود و این دو نباید چشمشان به چشم همدیگر بیافتد. (نشانه احترام و ادب به پدر عروس).

دیدار دو دلداده  در دوره نامزد داری نیز در هنگام آوردن آب در سر چشمه- در باغها ی میوه و مراتع(پرچین بن)- بالای انبار کاه(کالش بام سر)- بالای تلار (تل برنج در شالیزار)(تیلاره  سر) و غیره باب (اصطلاح محلی داو) بود که به نامزد بازی هم ختم می شد.

چه لذتی داشته دوز دوزی مردم کیجا همره شونوبان گلگشت

چه لذتی داشت پنهانی با دختر مردم به گلگشت می رفتند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پل صراط=پل صلاه(ت)=پل صراد شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ 10:57

اولی: خدا همه ما را در سر پل صراط حفظ بکونه فقط عمل خیر ما جوابگو یه -از مو هم باریک تره

اولی: خداوند همه ما را در سر پل صراط حفظ کند و فقط اعمال خیر ما به ما کمک می کند-از مو هم باریک تر است.

دومی: حاج آقا ای پل دستک هم داره

دومی:حاج آقا این پل دستگیره هم دارد.

اولی : مو گونم از مو هم باریکتره !!!!!!!!!!!!!!!

اولی: من می گویم از مو باریک تر است!!!!!!!!!!!!

دومی: تی قربان بوشوم حاج آقا پس ای کش آدمشان همه بکته حساب

دومی: قربانت بروم حاج آقا  (با اشاره به حاضرین در جلسه )پس تمام این قسمت از آدم ها از سر پل قطعا می افتند.

(چون عمل خیری انجام نداده اند).

حی علی خیرالعمل

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

لهجه گیلکی رامسری دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ 11:47

 به مقوله زبان-گویش و لهجه در ادامه مطلب نیز توجه شود.

گیلکی رامسری

گیلکی رامسری یک لهجه است که منتج از گویش گیلکی و زیر شاخه ای از زبان فارسی  میانه(پهلوی ساسانی  و غیر از پهلوی اشکانی) است. تلفظ این لهجه در داخل مناطق مختلف شهری و روستایی  رامسر از نظر فونتیک (بیان صوت و آوا) کمی متفاوت است .در بین محله های مختلف شهرستان مردم هر منطقه با کشش و اداء کلمات به طرز خاصی صحبت می نمایند که معّرف محل زندگی آنها می باشد. مثلأ یک نفر اهل کتالم و سادات محله (ار محله های قدیم رامسر) با منطقه ابریشم محله (از محل های جدید رامسر)  و یا صحبت های یک نفر اهل لمتر (خیابان 20 متری و کنار ساحل دریا)  با منطقه بازار آخوند محله و نارنج بُن کمی متفاوت است ولی در مجموع زبان همدیگر را خوب می فهمند. مثلأ در سادات محله می گویند:"عُروس،عُروس چِِه خارِه بیَرِم،اَمِه باغ چِیِه" ولی در ابریشم محله می گویند:"عروس خانم ، چایی خارِه بِیَرِم اَمِه باغ چایی یَه".

 گویش  گیلکی در استانهای گلستان ، مازندران ، گیلان، سمنان و بخش هایی از دامغان و الموت قزوین  وجود دارند.  ولی این لهجه است که در شرق و غرب مازندران و گیلان فرق می کند. به هر حال در این مقال سعی بر این است که از کلمات رایج  و  شیرین گیلکی رامسری جهت افراد علاقمند استفاده شود. متأسفانه با هجوم کلمات بیگانه و تجدّدگرایی و اصرار مادران گرامی در شهرستان رامسر که بعضأ خودشان هم فارسی را خوب بلد نیستند ولی می خواهند فرزندانشان از همان اَوان کودکی فارسی را خوب آموخته و صحبت کنند، ضربات جبران ناپذیری به گیلکی رامسری وارد شده است . شاید این تحقیق به ترویج فرهنگ گیلکی رامسری کمک نماید . باشد تا اساتید محترم ادبیات فارسی  با همکاری انجمن اهل قلم  و اداره آموزش و پرورش شهرستان  رامسر چاره ای بیاندیشند. تا این فرهنگ عامه و لهجه خاص را که از پیشینیان به ما به ارث رسیده است، برای نسل جوان و تحصیلکرده فردا که جزء نگر بوده و به آنچه دارند می اندیشند نه آنچه که بعدأ بدست خواهند آورد، به یادگار بگذاریم.

ویژگیهای  لهجه گیلکی رامسری

اِنجیل کَشِ

می دل اِنجیل کَش گِه تول وَر نیَه،  تی دل اِسیا رو  روخانِه

                 می دل چکُنَم چِکُنَم، کوجار ِبُشُم  تی دل شِمِه خانِه

حروف الفباء مورد استفاده در لهجه گیلکی رامسری با حروف الفباء فارسی یکی است(28 حرف). به بیان یکی از اساتید ادبیات فارسی، گیلکی بیشتر گویش است و زبان محسوب نمی شود. اگر دستور زبان جدیدی برای آن وضع می شد و حروف یا کلمات جدیدی در آن وارد می شد، می توانستیم گیلکی را از شیرین ترین زبانهای دنیا معرفی کنیم.

دستور زبان در گیلکی به زبان انگلیسی نزدیک تر است و بیشتر اسامی به صورت اضافه مغلوب بیان می گردند. جای مضاف و مضاف الیه عوض می شود و همینطور گاهی اوقات جای صفت و موصوف.

نظیر:

شَم افروز اکبر:یعنی اکبر فرزند خانمی به نام شمع افروز

و  یا :

کَش پیرهَن: پیراهن کِش:  یعنی پیراهنی که از کاموا بافته شده است .

 لهجه مردم رامسر به دلیل واقع شدن این شهرستان بین دو استان گیلان و مازندران  علاوه بر دارابودن  قسمتی از ویژگیهای لهجه  این مناطق، دارای ویژگیهای منحصر به فردی نیز می باشد که در شهرستانهای مجاور آن نظیر تنکابن و چابکسر کمتر دیده می شود.این امر در قسمت آوایی و کشیدگی بعضی از حروف وکلمات بیشتر خود را نشان می دهد. مثلأ برای کلمه "بودن" اینطور می گویند:" با"  ولی در چابکسر می گویند :" بو" . یا حتی از کلمات مختلف برای بیان اهداف خود در مکالمه روزانه استفاده می شود. مثلأ برای کلمه  خوابیده  در رامسر می گویند:" خاتِه" و لی در تنکابن می گویند :" کَتِه" و الی آخر. ناگفته نماند این نوع کلمات بیشتر در حومه شهرها کاربرد دارند. وگرنه لهجه گیلکی رامسری به زبان فارسی نزدیکتر شده است تا لهجه گیلکی محلی اصلی(مناطق کوهپایه و دشت)، که سالها قبل استعمال داشت.

گیلکی رامسری نیز در حال حاضر به زبان فارسی نزدیکتر است تا گیلکی اصلی رامسری که به گیل گالشی معروف است. ناگفته نماند در داخل شهر و آبادیهای اطراف رامسر نیز مردم به گویش های متفاوت و ایماء و اشارات متنوعی نیز تکلم می نمایند که با شنیدن آن می توان محل زندگی این افراد در نقاط مختلف شهر رامسر را حدس زد. رامسر نیز چون بین دو منطقه گیلان و مازندران قرار گرفته است دارای لهجه ای مخصوص به خود  و مرکب از لهجه های مازندرانی (تبری) و گیلانی(دیلمی و تالشی) است، لذا آن را گیل مازی نیز می نامند.

لهجه مردم رامسر بیشتر در مناطق دشت گیل مازی و در مناطق کوهستانی گیل گالشی است.گیل گالشی غنی تر و به گویش مردم قدیم این منطقه نزدیکتر است.البته ناگفته نماند با مهاجرت اقوام مختلف از کوهستان به دشت و هموطنان گیلانی و آذری زبان  و همچنین ساکن شدن این افراد در منطقه رامسر و حومه به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی، آب و هوای مناسب و غیره لهجه گیلکی رامسری نیز دستخوش تغییرات زیادی شده است. از تلفظ کلمات و سخنان بین یک نفر اهل ارتفاعات اشکور با یک نفر اهل سادات محله رامسر این تفاوت ها و اختلافات کاملأ محسوس است. این اختلا فات گاهی تاحدی زیاد است که می توان با توجه به صحبت های گوینده،  محل زندگی او  را در مناطق مختلف شهرستان رامسر حدس زد. در شهرستان رامسر طوایف کرد،تالش و اقوام مهاجراز کوهستانها به دشت نظیر جولا،گالش، گیل،اشکوری،کوسینی و همچنین بومسیج،تنگدره ای، سادات محله ای، کتالمی، رمکی، خُمَر، لات محله ای و غیره با لهجه خاص خود ولی با ایماء و اشارات، کشیدن صداها و اصوات و کنایات خاصی با همدیگر صحبت می کنند، ولی در مجموع حرفهای همدیگر را خوب می فهمند. اگر بطور اختصاصی تر به لهجه همه این اقوام ساکن در شهرستان رامسر نظری بیاندازیم ، زیاد به بیراهه نمی رویم اگر از اصطلاح نیم لهجه برای فهماندن و درک کردن این مفاهیم و نوع فونتیک خاص استفاده نماییم.

منابع مورد استفاده:

۱-رحیمیان-ح. ۱۳۸۶. فرهنگ زبانزدهای رامسر جلد اول

۲-ویکی پدیا(دانشنامه عمومی)

۳-سایت ورگ

 تعریف زبان-لهجه و گویش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |