اشکور سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۹ 13:51

 منبع: وبلاگ ویشکی زیبا

 اشكور از لحاظ فرهنگي در منطقه تاريخي  ديلم   قرار دارد و مردم اين سامان كه جزء كوچكي از  مردم ديلم به شمار مي‏آيند، همگي در قرن سـوم از آيين زرتشـت خارج و توسـط «ناصـرالحــق اُطـــرو ش» (ابومحمد حسن بن علي بن عمر الأشرف بن علي زين  العابدين عليه‏السلام ملقب به ناصر الحق و اصمّ و اُطروش، جدّ مادري سيد مرتضي و سيد رضي است  كه دين مقدس اسلام را در بلاد ديلم از راه تبليغ رواج داد.) مسلمان و   شيــعه اثني عشري شدند.  بعد از اسلام نيز اين مناطق شاهد تحوّلات گوناگوني بوده است.

 يكي از اين تحولات، قيام فرزندان اين آب و خاك «آل بويه2 يا آل ديالمه» است كه حركت آنان منجر به سقوط حكومت  عبّاسيان و تشكيل اولين دولت  شيعي در جهان اسلام از سال 325 تا 447 ه·· . ق گرديد.  آنان در قسمت زيادي از بلاد عراق عجم و  عراق عرب من جمله بغداد حكمروايي داشتند و  فقهايي چون شيخ مفيد، سيد مرتضي، سيد رضي، شيخ طوسي، سلاّر ديلمي و غير ايشان در كنف حمايت اين مردان بزرگ شيعي به نشر معارف و فرهنگ وفقه علوی پرداختند.

  از  مناطق کوهستانهای اشکورات بر اثر کاوشهای  انجام گرفته به آثار و شواهد گوناگونی مخصوصا قبور  مربوط  به دوران نبوع تا دوران ساسانی و بعضا نیز  از دوران اسلامی نیز بدست آمده واین خود نشان  قدمت منطقه را دارد و مزید بر آن منطقه اشکور  بر سر راه شرق گیلان به قزوین واقع شده و این امر ضمن  ار تبا طات وسیعی که در آینده می تواند داشته باشد  در قدیم نیز چاروداران منطقه ازبازار قزوین استفاده می کردند و وجود منابعی زیر زمینی و کشاورزی  که در منطقه مطرح است می تواند تحولی در منطقه ایجاد نماید. 

 شخصیّت ها

 جا دارد پرورش یافتگان و بزرگان این دیار را

 به صورت فهرست وار معرفی نمود:

 ۱)  سید ابو القلسم اشکوری فرزند سید معصوم حسینی گیلانی از فقها و مجتهدین اشکوری

 ۲)  سید حسن اشکوری از فقها و علما و شعرای قرن چهاردهم

 ۳)  سید اسد الله اشکوری از فقها ی شیعه ایران

 ۴)  سید حسین اشکوری از علمای شیعه در نجف

 ۵)  سید عبد الغنی حسینی اشکوری رود بارکی

 ۶)  سید موسی موسوی اشکوری فرزند سید محمود موسوی اشکوری رسد.(از روستای کیاسه)

 ۷)  سید محمد تقی معصومی اشکوری از کیارمش

 ۸)  صد رایی اشکوری از کیاسه

 ۹)  آیت اله حسن لاهوتی اشکوری

۱۰)  شیخ عیسی طالبی معروف به واعظ ولنی

 برخی اشکور را بازمانده از دوران اشکانیان می دانند که نیاز به بررسی های بیشتری دارد.سادات اشکوری و کیایی نیز در منطقه سادات محله رامسر نسبت به ترویج دین اسلام -بنای مساجد و آبادکردن مناطق زندگی خود اقدامات زیادی انجام دارند.

 شهیدان این دیار همچون نماینده دوره های اول مجلس یوسفی اشکوری و جوانان برومند این دیار نیز یادآور جانفشانی ها و عشق مردم به انقلاب و دفاع مقدس می باشد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

ایرانگردی یکی از راههای رسیدن به آرامش و پیشگیری از بسیاری از بیماریهای روحی و روانی است. با کمترین هزینه می توان به دور و اطراف شهر زادگاه خود مراجعه نمود و زندگی را آنطوری که هست دید نه آنطوری که تصور می کنیم باید باشد.

نظر یک نفر گردشگر داخلی از جواهرده یک تکه از خاک بهشت(خانم سمیرا منفرد)

گردش در جواهرده

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

سی دی رامسر(1و2) یکشنبه دوم آبان ۱۳۸۹ 11:52

 

 

 

مسجد آدینه(دزگا مزگتی)- جواهرده رامسر

http://dc128.4shared.com/img/dqRoTMBL/0.8953809207413035/____2.pdf

توجه:

کسانی که مایل به تهیه سی دی های  رامسر شماره  ۱ (قیمت ۱۵۰۰ تومان )و شماره ۲ (قیمت ۲۵۰۰ تومان)شامل تصاویر گویا-ابنیه تاریخی و گردشگری- موسیقی فولکلوریک گیلکی و فیلم و کلیپ های جالب-مقالات تحقیقی و کتابهای الکترونیکی از شعرا  بنام و نویسندگان از شهرستان رامسر و حومه هستند می توانند به آدرس پست الکترونیکی نگارنده این وبلاگ و یا با تلفن ۰۹۳۶۶۳۴۸۶۸۰ محمد ولی تکاسی تماس حاصل فرمایند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

آسیاب آبی چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۹ 10:10

مردم از گذشته های دور به انرژی نهفته موجود در باد و آب پی برده بودند.در شهرستان رامسر و حومه در مناطق مختلف آب و هوایی در قشلاق و ییلاق آسیاب آبی وجود داشت. این آسیاب ها بر اساس اصول سنتی توسط نجارها و استاد کارهای ماهر آهنگر ساخته می شد و در مسیر رودخانه ها نصب شده و به کار گرفته می شد.آب به پره های چوبی و یا فلزی برخورد نموده و به کمک یک شافت(محور) نیرو به سنگ آسیاب منتقل می شد. گندم ها و موادی نظیر جو -برنج وغیره نیز در قسمتی از سنگ که دارای سوراخ بود ریخته می شد و از زیر سنگ به صورت آرد شده با سبوس بیرون می آمد.آسیابان نیز معمولا مردی میانسال و مومن بود و همه مردم به عدالت او  جهت تقسیم کارمزد و سهم مشتری از آرد ها ایمان داشتند. چنین فردی مسئولیت آرد کردن گندم ها را به عهده می گرفت.

جواهرده رامسر در گذشته به دلیل مناسب بودن خاک کشاورزی(یکی از علت های وجه تسمیه جواهرده)-وجود آب و نزولات جوی مناسب و زحمت کشاورزان مرکز مهمی در تولید گندم و کمی جو  منطقه جورده تنهجان بود و یک مرکز تجاری و شاهراهی برای تجار اطراف رودبار-قزوین و گیلان نیز محسوب می شد.

در جواهرده رامسر دو آسیاب آبی وجود داشت :

۱- آسیاب آبی در محل کمی پایین تر از آبشار دارالوداع که در حال حاضر ویلای زیبایی با یک پل کوچک بر روی رودخانه در آنجا خود نمایی می کند.

۲- آسیاب آبی  بر روی رودخانه در مسیر جاده خاکی از سلمل به فیل دم که جهت رسیدن به دریاچه قو می بایست از آن عبور نمود. هنوز آثاری از این آسیاب با کند و کاو در محل مورد نظر به دست می آید.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

خر خُفتِه  جُو  ندَرِه دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ 13:32
 

نویسنده:

See image below at:

 
خر خُفتِه  جُو  ندَرِه

خری که خوابیده است جو ندارد(غذا ندارد)

تاکسی تلفنی روستا با بوق و شیپور

داستان آن به شرح ذیل است.

روزی یک ورزا(گاو نر) و یه خری وارد طویله بونون

روزی یک گاونر و یک خر وارد طویله می شوند

هر دو تا از کار زیاد خسسه بابا بان

هر دو از کار زیاد خسته شده بودند.

گاوه بگوته مو دِ کار نوکونوم خوشتره زَنِم به مریضی

گاو نر گفت: من دیگر کار نمی کنم و خودم را به مریضی می زنم

امه صحب خیلی زور بزنه مرره کتک بزنه مو اصلا از جا تُکان نُخارِم

صاحب ما خیلی هنر بکند  من را کتک بزند ولی من از جایم تکان نمی خورم.

هیته هم وَکِتِه

همین طور هم شد

روز به سر بِمَه و الاغ که تنها با  خسته و مانده سِرِه بِمَه

روز به پایان رسید و الاغ هم خسته و مانده به طویله باز گشت.

 چند روزی به همین مِنوال بگذشته

چند روزی همین طور گذشت

 صحب بوشو طویله دل با صدای بلند بگوته ای گاوه د مِرَرِه مال وَنِکَنِه وره روشَنِم قصّابِه

صاحب گاو در طویله با صدای بلند گفت این گاو دیگر برایم بدرد نمی خورد باید آن را به قصاب بفروشم.

ورزا خنده ای نمود و گفت "امه کار چی وکِتِه -  کلاه ما گی وَکِته" از فردا وَنِه بوشوم کار سر.

گاو نر گفت کار ما زار شده و کلاه ما  آلوده به مدفوع شده است.از فردا باید سر کار بروم.

 خر هم خنده بوکرده و بگوته آخ جان فردا مو مریضا بونوم

خر هم خندید و گفت از فردا من مریض می شوم

 صبح صاحب خر هرچی تقلا  کانه نوتونه  خره بابُرِه کار سَر

صبح صاحب خر هر چه کوشش کرد نتوانست او را به سر کارش برگرداند

 فردا صَحَب بشو با صدای بلند بگوته  "خر خُفته  جوُ نِدَره" و وی جیره نده

فردا صاحب دام با صدای بلند گفت خری که خوابیده دیگر جو (غذا ) ندارد و غذای آن روزش را نداد.

 خر هم مجبورا با بوشو کاره سر چون د غذا ندشته

خر هم مجبور به کارکردن می شود چون دیگر غذا یی نداشت.

کنایه : این زبانزد برای افرادی که تنبل و بیکاره هستند و منتظر خوردن و خوابیدن بدون زحمت کشیدن هستند کاربرد دارد.

 در گذشته از خر در کارهای کشاورزی و مسافرت و تجارت از رودبار و قزوین و حمل نمک خوراکی  به جواهرده که مرکز تجاری بزرگی بود استفاده می شد. و به همین دلیل نیز زبانزدهای زیادی در مورد این حیوان در منطقه رامسر و حومه وجود دارد. برخی از این زبانزدها نیز از سایر مناطق وارد شده و سینه به سینه نقل شده اند.

زبانزدهای ذیل نیز در مورد خر کاربرد دارند نظیر:

 1-خر خره  گونِه  عمو

 2-به خر گونه زِکّی

 3- خدا خره  شناخت شاخش نداد

 4-خر خر بَِنِه هم رنگ نبونه ولی همخو بونو

 5-خره بخسِن عروسی آب بارره یا هیمه بارره

۶- هم الاغه  هم سولاخ

۷- طالقانی بگوتن سلام  بگوته خره کوجار دابوسم

 و ...............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

اَنتَر نَئش=اَنتَر نَعش شنبه دهم مهر ۱۳۸۹ 9:21

اَنتَر نَئش=اَنتَر نَعش

کنایه از افراد لاغر و استخوانی است.

احتمال دارد این کلمه از نام ماشین هایی به همین نام گرفته شده و سپس از نظر فونتیک تغییر نموده باشد.

*. در قدیم ماشین های دراز و بی قواره ای به نام  Inter Nation و یا Douj  ( آلمانیDouch )از جنگ جهانی دوم به بعد در استانهای گیلان و مازندران مورد استفاده قرار می گرفتند که ظاهری خوشایند نداشته ولی از توان باربری و کار بسیار زیادی بهره مند بودند. نمونه این ماشین ها هنوز در برخی از روستاهای گیلان و مازندران به کار مشغول هستند و عمر زیادی دارند.

ماشین های بی دماغ

نمونه ماشین هایی نیز به عنوان مسافربر در قدیم وارد شهرهای شمالی ایران شده اند که به نام بی دماغ معروف بودند و مردم عادی با آن به زیارت مشهد و یا کربلا می رفتند.این ماشین ها به شکل مینی بوس های فعلی بودند.

جهت دیدن این نوع ماشین ها می توانید اینجا را کلیک فرمایید

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ورف در شَه  گی دَر هَنِه

برف آب شود مدفوع پیدا می شود.

کنایه از این است که هر عمل زشت و ناپسندی عاقبت آشکار خواهد شد.

 هیته دَر جَنِه    کَلَنِه

یک ریز حرف چرت و پرت می زند.حرفهای بی سرو ته و بدون حساب می زند.

 در گونه  دیوار تو گوش باش

به در می گوید تا دیوار بشنود. کنایه از غیر مستقیم مطلبی را به کسی فهماندن است تا ناراحت نشود.

یکی درِ زَنِه   یکی تَختَه

یکی به در می زند و یکی به تخته تا صدایش درآمده و مطلب خود را به فرد دیگر بطور غیر مستقیم بفهماند.

 خدایا در و تخته چوتَه کسن همره جورا کُردِه

خدایا چطور درب و تخته را چطور با هم جور کردی!. کنایه از حکمت در کارهای خداوند است.

 پُرسان پُرسان آدم تا کربلا شا شَنِه(شونون)

با پرسش نمودن می توان راه کربلا را پیدا نمود.کنایه از همت  و تلاش نمودن بیشتر افراد در کارهاست که اگر نیّت پاک و درست باشد می توان به هدف خود رسید.

*در گذشته مردم شهرستان رامسر و حومه پای  پیاده و یا با قاطر مسافت رامسر تا کربلا را به مدت 5/1 ماه رفته و یک هفته در انجا می ماندند . سپس 5/1 ماه نیز طول می کشید تا از مرز کرمانشاه و قصرشیرین به زادگاه خود برگردند.بعضی از پیران و سالخوردگان و افراد بسیار مریض  که توان برگشت را نداشتند در همانجا می ماندند و به اصطلاح مجاور می شدند تا عمرشان به سر آید.

  گود موسو

کسی که زیاد و پیش از موعد خود حرف می زند . کسی که نسنجدیده و بدون اندیشه کردن حرف می زند.

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

قلاب سنگ یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ 10:57

قلاب سنگ = فلاخن

این وسیله در گذشته کاربرد زیادی داشت. از قلاب سنگ برای هدایت گله های بزرگ گوسفند و بز- جلوگیری از حمله گرگ ه و خرس ها به گله- شکار پرندگان- انداختن میوه از شاخه های بلند درختان و غیره استفاده می شد. این وسیله دارای طناب بلندی معمولا از موی بز یا شتر تهیه می شود و در یک طرف طناب جایی برای انگشت شست و در وسط طناب محلی برای گذاشتن سنگ  تعبیه شده است.  بعد از گرداندن طناب دور سر و دور گرفتن آن یک سر طناب را رها نموده و سر دیگر با انگشت شست نگه داشته می شود. در گذشته از این وسیله نیز در جنگ ها و رویارویی با دشمنان استفاده می شد.

این مهارت اکتسابی است و با اندکی تلاش می توان آن را بخوبی یاد گرفت.

قلاب سنگ

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تلا لوی خورشید بر فراز سماموس یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ 10:43

تلا لوی خورشید بر فراز سماموس

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پلنگ یکشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۹ 12:17

 

در جنگل ها و کوه های شهرستان رامسر و ییلاقات اطراف آن تا ارتفاع خاصی از سطح دریا پلنگ وجود داشت. در بین مردم داستان های زیادی در این مورد نظیر خرس ها نیز وجود دارد. که نشاندهنده وجود پلنگ در جنگل های رامسر در دوران کمتر از یک قرن پیش است. شکارچیان پلنگ نیز اکثرا کشاورز بوده و برای پیشگیری از حمله پلنگ به گوسفند و گاوهای خود روشهای مقابله و تکنیک های شکار خاصی داشتند.

آخرین قلاده پلنگ نیز در دوران روس ها (بلشویک) در مازندران شکار شده است.موسساتی چند در جهان به تربیت و پرورش پلنگ ایرانی نظیر اسبچه خزر همت گمارده اند و کارهای شایسته ای نیز در حفظ این گونه حیات وحش انجام داده اند که در خور تقدیر و تشکر است. و در  وبلاگ رامسر شهر دریا و جنگل قبلا به آنها اشاره شده است(آرشیو موضوعی حیات وحش و محیط زیست رامسر). 

داستان پلنگ با لهجه گیلکی رامسری

یه روز یه پلنگ زغال کوره دیم دامان دل لانه دشته

یک روز یک پلنگ داخل جنگل نزدیک یک کوره زغال سازی لانه کرده بود.

پلنگ دوته کته دشته و هی جار جیر شا

پلنگ دوتا بچه داشت و بالا و پایین می رفت

زغال فروش وره بگوته مو خا تره کار ندارم از می جان چی خنه

زغال فروش به پلنگ گفت من که به تو کاری ندارم از جان من چه می خواهی

آخر سر یکی زغال فروش بگوته این تره کوشنه

 سرانجام  یک نفر به زغال فروش گفت. این پلنگ تو را می کشد.

بروج د اوجه نسه اون هم هی کاره بوکورده

فرار کن و دیگر به آن محل برنگرد. او هم همین کار را انجام داد.

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ضرب المثل گیلکی رامسری پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۹ 8:33

گیشی دِ فوسُس نِیَه

عروس دیگر فقط ظاهرش مانده و پیر شده است و شادابی و سرزندگی قبل را ندارد.

  خوشتِه کُشتی یَه بَتِه     خوشته بُرُمَم وَتِه

فلان فرد کشتی گرفته و نردبان خود را هم برداشت. کنایه از افرادی است که کارشان را به پایان رسانده و زیاد پیگیر حرف این و آن نیستند. خرشان از پل گذشته است.

بُرُم:عبارت از تنه درخت با شاخه و ساقه های فرعی زیادی است که در قدیم بجای نردبان از آن استفاده می شد

داستان آن بدین قرار است:

در گذشته کشتی گیران داخل گودال با هم کشتی می گرفتند و برای داخل و یا خارج شدن به آن از تنه درختی بنام بُرُم بجای نردبان  استفاده می کردند.پهلوان کشتی بعد از برنده شدن مسابقه به بالای گودال رفته و برم را برمی داشت و کسی که مغلوب می شد فقط با اجازه پهلوان و به کمک اهالی می توانست به بالای گودال بیاید. این امر نوعی احترام گذاشتن به شخص پهلوان قلمداد می شد.

در حال حاضر هرساله مثل دهه های گذشته در روزهای خاصی نظیر گلکار روز مچد آینه و جشن های دیگر و به مناسبت های گوناگون مراسم کشتی محلی و یا فرنگی در محل جواهرده رامسر با کمک ارگانهای دولتی و غیر دولتی برای تفریح و سرگرمی جوانان در محل میدان بالای(جوری میدان) برگزار می گردد .این سنت قدیمی دارای ارزش تاریخی بوده و در احیاء و حفظ روحیه شادابی در جوانان منطقه نظیر بازیهای محلی تاثیر گذار است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

شاید وقتی دیگر شنبه سی ام مرداد ۱۳۸۹ 10:15

امروزه در تمام اماکن گردشگری و مکان های جذب توریست از امکانات اینترنتی به عنوان یکی از مصادیق بارز جذب گردشگران داخل و خارج از کشور در کنار سایر امکانات رفاهی و تفریحی استفاده زیادی شده و می شود. ولی مثل اینکه مراکز مسئول و ادرات ذیربط در این مقوله برای شهرستان رامسر و حومه چشم و گوش خود را بسته و فقط به موازی کاری هایی با سازمانهای مرکزی خود و احیانا یکی دو اطلاعیه بیشتر اکتفا نموده اند.

از طرفی برخی از هتل ها و مهمانپذیرها و حتی رستوران ها-بنگاه املاک و غیره جهت ترویج محصولات و جذب گردشگر راسا اقدام به راه اندازی وب سایت- وبلاگ ها و تبلیغات اینترنتی نموده اند.این موارد اگر از طریق یک نهاد دولتی با مجوز رسمی باشد می تواند علاوه بر پیشگیری از ورود اطلاعات غلط و بعضا اشتباهی از روی عمد یا تصادف به پربارتر شدن وب سایت ها و وبلاگ ها و نظر جامعه گرایانه سودمند واقع شود. اگر در حیطه منطقه خود هر هتلدار یا رستوران داری بخواهد از اینترنت استفاده نماید می تواند با مطالعه ودر اختیارگرفتن اطلاعات منطقه خود و توسعه آن در آینده نظیر طرح های هادی- گردشگری- رفاهی- زیربنایی نظیر جاده و اتوبان و هزاران مورد دیگر تبلیغ بهتری را ارائه نماید.

همفکری ادارات با بخش های خصوصی در حل مشکلاتی نظیر آب و فاضلاب- ترافیک شهری- بهداشت و غیره  نظیر احداث بوستان جنگلی جواهرده در محل پو دار به همراه امکانات رفاهی نیز می تواند باری از دوش دولتمردان بکاهد.

آیا گوش شنوایی هست!!!!!!!

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مکتب خانه سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۹ 12:49

همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس ، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم که هردوی آنها مهم است .مشکل اصلی این است که زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می برد و این در حالی است که ما تازه در ابتدای یادگیری و کسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم که روزی به همه ی جوانب دست پیدا کنیم ، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.

مکتب یا مکتب‌خانه آموزشگاهی است که در آن معمولاً یک استاد که تحصیل کردهٔ علوم اسلامی است به کار آموزش می‌پردازد.این گونه مکان‌های آموزشی امروزه در کشورهایی همچون پاکستان و افغانستان رایج است ولی در ایران جای خود را به مدرسه داده‌است.

در قدیم در شهرستان رامسر و ییلاقات اطراف آن مثل جواهرده

 در فصل تابستان که مدارس تعطیل می شد مکتب خانه وجود داشت. استاد هم از هر کاری سر در می آورد و علاوه بر آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کتابهای فارسی-ریاضی -علوم- تاریخ و جغرافی را هم تدریس می کرد. برای ما که کوره سوادی از خواندن و نوشتن داشتیم هم فال بود و هم علم آموزی.تا به خودمان بیاییم لحظات بیادماندنی از آموزش در مکتب خانه را پشت سر گذاشته و مدارج تحصیلی را به سرعت طی نمودیم.در قدیم نظم و انضباط از اصول اولیه و محکم مکتب خانه ها بود و به عبارتی از ملای مکتب خانه بیشتر از ناظم و مدیر مدرسه می ترسیدیم. درس جواب دادن نیز خود داستان دیگری داشت.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

داستانهای عزیز و نگار سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۸۹ 13:53

منبع:http://tadaneh1.blogspot.com/2007/02/blog-post_7880.html

عزیز و نگار، داستان دو دلداده در روستای آردکانِ طالقان،  است که قدمت آن به چند قرن می‌رسد. به احتمال قریب به یقین، باید داستان عشق عزیز و نگار را آخرین حلقه گمشده دلدادگی عاشقان دانست که بارها در تاریخ ادبیات فارسی شاهد برخی از آنها بوده‌ایم.

عزیز و نگار نیز چون باقی عاشقان، پس از طی مرحله عشق زمینی ـ چناچه عارفان بر آن قائلند - به عشق آسمانی دست می‌یابند و جالب اینکه جز در عزیز و نگار چاپ شرکت نسبی کانون کتاب که در آن عاشق و معشوق به خیر و خوشی به هم می‌رسند و داستان به پایان می‌رسید، در باقی روایت‌ها شاهد غرق شدن آن‌ها در شاهرود یا غیب شدنشان هستیم. در روایت کمالی دزفولی هر دو سنگ می‌شوند.

این عشق نامه در زبان تاتی نمود پیدا کرده‌است و مردم روستاهای منطقه طالقان، رودبار، الموت، تنکابن، اشکور و رامسر و بقیه شهرهای استان مازندران و گیلان و غیره که با نسخه‌های دست نویس و روایت‌های سینه به سینه این عشق نامه آشنا بودند، به مرور به نسخه چاپی داستان عزیز و نگار دست یافتند. هر روستا کتابخوانی داشت که با خرید این کتاب مجلس آرای شب‌نشینی‌ها و جمع‌های خانوادگی شود. در عین حال، عزیزخوان‌ها و نگارخوان‌ها نیز بر رونق روزافزون این داستان افزودند.

علیخانی پنج داستان مکتوب را گردآورده است. به ترتیب : 1–  سرگذشت عزیز و  نگار (منظوم منثور، محمدعلی گَرَکانی)، 2– عزیز و نگار  (منظوم ، محمدعلی اکبریان) ، 3– عزیز و نگار  (منظوم ، کمالی دزفولی) ، 4– عزیز و نگار (منثور به همراه کمی شعر ، سید محمدتقی میرابوالقاسمی)، 5ـ ملاعمو (منثور، میترا میر ابوالقاسمی).

اکنون و پس از گذشت سال‌ها به رغم چاپ و انتشار داستان‌های گوناگون معاصر، همچنان داستان عزیز و نگار ارزش خود را حفظ کرده‌است و پیرمردان و پیرزنان روستایی در زمان‌های مختلف و به مناسبت‌های گوناگون، به زمزمه اشعار این داستان می‌پردازند.

داستان عشق ماندگار  دو دلداده

داستان عزیز و نگار

دو برادر هشتاد ساله در روستای آردکانِ طالقان، فرزند ندارند. درویشی می‌آید و برای بچه‌دار شدن آن‌ها، به هر کدام سیبی می‌دهد و نام و جنسیت بچه‌ها را مشخص می‌کند (عزیز و نگار). زنان دو برادر همان شب باردار می‌شوند و در یک روز نیز زایمان می‌کنند. بچه‌‌‌ها بسیار زیبا هستند. عزیز و نگار  به مکتب می‌روند و عاشق یکدیگر می‌شوند. پدر نگار می‌میرد. عزیز و نگار به قرآن، قسم وفاداری می‌خورند و عهد و پیمان می‌بندند. مادر نگار پنهانی برای خواهرزاده‌اش کل احمد که در روستای بالاروچ الموت است، پیغام می‌فرستد برای عروسی با نگار بیاید. عزیز برای خرید عروسی به قزوین می‌رود. کل احمد می‌آید و نگار را عقد می‌کند. عزیز  بر می‌گردد. موقع حرکت، نگار  به عزیز می‌فهماند که به زور او را شوهر داده‌اند.

ادامه داستان در وب سایت عزیز و نگار

پروژه فیلم عزیز و نگار اینجا را کلیک نمایید

اطلاعیه  برگزاری شب عزیز و نگار در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

پرنده کوکه=کوکو (Cuculus Canorus) دوشنبه یازدهم مرداد ۱۳۸۹ 13:47

بهار سر کوکه مره چاکرده       هر کس و ناکس بوگ بوگه مره چاکرده

می نام دکته سر زبان ها           به خیالم پیر با بو  مره چاکرده

عاشق سینه چاک

در شهرستان رامسر و حومه مردم بر این باورند که این پرنده شوم است و حامل خبر بدی می باشد .چنان که در جنگل ناله سر داده و عبارت

کو کو  بگیر -بمیر -بسوج را زمزمه می نماید.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر راجع به این پرنده که به صورت مهمان ناخوانده به لانه پرندگان دیگر وارد می شود و در آن تخم می گذارد

می توانید اینجا را کلیک نمایید

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

گوشه هایی از شعر بلند در وصف رامسر چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۸۹ 11:29
منبع: وبلاگ رامسر شهر دریا و جنگل(فروردین ۱۳۸۹)

یِه ییلاق دَرِه وِرِه جوردی گونِن     تابسّان تعطیلی (گرَما)مَن اوجِه شونون

ییلاقی بنام جواهرده دارد             زمان تعطیلی(گرمای) تابستان به آنجا کوچ می کنند

 دِبار جَدِه نابا، اَسبه راه با              کوه گیلان شانَرِه، چربدار با(دابا)

در قدیم جاده ای وجود نداشت و مالرو بود    برای کوچ کردن از قشلاق به ییلاق صاحبان اسب ها اینکار را انجام می دادند

 مِن دامان هسّه نِه بان، چام بَزنِن     اَلَن خا جَدِه بَزَن دِ یه سرشونون

در محلی بنام من دامان(میان جنگل) خستگی می گرفتند   الان جاده وجود دارد و(با ماشین)بدون توقف به ییلاق می روند

اَمِه جوردی کوه دَرِه، چُشمِه دَرِه    آبعلی وَژِک تَلِه بُن دَرِه

ییلاق ما کوه و چشمه دارد         چشمه آبعلی در زیر صخره کوه وَژِک وجود دارد

 وختی اَفتاب بَنِه تی غُصه شونو    اَمّه غم تِرِه گَرِه تِرمی بُنِه

اگر آفتاب باشد تمام غصه هایت از بین می روند     ولی در زمان آمدن مه غم تو را فرامی گیرد

 جوردی دل مَچّد و اَسّانِه نِیَه       جیری میدان دل پودار، جوری میدان دل خانه نیَه

در ییلاق (ده بالا) مسجد و آستانه (امامزاده) وجود دارد-  در میدان پایین ده درخت پو دار و در میدان بالای ده خانه وجود دارد

 جیری میدان دل وچه گَل بازی کانِن     جوری میدان دل هم کُشتی گَرِن

در میدان پایین بچه ها بازی می کنند     در میدان بالا هم کشتی می گیرند

 مَچّد آینه جوردی محلِ نگینه      هرکی جوردی بِیَه گونه شِمِه آبشار کِمینه

مسجد آدینه در ییلاق مثل نگین است   هرکسی به ییلاق سفر کند می پرسد آبشار شما کدام است؟.

 دیودره دیم شیرسنِگی تماشا دَرِه          فلیک دُمِ دریاچه قو هَلِه صفا دَرِه 

در کنار دره دیو(سلمل) مجسمه  شیر سنگی تماشایی است   دریاچه قو در محل فیلیک دم (فیل دُم) هنوز هم با صفا است

 سه براره گِه رَجه، لوی گِه تَلِه، باز دشت     سُرخه تَله، تاک و بَرتُل و چاک دشت

کوه سه برادر،کوه مانند دیگ محلی بنام بازدشت   کوه سرخ، چشمه های منطقه برتُل و محلی بنام چاک دشت

سماموس و لپاسر و رُسُم سره اَسّاِنِه   هر کی رامسریه ، وَنِه ایشانِه بُدانِه

کوه سماموس و لپاسر و آستانه رستم     هرکسی رامسری است باید اینها را بداند

 کوکه گِه، زَرج و تُرُنگ تَلا              مِن دامان خرس و ُاشکُل وگالشه پوسِن کُلا

پرنده کوکو، کبک و قرقاول              خرس میان جنگل و سنجاب و کلاه پوستی گالش ها

 از گالشان د هچ کی مِمُل نبونِن           بیشی جار بیه جیر، د هچ کی گالش نبونِه

از گالش ها دیگر کسی شیر و ماست مردم را نمی آورد    بالا و پایین بروی(هر کاری بکنی) دیگر کسی گالشی و چوپانی نمی کند

 اَلَنِه دِ گالش وَچه تُک سر سیگار نیَه    گالش کیجَه اصلا و ابَدا دِ هُشیار نِیَه

در حال حاضر پسر گالش سیگار می کشد    دختر گالش هوش و حواس درست و حسابی ندارد

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جذب گردشگران با تغییر در ساختمان و معماری هتل ها یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۸۹ 12:24

منبع:

http://www.bing.com/travel/content/search?q=Tiny+Hotel+Rooms%3a+Hotel+De+Vrouwe+Van+Stavoren&FORM=RQTRAV

بدون شک مراکز کسب درآمد و امرار معاش اهالی ساکن در مناطق توریستی و گردشگری از طریق امور زیربنایی همچون ایجاد راه های هوایی-دریایی و زمینی به منطقه مورد نظر و احداث مکانهای مورد توجه توریست های داخلی و خارجی - همچنین استفاده از جاذبه هایی همچون ابنیه تاریخی- طبیعت-حیات وحش و هزاران مورد دیگر می تواند انجام پذیرد.

استفاده مطلوب از امکانات موجود و به سوی اهداف عالی حرکت کردن توسط مسئولان محترم شهرستان و استان شاید در کوتاه مدت میسر نباشد. ایجاد انگیزه و سود آوری طرح های گردشگری در درازمدت امکان پذیر است و هر قدمی در این امر در زمان حال برداشته شود در آینده چندین برابر پاسخ خواهد داد.

تغییر شکل ساختمان و نماها و معماری داخلی و خارج هتل ها و اماکن استراحتی هم استی( Home Stayیکی از این مقوله هاست که کشورهایی نظیر ژاپن و مالزی از دیر باز برای جذب گردشگران خود استفاده می نمایند. در تصاویر زیر نماهایی از تغییر ساختمان ها و هتل ها نمایش داده شده اند.

 

توجه:

با مراجعه سالیانه چند صد هزار نفر گردشگر داخلی و خارجی از ییلاق جواهرده و سایر ییلاق های رامسر و احداث هتل ها و مهمان پذیرها به همراه کرایه اتاق های خانه های سنتی آیا توسط شهرداری- اداره مسکن و شهرسازی -میراث فرهنگی و غیره  در طراحی ساختمان ها و اتاق ها بر گرفته از ویژگیهای فرهنگی و مذهبی مردم منطقه همچنین ایجاد راه های مناسب آسفالته و  نصب تاسیسات رفاهی و تفریحی در کنار این اماکن طرحی انجام شده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تیمور قاجار (همدوره محمد شاه قاجار) ماههای طبری را چنین می‌شمارد(2).

سیوماه و کٌرچ و هَرِه ماه، تیر                      دگرهست مٌردال و شِروین و میر

چه او نه مَهوار که ماه است و دی                زپی وَهمَن و هست نوروز اَخیر

پَنجِک را بدان خمسه زائده                        به آئین هَر(دَر) کز صغیر و کبیر 

 

اسامی ماه ها در گاه شمار طبری( تبری) :

که آغاز آن از دوم  تا  دوازدهم مرداد ماه شمسی است و ماههای آن  عبارتند از : ۱ - فردینه ماه ۲ -  کٌرچِه ماه  ۳ -  هر ماه  ۴ - تیرماه  ۵ - مٌلارماه  ۶ - شَروینه ماه  ۷ - میر ماه  ۸ - اونه ماه  ۹ - اَرِکِه ماه  ۱۰ - دِ ماه  ۱۱ - وَهمَنه ماه  ۱۲ - نوروز ماه (1و2) .

آغاز سال دیلمی(گیلانی) از  دوازدهم(در برخی منابع از پانزدهم) تا هفدهم مرداد ماه شمسی است و ماه های آن عبارتند از : ۱ - نوروزماه ۲ - کورچ ماه ۳ - اَرِیه ماه ۴ - تیرماه ۵ - مٌردال ماه ۶ شَریر(شَروینه) ماه ۷ اِمیر(نِماه)ماه ۸ - اَوِل ماه  ۹ سِیا(سیاه) ماه ۱۰ دِیا(دیر)ماه ۱۱ وَرفِنه(وَرفه نیا) ماه ۱۲ - اِسفَندار (اسفندیار)ماه. (6).

تلفظ نام ماهها در لهجه گیلکی استان گیلان با لهجه گیلکی رامسرکه ه تأنیث آخر کلمات ماه نوشته ولی خوانده نمی شود کمی متفاوت است و" ه"  نوشته نمی شود مثلأ نوروزماه به نوروزما تغییر می یابد.(رحیمیان،ح.1389)).

 اسامی ماهها در گاه شمار تالقانی(طالقانی):

زمستان= شَریرماه، تیرماه، اون ماه


بهار= سیاماه،دیاماه، وَهمَن ماه


تابستان= نُورج ماه، قسرماه، کُرچ ماه


پاییز= خَراماه،تیرماه، مُردال ماه

 

آغاز اسپندارماه ۱۵۸۳ دیلمی برابر با ۱۱ تیرماه ۱۳۸۹ شمسی مبارک باد

 

-ا سپندار=اسفندیار=اسفندار ماه

اسپندار. [ اِ پ َ ] (اِخ ) (مخفف اسپندیار) نام پسر گشتاسب . (برهان)(11).

 

اسپندار. [ اِ پ َ ] (اِ) شمع، که معشوق پروانه است . (برهان ). مخفف اسپندارمذ.(11).

اسفندارمذ به معنی فروتنی و بردباری و سازگاری است و مانند دیگر امشاسپندان واسطه آفریدگار و آفریدگان است.(برهان قاطع)(6).

بودن نیر اعظم در برج حوت . (برهان ).(11).

اسفندار: درختی است که مطلق باثمر نبوده مثل پده وآنرا اسپیدار و اسفید نیز گویند. (مؤید الفضلاء).(11).

اسفند و یا اسپند به معنای آرامش نیز بوده است. از نقش زن در تأمین آسایش و آرامش خانواده در این ماه سخن به میان آمده است. شاید آنچه که به اسم جشن و روز والنتاین وارد فرهنگ گروهی از جوانان ما شده، همانند کریستمس که ریشه در یلدا (جشن تولد نور و گرمای مهر) دارد، تقلیدی از جشن اسفندگان باشد. در این ماه که ابوریحان بیرونی از آن به مردگیران یاد می کند، دختران شوهر آینده خودشان را انتخاب می کردند. مردان نیز به زنان خود هدیه می دادند(5 و وب سایت پارسه نیوز).

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

امروزه در هر منطقه از ایران به دلیل پیشرفت تعاملات فرهنگی و استفاده از فن آوری های جدید بعضی از کلمات-اصطلاحات و واژه های جدید وارد زبان شده و لذا کلمات قدیمی تر از چرخه خارج می شوند. حال اگر این کلمات قدیمی مکتوب نشوند شاید بعد از چند نسل دیگر به کلی از صحنه روزگار محو شوند. کلماتی از این قبیل:

۱- کوبو فاطمه(فاطمه که رنگ چشمش زاغ بود) که در ییلاق جواهرده رامسر چاووشی خوان بود.

۲-کل فیل مارجان (زنی بنام مرجان که مانند یک فیل نر نترس بود و تنهایی در فصول سرد سال در جواهرده زندگی می کرد و به تنهایی و بدون ترس از حمله خرس ها برای چیدن سبزی کوهی به کوهستان می رفت.

۳- شهردار ییلاق که ما همیشه او را کمربند به دست به یاد داریم .

۵- یه گل که همراه اسبش برای اهالی جواهرده هیزم تهیه می کرد.

۶- عبدل که باربری می کرد.

۷- مم دلی بوف  که نام فردی بنام محمدعلی بود و حال خوشی نداشت.

۸- افرادی با اسامی گل مار- مشتی نایب (ناییب)- یزدان و ده ها کلمات-اسامی و واژه های دیگر که امروزه کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.

در عوض کلماتی نظیر ول لش- جواد- ژیب(ژیپ)- ساسی- ککی شدن- حروف ایکس و ۶۶۶ (شیطان پرستی) و هزاران کلمات نامفهوم و نامانوس فرنگی براحتی وارد زبان ما شده و استعمال می شوند. کتابها -رمان ها و متون علمی ترجمه شده دانشگاهی نیز اغلب بدون ویراستاری و استفاده از کلمات صد در صد ایرانی در تیراژ بالا چاپ می شوند. فرهنگ سایر کشورها از این طریق وارد کشور مان شده و در نتیجه نامگذاری کودکان و مغازه ها و دستگاه ها و حتی منازل مسکونی و دکورهای معماری ما نام و اسامی خارجی به خود می گیرند.

شاید فرهنگستان زبان نیز نتوانسته است رسالت واقعی خود را به انجام برساند چون خود مردم - علاقه ها و سلیقه هایشان را نادیده گرفته و بر روی کمک آنها جهت ترویج فرهنگ بومی حساب باز نکرده اند.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

سیا سرت(seyaa saret) دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۹ 13:57

از توابع جنت رودبار تنكابن است - آبشار سیا سرت  معروف است و در حومه جنگل های دالخانی در جنت رودبار قرار دارد.

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ایلمیلی دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۹ 13:34

کوه ایلمیلی به دلیل نزدیکترین کوه از سلسله جبال البرز به دریای خزر(در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ متر) از دیرباز جهت دیده بانی و تمرکز قوای نظامی در خور توجه حاکمان وقت بوده است. از طرفی با وجود دو غار طویل در قله آن بنابر بعضی از اسناد پناهگاه دزدان و یاغیان محسوب می شد که به کاروان های تجاری و مردم عادی نیز حمله می کردند . این کوه دارای جنگل انبوهی بوده و در حال حاضر تاسیسات تله کابین با تجهیزات مناسبی در بالای قله آن نصب شده است. راجع به علت نامگذاری آن با مراجعه به اسناد و کتابها مدارک مستندی به دست نیامد ولی احتمال دارد این نام از طرف سردسته نگهبانان و یا یاغیانی که در آن سکونت داشتند انتخاب شده باشد.

A view of the Western Part of Ramsar from the road of Potak, Just above TankDarreh Village. A Small Pick on the left side, is called DoosCool (Possibly is a simplified pronunciation of the original name, Dozd Cool = Thief Hill). In far background a dark blue strip is Caspian sea.. 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

داستان قلعه اسپهبد خورشيد پنجشنبه ششم خرداد ۱۳۸۹ 13:13


از دادمهر فرخان (حاكم مازندران در پايان دوره‌ي امويه) پسري به جا ماند به نام خورشيد كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود و كار سلطنت از او بر نمي آمد بنابراين دادمهر برادر خود سارويه (شهر ساري منسوب به اوست) را به سلطنت رساند تا خورشيد به سن بلوغ برسد . بعد از گذشت 8 سال دادمهر به عهد خود وفا كرد و سلطنت را به خورشيد سپرد .



در زمان اسپهبد خورشيد منصور خليفه عباسي وليعهد خود را نزد او مي فرستد و از او مي خواهد كه براي سركوب شورش ها در خراسان اجازه عبور لشكر خليفه را از مازندران و كنار دريا بدهد. ولي لشكر خليفه بر خلاف وعده داده شده به شهرهاي مازندران حمله كردند و آمل را به تسخير درآوردند. اسپهبد تمامي زنان و اولاد خود را به همراه مرداني جنگي كه جمعا 500 نفر مي شدند به طاقي در سوادكوه فرستاد و آذوقه 10 سال آنها را تامين كرد .

عرب ها به مدت 2 سال و 7 ماه آن غار را محاصره كردند اسپهبد خورشيد فرمانرواي مازندران در جبهه‌اي ديگر در ديلمستان مشغول نبرد بود. بانو ني‌کلا زن اسپهبد خورشيد در نبود همسرش فرمانروايي اين دژ را به عهده داشت.
بالاخره سپاه عرب سرچشمه آب را که در بالادست غار قرار داشت به گفته اهالي به زهر و به گفته تاريخ آلوده به ميکروب طاعون (در جايي وبا گفته شده است) کردند. با آلوده شدن آب حدود 400 نفر از ساکنين غار به بيماري طاعون دچار شدند. کسي جرات خاک‌سپاري آن‌ها را نداشت.ني‌کلا که خود را هلاک شده مي‌ديد و دختران خود را اسير شده هنگامي که ماه در شب 14 به بالا برآمد به بالاي برج آتشکده رفت و با تمام توانش اسپهبد را سه بار صدا زد: خورشيد، خورشيد، خورشيد (در باور مردم در شب 14 هرماه هنگامي که ماه کامل مي‌‌شود از داخل اين غار صداي اين زن که مي‌گويد: خورشيد، خورشيد، خورشيد شنيده مي‌شود). در اين هنگام اسپهبد خورشيد در ديلمان به نعره‌اي سخت از خواب بيدار شد و فرياد کشيد که دژ سقوط کرد . اطرافيان پرسيدند: که آيا خواب ديدي؟ او پاسخ داد: نه، اما صداي بانو را شنيدم که مرا مي خواند. صبح روز بعد اسپهبد به طرف دژ حرکت کرد. در نيمه‌هاي راه در مسير چالوس فعلي (فلام رودبار اشكور) به او خبر دادند که دژ سقوط کرد ... بانو ني‌کلا، دو دخترش شه‌کلا و مه‌کلا و چهار دختر سردار وندادوند، « بهتري » ، « زري » و « زيمري » و « پري » و اکثر نواميس تبرستان به ارسارت عرب‌ها درآمدند.
اسپهبد وقتي اين خبر را شنيد گغت :"بعد از اين عمر را لذتي نيست." و از نگين انگشتر خود که زهر هلاهل در آن بود خورد و جان به جان آفرين تسليم کرد.

منابع
التدوين في جبال شروين نوشته اعتماد السلطنه وزير انطباعات دربار ناصري
سوادكوه سرزمين خورشيد - پژوهشي است از احمد باوند سوادكوهي

دریافت تصویر غار

نقشه داخل غار cave plan

This cave is located on roadside of Firuzkooh road, in the vicinity of 'DoAb' in Mazandaran province, Iran. Measuring 80x100 meters, its arched entrance is the largest natural one in the world. On the left side of the cave, a four-story-high castle was built; made of stones and mortar, it is the masterpiece of architecture of its time.
On the right side of the cave, numerous trenches and defensive buildings were built, all of which remained firm and intact after centuries.

These two parts were connected through a road made of stones and mortar. 2 meters wide, this road was built 50 meters above ground level. Today only traces of it remain. The remains of a cistern, several silos and numerous defensive monuments are located outside the cave.

Dating back to the end of the Sassanid period (224–651 AD), it was regarded as a fortified garrison and a fortress of Tabarestan later on. According to chronicles, this cave was used as a shelter by Khorshid (Sun), the last ruler of Tabarestan, then surrounded by Arab invaders for several months and seized after poisoning its drinking water supply. This cave is considered as latest Persian stronghold against Arabs.
Access to the cave needs special equipments and also expertise in alpinism.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زبانزد(ضرب المثل) بز بام باردن پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ 9:33

در لهجه گیلکی رامسر بز بام باردن (یعنی بز را بالای بام بردن) کنایه از افرادی است که کاری را بدون تامل انجام داده و به عاقبت کارها نمی اندیشند . کاری را انجام می دهند که سر و صدای همه را بلند کرده و ایجاد نارضایتی می نمایند. 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

برنامه غذایی در زمان گذشته دوشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ 9:58
دِبار موردوم خوشته غذا  رِچِ خوب دَشتِن بعبارتی خوشتِه برنامَگِه دَشتِن

 در قدیم مردم برنامه غذایی منظمی داشتند به عبارتی برنامه ریزی داشتند

 چون کارکشاورزی سخت با وَسِه چَن بار در روز غذا بُخارِن تا اینیرژی دَشتِه باشن

 چون کار کشاورزی سخت بود لذا می بایست در روز چند بار غذا بخورند تا توان داشته باشند

 ترتیب غذاخوردن اوشان از صُبِه تا مَغرب اینجوری با:

 ترتیب غذا خوردن آنها از صبح تا غروب آفتاب اینطور بود:

توضیحات

فارسی

گیلکی

زمان تقریبی

عنوان

همزمان با طلوع آفتاب

صبحانه

 

نَهَر

صبح زود بعد از نماز

وعده اول

محصولات غذایی خانگی

چاشت

(وعده غذا بین صبحانه و نهار)

 

وَرنَهَر

کمتر از ساعت 10 صبح

وعده دوم

معمولا قبل از نماز ظهر

نهار

 

چاشت

موقع اذان ظهر

وعده سوم

محصولات غذایی خانگی

عصرانه

وَرچاشت

کمتر از ساعت 5 عصر

وعده چهارم

همزمان با غروب آفتاب و زود شام می خوردند

شام

 

شام

 

وعده پنجم

 

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جوملا=جملا شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ 12:11
قدیما  معلم بچه هایه درس ده بعد اوشانره جوملا گوته.

در قدیم معلم به بچه ها درس می داد و سپس به آنها املاء می گفت.

توجه:

در قدیم از واژه کاملا گیلکی جوملا بجای کلمه املاء استفاده می شد که اینک در حال فراموشی است.

واژه جوملا با کلمه جمله اشتباه نشود:

جُمله یک یا چند فراکرد مرتبط به هم را شامل می‌شود که پیام کاملی را از فرستنده پیام(گوینده، نویسنده) به گیرنده پیام(شنونده، خواننده) برساند.

واژه پارسی سره برای جمله، رَسته است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

آقای .......... بوستان جنگلی جواهرده را دریابید سه شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۹ 13:24

 هر دم از این باغ بری می رسد

                                    تازه تر از تازه تری می رسد

گنبد دوار بچرخد با گردش روزگار

                                   بسوزد هر خشک و تری می رسد

ایجاد پارک تفریحی و مجتمع فضای سبز در میدان پایین جواهرده(پودار سر) فکر بعضی ها را به خود مشغول داشته است.شاید برای مطالعه بر روی زیرساخت ها از جمله استراحتگاه-امکانات اقامتی و تفریحی همچون آلاچیق ها - آبخوری ها وایجاد پارک آبی همچون دریاچه قو تمهیداتی اندیشیده شده باشد.

یا اینکه مثل بعضی از پروژه های سابق با کج سلیقگی ها و بدون دلسوزی تا چند سال آینده ما ناظر جمع شدن آشغال-راه یابی فاضلاب ها به تنها رودخانه جواهرده که از آب صاف و زلال چشمه های اطراف سیراب گشته و سپس جاری می شود باشیم.

لااقل تا ۱۰ سال آینده چشم اندار رامسر و حومه را مطالعه دقیق بفرمایید

 تا ۹۰ سال آینده پیشکش شما.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جهنم دره رامسر نه هرات شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۹ 12:14
منبع: وب سایت سماموس

http://www.somamus.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1376&Itemid=56

علامه دهخدا برای جهنم دره دو معنا بیان کرده است. معنای نخست ُ اصطلاحی است که مردمان به کار می برند. علامه در این باره می نویسد: جهنم دره . [ ج َ هََ ن ْ ن َ دَرْ رَ / رِ] (اِ مرکب ) جای نامعلوم در تداول عامه ، هنگامی که ندانند کسی بکجا رفته و از رفتن او یا نبودن او خشمگین باشند گویند: نمیدانم کدام جهنم دره ای رفته است .
جهنم دره . [ ج َ هََ ن ْ ن َ دَرْ رِ ] (اِخ ) نام عقبه ایست بغایت تنگ و پردرخت ، و پیوسته آنجا بارندگی است (در حدود هرات ). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 524، 526 شود.

 

به نظر می رسد با توجه به نشانی هایی که خواندمیر می دهد از جمله منطقه پردرخت و باران پیوسته در آن نمی تواند در هرات که از باران پیوسته در آن خبری نیست باشد بلکه از آن جایی که حاکم از ترس دشمنان و شکست سختی که خورده بود می گریخت در همان ناحیه تنکابن گرفتار آمده  است و می کوشیده تا از مرز مازندران به گیلان بتازد و به آن جا بگریزد. منطقه رامسر از دیرباز به سبب نزدیکی کوه و دریا منطقه مرزی میان دو منطقه مازندران و گیلان بوده است و این جهنم دره نیز می بایست در ناحیه تنکابن قدیم بوده باشد که از چالوس تا رودسر و گاه تا چابکسر را شامل می شده است .

بر این اساس می بایست گفت که جهنم دره پردرخت و تنگ و پرباران نمی تواند جایی جز ناحیه ای در رامسر کنونی باشد و به ظاهر این ناحیه هم می تواند مکان کنونی  اردوگاه های متعدد رامسر باشد که در گذشته به سبب باتلاقی بودن و عدم امکان عبور از آن به جهنم دره معروف بوده است. همین سختی معبر و گذرگاه هم چنان که منطقه مرزی را موجب می شد هم چنین آمد و شد افراد به دو سمت مرزی را با دشواری مواجه می ساخت  زیرا چندین دژ در ایلمیلی  و دژکول بن و مارکوه و مانند آن وجود داشت که حراست و مرزبانی را به عهده داشتند. افزون بر این که جهنم دره نزدیک شیلات رامسر و دریاپشته و اردوگاه و سفید تمشه به گونه ای بود که عبور و مرور تنها از دامنه کوه ایلمیلی ممکن می بود که پردرخت و سخت گذر بوده است. جلگه باتلاقی دویست و صد متری زیر پای کوه ایلمیلی امکان عبور را در فصول مختلف از هر رهگذری می گرفت . از این روست که تمام گذرگاه ها در قدیم از جنگ سر و پوتک یعنی از دامنه کوه ایلمیلی بوده است که هنوز آثار راه شاه عباسی در آن وجود دارد.

نکته ای دیگر که می بایست مورد توجه قرار گیرد این است که رامسر را در گذشته سخت سر (یا سخته سر)می نامیدند که امروزه مکان هتل ها و آبگرم معدنی به همراه کوههای اطراف آن تا محدوده خیابان معلم (خ کازینو) تا کنار ساحل دریا می باشد. در تمامی کتب تاریخی و منابع شفاهی این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که رامسر به سبب بارندگی بسیار و باتلاقی شدن غیر قابل گذر و عبور بوده است و گل های چسبناک رسی آن به کفش و پا می چسبید و اجازه حرکت را از هر رهگذری سلب می کرد. از این رو می توان گفت که منطقه ای سخت گذر برای رهگذران بوده است و باتلاقی بودن آن نیز مزید بر علت می گشت.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

با ارتفاع گرفتن و دور شدن از مناطق دشت علاوه بر کاهش دما-دیدن مناظر دلفریب جنگلی و تعقیب و گریز مه به دست باد می توانید از هوایی پاک و به دور از آلودگی استفاده نمایید. فقط کمی وقت-پول و همت می خواهد تا از زندگی شهری و فارغ از مشکلات روزمره به دامان طبیعت پناه برده و در آب و هوای تمیز تنفس کنید.همراه داشتن لباس گرم و وسایل گرم کننده برای مواجهه شدن با سرمای شب از ضروریات رفتن به این مناطق است.

ییلاق جواهرده
از خیابان نیدشت (اول سه راه فلسطین) در شهرستان رامسر به طرف جواهرده ۲۸ کیلومتر بیشتر راه نیست. جاده آسفالته با مناظری کاملا دلفریب   و نقاشی های طبیعی که در خاطره ها می ماند . از ولگام بالاتر مناظر جنگلی انبوه شکل دیگری به خود گرفته و دیدن مه در یک روز ابری ذهن هر بیننده ای را به خود مشغول می دارد. آبشارهای بین راه-چشمه های آب شیرین و دکه های آماده پذیرایی از مهمانان و گردشگران برای خوردن چای-کباب-خورشت های محلی  همه و همه لحظات سرشار از لذت و زیبایی را برای انسان بوجود می آورد.
 
ييلاق گرسماسر
 يكي از زيباترين نقاط رامسر و در واقع يكي از شاهكارهاي خلقت است. هواي آن در فصل تابستان بسيار خنك و گاهي سرد است. دشت‌هاي بسيار زيبا، كوههاي بسيار بلند و چشمه‌هاي بسيار خنك، اين ييلاق را از سايرين متمايز مي‌كند. دزكول نيز در اين ييلاق قرار دارد كه بسيار زيبا و بلند است. از روي اين كوه تمام نقاط رامسر و تنكابن قابل مشاهده‌اند. گردشگاه هاي اين ييلاق، رستم سر، تله بن، راه كنار، مسجد ابجي,دزكول, فولاد چشمه و... مي‌باشندكه هر يك زيبايي خاصي دارند. در مسير رفتن به اين نقطه از جنگل زيباي دالخاني خواهيد گذشت. براي رفتن به اين ييلاق از جاده تنكابن به رامسر وارد جاده هريس شويد وبه طرف كو ه‌هاي سر به فلك كشيده، حدود يك ونيم تا دو ساعت حركت كنيد.

ييلاق لپاسر
بلندترين ييلاق منطقه است. براي رفتن به اين ييلاق بايد به يكي ازييلاق‌هاي مجاور مثل نمكدره يا جواهرده برويد (نمكدره از سايرين به لپاسر نزديكتر است) و سپس پياده يا با اسب به طرف اين ييلاق حركت كنيد. كوههاي لپاسر بسيار بلند هستند و در تابستان نيز روي كوه‌هاي ان برف وجود دارد و كوه سمامس (بلند ترين كوه رامسر با ارتفاع ‌٣٦٠٠ متر) در نزديكي اين ييلاق قرار دارد . يك يخچال طبيعي در اين ييلاق وجود دارد كه اب اين ييلاق، از آن است. اين ييلاق داراي يك اب معدني (به نام اب سياه) مي‌باشد كه قابل شرب است وبراي بيماري‌هاي كليوي بسيارمفيد است. براي رفتن به اين ييلاق حتما چادر و لباس گرم و تا حد امكان خوراكي به همراه خود ببريد. در ماه شهريور دراين ييلاق برف مي‌بارد.

ييلاق‌هاي اكراسر، جنت رودبار و چاك
اين ييلاقات نيز بسيار زيبا و جذاب هستند و براي رفتن به آن‌ها بايد از جنگل دالخاني عبور كنيد. از جاده هريس تا به اين ييلاقات بايد حدود دو تا سه ساعت در جاده اسفالت حركت كنيد. ييلاق‌هاي جنت رودبار، اكراسر، چاك، چرته، نمكدره، ايزكي، جيررود و... همگي در مجاورت يكديگر قرار دارند . اين مناطق بسيار زيبا بوده و آب و هواي دلنشيني دارند
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جهت دیدن تصاویر ماهواره ای از ییلاق جواهرده رامسر می توانید با قرار دادن سه کلمه

 ایران رامسر جواهرده

iran ramsar javaherdeh  در قسمت  گوگلsearch maps  را در آدرس ذیل وارد کرده

 http://maps.google.com  و با فعال نمودن satelight  تصاویر زیبا را از رامسر و حومه مشاهده فرمایید:

اینجا را  نیز می توانید کلیک نمایید

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسیرهای راه جاده ییلاقی جواهرده رامسر شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۸ 8:48

مسیرهای راه جاده ییلاقی جواهرده رامسر:

الف) از راه رودخانه

1-فاته خانی شر-پسه رولات-کلالُم-نرنا-پوسه لسه-حسن نیشکه-سُمسه کش-لرگ په-ترنگ پشت-لتره کش-ترامه گه دشت- کافر گولو-کُل سم-اژده لم-تولئن چال- تیجه میر-بابُران(چشمه آب  خروم پشته اوه)- دوشان کو ایلتاسره چوتک بازه رش- فیلیک دم- پوداره سر(جیری میدان) -  جوردی.

2) راه مخصوص مردم گاورمک از راه پوله راه

گاورمک-شرکت جهان-لوکه چهر- سیم- لم سره- خشکه حالگه پشت- ترنگ پشت-لتره کش-ترامه گه دشت- کافر گولو-کُل سم-اژده لم-تولئن چال- تیجه میر-بابُران- دوشان کو ایلتاسره چوتک بازه رش- فیلیک دم- پوداره سر(جیری میدان) - جوردی(جواهرده).

 3) مسیرهای فرعی

اردئه بن-چوکاسره پشته-تمیجان کری- نیسه لم شاداره چکه- راشمه دره(آبشار بین راه جواهرده) بارجه لم چکه لم ایسپه تاشه کرسنگ دیار چاکه دشت- زه لم تولیگه چال ایس پرک چوشمه آوه کش

 

ب) از راه کوه (رجه راه)

1-تَلاکین-کُنِه پُتَک- پُتَک دوراگه سر(دوراگه سه)

2-توبن وجره گه بن- دوراگه سر

--دوراگه سر-پسه رو- زیارتگه سوسه- گل برده گه رابن- پُتَکه روخانه- پُتک(تازه پتک)-

4-تلاکین- کُنِه پتک- تازه پتک-چشته کو- ول اوهگه سه- زمی گه سه-جورحلگام پشته- سکته سه- به هاله- تیرانی-آهین پُچان- سرگله (سرخه گله چاک)-پلنگ بوته مالگه-سیه تول- دوتر مارگردان- تُساکله سره- خریزانه بن-وازوازانه تنگه-بارگا (جیر بارگا،کنه بارگا)-جور بارگا(تازه بارگا)- هسی هاله- چاله سه- گل ورگنه-تاشه گوش-سرپشته-دوهاله خانی-داردچین لاکه-یه هاله خانی-چینی کوه-بی خدا کش سیرسی-کلجاره گه دشت-جور جیرکوه-کینوره دره-سلمله پولو-پشتوسو- سلمل(محل استخر بزرگ آب)- اسله سه جوردی(جواهرده).

پ) جاده آسفالته از رامسر

1-رامسر- لات محله اشکنوکوه- من لات- بامسی- ولگام لَم( محل گیاه پیچک)- دُرمُد- راشمه دره(آبشار بین راه جواهرده)-زرودک( زوره)- جیرکوه- سَلمَل-فیل دم(فیلیک دم)(دریاچه قو)-  جوردی (چشمه آب علی و ابتدای جواهرده ).

 منابع مورد استفا ده:

1*-غدیری،جلیل- فرهنگ گویش محلی رامسری(دوسویه)- تهران- انتشارات راه ابریشم- 1386

2- آقای کریم محتشم کریمی.

3- محمد ولی تکاسی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |