جوان: ای آقا چَرِه اَندی پَس وُدوش کَشَنِه؟
جوان: این آقا چرا اینقدر دم و بازدم عمیق می کشد.
پَِئر: چون مرثِه خوانِه ایتَه اثر بیشتری در شنونده دَرِه!
پدر: چون مرثیه خوان است. اینطور اثر بیشتری در شنوندگان دارد.
جوان: عاشورا فقط سر و کَلّه و سینه زدن نباید باشِه . مُو خا خیلی چیزی مِرِه دستگیرا نابا.
جوان: عاشورا فقط بر سر و سینه زدن نباید باشد. من که چیز زیادی دستگیرم نشد.
پَئر: نور(نوح) نبود مَرکَب نبود علی بود. کَل مارِه گَم ک .... را وُشت!
پدر: نور(نوح) نبود مَرکب نبود علی بود(اصل توحید) . بچه کوچک ما هم دُم درآورد و پاپی ما می شود.(ادعا داشتن).
جوان: پَئر جان مگر بده مُو از امام حسین و عاشورا بیشتر بدانم و فقط از روی سنت و عادت سینه نزنِم؟
جوان: پدر جان مگر بد است من از امام حسین و عاشورا بیشتر بدانم و فقط از روی سنّت و عادت سینه نزنم؟
پَئر: چه عیب دارِه. مسلمانی به شعار و سر و سینه زَئن خوشتِرِه شهیدا کُردِن نِیَه. عمل به ایسلامِه ، درستی و راستیَه نه ریاء و ......
پدر: چه عیبی دارد. مسلمانی به شعار و سر و سینه زدن و خود را زخمی کردن(خودزنی) نیست. عمل به اسلام، درستی و راستی است نه ریاء و ........
