بعد از مدتها به این در و آن در زدن سری به شهرداری زدم. دنیای پر از هیاهوی همشهری ها در اتاقهای تو در تو و نه چندان دل باز. هرکسی هنگام ورود به این مکان دچار نوعی خود سر درگمی می شود. به چه کسی رو بیاندازد تا کار مختصرش انجام شود شاید کاری که تنها با یک تلفن کردن ساده نیز حل می شود.
این ساختمان در محل قبرستان قبلی و متروکه نارنج بن بنا شده است . روزی مردم برای مرده های خود در اینجا اشک می ریختند و حالا مردم برای پیشبرد ساخت و سازهای خود علاوه بر دادن انواع و اقسام تعرفه ها دوباره اشک می ریزند . این ساختمان از بهترین تا بدترین مردان مسئول را به خود دیده است و خاطرات تلخ و شیرین بسیاری از عزل و نصب های فرمایشی دارد. این شهر بعضا با انجام اعمال متفاوت از اقوال مسئولین روند پیشرفت قارچ گونه را طی کرده و به دور از امکانات شهرسازی رشد چشمگیری نموده است.در گذشته های دور شهردار را از بین شاگردان ممتاز مدرسه ای انتخاب می کردند و آموزش های راه و ساختمان- نقشه کشی- اقتصاد و حتی بهداشت را برای آنها در نظر می گرفتندو سپس با استفاده از نیروی خلاقیت و ابتکارشان آنها را بر مسند قرار می دادند تا خود کارآفرین باشند و کارمثبتی انجام بدهند.
اگر این ساختمان زبان می گشود چه بسا درددلهای مردم را می گفت به طوری که دل سنگ آب می شد. حال شهرستان رامسر چند صباحی است در گیرو دار حل اختلاف سلیقه برخی ها بر سر انتخاب شهردار مردمی است. این ساختمان دلی چون سنگ دارد که این همه بی تفاوتی و مسئولیت به گردن کس دیگری انداختن را می بیند و لی دم برنمی آورد.پروژه بحث برانگیز استانی شدن غرب مازندران نیز در کش و قوس حرف و حدیث های فراوان هنوز به نتایج امیدوارکننده ای نرسیده است تا بتواند مشکلات موجود را حل نماید.
اگر چنین پروژهایی با چنین رفتار سازمانی در همه ادارات شهر طول می کشید همانطور که در شهر نمونه گردشگری- شهر الکترونیک – آلودگی کانالهای فاضلاب و آب شرب و ده ها عنوان دیگر اول هستیم در انتخاب مسئولین آنهم با عمر نسبتأ کوتاه نیز اول خواهیم بود تا بتوان در توسعه شهرستان گامهای بلندی برداشت.
"خدایا آخر و عاقبت همه ما را خیرا کن".
