X
تبلیغات
جواهرده رامسر مکانی دیدنی و خاطره انگیز - اخبار و اطلاعات در مورد جواهرده
 
Javaherdeh of Ramsar in IRANجورده تنهجان-آهن پچان-بامسی-جیرکوه-سلمل و..
 

http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg 

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and JungleGhoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكشJavaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ RamsarMountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dashtForest Road, North of IranRock, North of IranFog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalatJavaherdeh road 7Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود

شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

جواهرده

امِه جوردی کوه دَرِه، چُشمِه دَرِه      آبعلی ، سفید آوکَش روخانه، وَژِک تَلِه بُن دَرِه

ییلاق ما کوه و چشمه دارد         چشمه آبعلی، رودخانه سفید آبکش در زیر صخره کوه وَژِک وجود دارد

جوردی دل مَچّد و اَسّانِه نِیَه         جیری میدان دل پودار، جوری میدان دل خانه نیَه

در ییلاق (ده بالا) مسجد و آستانه (امامزاده) وجود دارد-  در میدان پایین ده درخت پو دار و در میدان بالای ده خانه وجود دارد.

مَچّد آینه جوردی محلِ نگینه                 هرکی جوردی بِیَه، گونه شِمِه آبشار کِمینه

مسجد آدینه در ییلاق مثل نگین است   هرکسی به ییلاق سفر کند می پرسد آبشار شما کدام است؟.

دیودره دیم شیرسنِگی تماشا دَارِه          فلیک دُمِ دریاچه قو هَلِه صفا دَرِه

در کنار دره دیو(سلمل) مجسمه  شیر سنگی تماشایی است   دریاچه قو در محل فیلیک دم (فیل دُم) هنوز هم با صفا است.

سه براره گِه رَجه، لوی گِه تَلِه، باز دشت     سُرخه تَله، تاک و بَرتُل و چاک دشت

کوه سه برادر،کوه مانند دیگ محلّی بنام بازدشت   کوه سرخ، چشمه های منطقه برتُل و محلّی بنام چاک دشت

سماموس و لپاسر و رُسُم سره اَسّاِنِه         هر کی رامسریه ، وَنِه ایشانِه بُدانِه

کوه سماموس و لپاسر و آستانه رستم     هرکسی رامسری است باید اینها را بداند

کوکه گِه،میلجه گِه، زَرج و تُرُنگ تَلا      مِن دامان اُشکل- پلنگ و خرس و گالشه پوسِن کُلا

پرنده کوکو، گنجشک،کبک و قرقاول       سنجاب -پلنگ و خرس میان جنگل(مِن دامان) و کلاه پوستی گالش ها

دیو هِسه، ترشه هلو رُب چِندی مُزِه دَرِه     گزنِه، کوه تَره همرَه  خاردِن چندی مُزه دَره

سیب جنگلی ترش، رب آلوچه ترش چقدر با مزه اند   خوردن گیاه گزنه با سبزی های کوهی چقدر خوشمزه است.

قوپو، سُردِنه، دیو اربَه، گُلاغوزِه همه خوردنی          ییلاق شان و هَمَن، کلّی وسیله، بُردنی

قارچ، توت فرنگی وحشی و خرمالو جنگلی، فندق همه خوردنی اند    برای رفت و آمد به ییلاق وسایل زیادی با خود می برند.

لِرو،کَتل کوتول، میالسک ، هلودانکا ، ترش هلو      همه سوغات بارِن  ترشیجاتِ همره ، یِه کَلِه دو

گل لرو(بی مرگ)، آویشن، زرشک وحشی، آلبالو جنگلی  ، آلوچه ترش            همه ترشیجات را همراه با یک کوزه دوغ سوغات می برند.

 دِبار موجوم، دوشاب حلوا -رُب پاتِن                   لَکِلا-نمد دوتُن، لاوَند و روسری کََموا واتُن

در قدیم از میوه گیاه آقطی(پِلَم) موجوم درست می کردند و دوشاب حلوا از خرمالو جنگلی  و رُب می پختند.                   رختخواب  و نمد می بافتند، چادرشب و کاموا می دوختند.

اَمِه جوردی  جنگل و مه ، کوه و دشت  با صفا دارِه   

هرکی عاشِق طبیعته،  شعر گونِه، ایجه هَمرَه  کار دارِه  

جواهرده ما جنگل و مه، کوه و دشت با صفا دارد      

هر کسی عاشق طبیعت و شاعر است با اینجا کار دارد.(اینجا برایش مناسب است).      

محمد ولی تکاسی

گالش شمار  دیلمی ۱۵۸۵
 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 12:34  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/435532_orig.jpg

  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 12:40  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://dc614.4shared.com/img/TP-6wAd0/s7/_012.JPG?async


  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 11:45  توسط محمد ولی تکاسی  | 

به طور کلی غار حفره یا دهانه ای است که هیچ گونه ابعاد خاص و مشخصی ندارد. گاهی در دل زمین و گاهی در دل صخره ها دیده می شود. برای ورود امن به غار تدابیر مختلفی باید سنجیده شود که در ادامه بخشی از این تدابیر در یک فایل که حاصل تلاش های فدراسیون کوهنوردی است آورده شده است.
در شهرستان رامسر نیز از زمانهای خیلی دور در اثر  وجود آتشفشان و خروج مواد مذاب(ماگما)در کوه ایلمیلی و یا در اثر ریزش نزولات جوی و حل شدن منابع کربناتی در دل کوه هایی نظیر مارکوه و .... غارهای طبیعی بوجود آمده است. معدن آهک در زیر کوه مارکوه نیز با رویکرد جدید توریستی جهت بازدید از قلعه بالای آن(مربوط به دوره اسماعیلیان قرن ۵ و ۶) در دهه ۸۰ تعطیل شده است و توسط مسئولین وقت از ادامه فعالیت آن جلوگیری شد.

غارها با طبیعت زیبای درون خود سرشار از ناگفته هایند و با تهیه امکانات مناسب و آموزش هایی به مراتب سخت تر از کوهنوردی می تواند جهت جذب گردشگران و علاقمندان به طبیعت  در دستور کار مسئولین محترم استان و شهرستان قرار گیرد.

از عمده غارهای طبیعی رامسر می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

*غار یاغی لوکا  و گَر گَر لوکا در بالای کوه ایلمیلی

این غارها احتمالا محل خروج مواد مذاب آتشفشانی در گذشته­های دور بودند و مدتی به عنوان پناهگاه دزدان و یاغی­ها (یوگی =یاغی) طایفه­ای از سکاهای مهاجر به نام ایمیری بوده است که در این مکان حکمرانی داشته­اند.

*غار کور شاپر چال (شب پره چال)

این غار در پُردسَر لات محله قرار دارد و وجه تسمیه آن به دلیل وجود خفاش(شب پره=کورشاپَر) در آن است.

*غار بام بامِه

این غار تقریبا در روبروی ضلع شرقی هتل­های بزرگ و  قدیم در دامنه کوه قلعه بند قرار دارد .

*غار کُه بُن

این غار در روبروی کوه سُرخ تله و در دامنه­ی کوهی به همین نام بوده است که گنجایش نگهداری 500 رأس گوسفند را نیز دارد. در رامسر بر اساس باور قدیمی به غار اصحاب کَهَف معروف است.

*غار آهکی در زیر  کوه مارکوه

مدتها این غار به عنوان معدن آهک  مورد بهره­برداری قرار می­گرفت ولی با توسعه جاده آسفالته و احیاء مجدّد قلعه مارکوه توسط سازمانهای مردم نهاد و اداره میراث فرهنگی و گردشگری رامسر از ادامه کار آن جلوگیری شد.

*غار یخچال طبیعی جواهرده(غار سَه بُن)

این غار یخدان طبیعی (ورف چال) در کَمرکش کوه سه برادر(سه براره رگِه رَجِه) کمی  بالاتر از محوطه مرتع طبیعی قُرُق شده  لَشت کُنُس و بالاتر از سراگاه گاو" لی سِرَه " و در محلی به نام  سَه بُن (زیر سایه ) قرار دارد.

*غار شاه سفید کوه

این غار از غارهای قدیمی رامسر است. این غار تداعی کننده جنگ کیکاووس در مازندران و اسیرشدن وی  در غار هفت خوان دیو سفید مازندران است که به دست رستم پهلوان با گذشتن از هفت خوان نجات یافت(رحیمیان،ع.1390).

*در شهرستان رامسر علاوه بر غار چندین چاه نیز وجود دارد که از جمله آنها چاه کِشکِرِت کول(محل وجود زاغ) است که در دامنه کوه دریادیم چپرسر(چور=زمینی که آباد نشده است) در سادات محله رامسر وجود دارد.

 

 

کارآموزی غار نوردی - کمیته کوهنوردی فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391ساعت 10:7  توسط محمد ولی تکاسی  | 

تعدادی ازگیاهان دارویی رامسر و ییلاقات آن

(جواهرده و اشکورات)

محمد ولی تکاسی، کارشناس ارشد، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمان

mwtokasi@yahoo.com    

09366348680

خلاصه:

 رامسر و طبیعت زیبای آن با بهره گیری از مواهب خدادادی همچون وزش بادهای فصلی و باران زا و وجود رطوبت فراوان در بخش جلگه ای دارای جنگل های انبوه  و در بخش کوهپایه­ای و کوهستان­های خود به دلیل وجود آب و هوای مناسب برای رویش گیاهان مرتعی و کوهستانی  همواره مورد توجه طبیعت گردان، متخصّصان علم گیاه شناسی و سایر پژوهندگان بوده است. بسیاری از زنبورداران کشور از تقویم زمان  گلدهی گیاهان مرتعی، کوهستانی و باغات میوه  در رامسر و ییلاقات آگاهی داشته و در فصل مناسب کلنی زنبورها را به این مناطق کوچ می دهند. این پژوهش بر اساس مطالعات میدانی(مشاهده مستقیم) در مسیر جاده کوهستانی لپاسر از جواهرده در ارتفاع بیش از 2000 متر از سطح دریا و در شهریورماه 1391 (فصل بذردهی اغلب گیاهان در این منطقه) انجام شده است. در این مقاله به معرفی چند گونه غالب در منطقه(20 گونه) از نظر فنوتیپ و ترکیبات شیمیایی و خواص دارویی آنهابر اساس مطالعات کتابخانه ای و فرهنگ گیاه شناسی پرداخته شده است. امید است این مجموعه به عنوان راهنمای مناسبی  برای مطالعات بعدی، برداشت بعد از مراحل بذر ریزی، تکثیر طبیعی و مصنوعی و در نهایت کشف حقایق بیشتری از این نوع گیاهان دارویی توسط متخصّصان فارماکوگنوزی، علم گیاهشناسی و فنولوژی گیاهی[1]  مورد استفاده قرار گیرد.

کلمات کلیدی: گیاهان دارویی، رامسر، اشکور،جواهرده، ترکیبات شیمیایی

"علاقمندان می توانند جهت دریافت اطلاعات بیشتر و تهیه سی دی ( مقاله ۸۳  صفحه در قالب پی دی اف) به بخش منابع مورد استفاده در آخر این کتاب و یا آرشیو موضوعی حیات وحش و محیط زیست رامسر در وبلاگ رامسر شهر دریا و جنگل(http://mw1.blogfa.com) مراجعه و یا با آدرس ای میل نویسنده تماس حاصل فرمایند."

گل بی مرگ(لِرو) Helichrysum setosum

زبان بره(میش گوش) Stachys byzantine

گیاه آقطی(پِلَم) Sambucus nigra          

زرشک وحشی(میالسک) Berberis crataegina

پونه(پوتی نیک) Mentha pulegium

سنجد تلخ(دیوزیت) Hippophae rhamnoides

و  .......

http://dc232.4shared.com/img/6CKl_W1R/s3/IMG_0659.JPG

 

گل بی مرگ(لرو)



[1] -مطالعه فنولوژي، شناخت و بررسي تاريخ بروز پديده هاي زيستي مختلف در گياهان مي باشد.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1391ساعت 9:40  توسط محمد ولی تکاسی  | 
 

 

کاه

به مجموعه ای از ساقه، گره ها، برگ و  ضایعات  غلات خصوصا گندم، برنج و جو "کاه" گفته می شود که به دلیل وجود لیگنین فراوان عملا با قابلیت هضم پایینی در تغذیه دام ها مورد استفاده قرار می گیرد.

کاه به عنوان عایق رطوبت در  استحکام پوشش سقف ها و دیوارهای زگالی به همراه گل به نام "کاهگل" در نزد اهالی ساکن در کناره های دریای خزر معروف است. امروزه با وجود عایق های مختلف صنعتی که در پوشش سقف ها بهداشتی تر و راحت تر هستند کاه به فراموشی سپرده شده است.از طرفی افزایش قیمت کاه نیز مزید علت شده و استفاده از آن را محدود نموده است.

در گذشته اغلب خانه های کاهگلی و زگالی در جواهرده  از کاهگل و چوب ساخته می شد که در حال حاضر قدمتی کمتر از ۱۵۰ سال دارند ولی هنوز پابرجا بوده و قابل استفاده هستند.این خانه ها نیز در هرسال با کمک گل رس مخصوصی گل مالی شده تا علاوه بر نظافت  و بهداشت ساختمان  کلیه سوراخ ها و شکاف های ایجاد شده در بنا نیز پر شده و به استحکام آن افزوده گردد.

امروزه از کاه در تزیین گل ها و تولید سبدهای کاهی، دکوراسیون منازل و ویترین ها ، تولید برخی محصولات صنعتی و ... استفاده زیادی می شود که به دلیل سبکی وزن، رنگ زرد کم رنگ، قابلیت حالت پذیری و غیره استفاده زیادی می شود.

هتل گل در جواهرده رامسر

http://www.javaherde.com/images/stories/1390/5/DSC06058.JPG

 

 

خانه هاي كاهي مدرن
 

ساختمان هاي كاهي مدرن داراي يك فونداسيون و پي شني هستند كه در داخل محفظه هاي پلاستيكي قرار گرفته است و به وسيله ملاطي از خاك پوشانده مي شوند. ديوارها نيز از بسته هاي (آجرهاي) كاهي فشرده شده ساخته شده اند كه با اليافي از بامبو به هم متصل شده اند. در اطراف تمام آجرهاي كاهي، شبكه هايي شبيه به تور ماهيگيري تعبيه شده است كه آنها را در كنار هم محكم مي كند. سطح بيروني اين ديوارها با يك نوع گچ تركيب شده با خاك رس و سفال پوشانده مي شود كه داراي استحكام فوق العاده اي بوده و يك عايق حرارتي بي نظير را به وجود مي آورد. مجموعه اين مواد، يك ديواره خشت و گلي گچ اندود را به وجود مي آورد كه نسبت به ديواره هاي آجري، سيماني يا فولادي داراي انعطاف پذيري و استحكام بيشتري در هنگام وقوع زلزله است و بسيار ارزان تر از ساختمان هاي مدرن و گران قيمت ضد زلزله است كه اين مساله، بر طرفداران ساختمان هاي كاهي ايمن در مناطق فقيرنشين و كم درآمد جهان كه از وقوع زلزله هاي متعدد صدمه مي بينند، خواهد افزود. 

جهت کسب اطلاعات بیشتر

http://www.hozehonari.com/PrintListItem.aspx?id=49097
 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 9:11  توسط محمد ولی تکاسی  | 
 منبع: سی دی های شماره ۱ و ۲ رامسر

" برداشت از کلیه مطالب و عکس ها تنها با ذکر منبع اصلی بلامانع است"

http://dc427.4shared.com/img/49k6dmI6/s3/DSC00597_2.JPG

http://up.vatandownload.com/images/003yry1sdewgorulg.jpg

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/small/41418604.jpg

http://www.cbramsar.ir/core/images/4.jpg

 

http://sh-ramsar.ir/_DouranPortal/images/masjed%20Adineh%20old.jpg


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 10:50  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://dc544.4shared.com/img/UYgt0vg5/s3/0.8611874746626706/IMG_0628 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 13:8  توسط محمد ولی تکاسی  | 
    

عکس ها: محمد ولی تکاسی

http://dc595.4shared.com/img/_-tfHSRK/s3/DSC01882.JPG        

سه براره= سه برادر

 گه: علامت تصغیر در گیلکی

 رجه= کوه صخره ای و بلند

بر اساس یک باور قدیمی در گذشته های دور سه برادر در بالای این کوه بر اثر کارهای ضد اخلاقی در مِه گم شدند و هیچ اثری از آنها بر جای نمانده است.

در مقوله دیگری سه برادر را الهام گرفته شده از این باور سکاها می­دانند که معتقد بودند هزاران سال قبل از جنگ با داریوش، خداوند پسر خود را به زمین فرستاد. نام او تارگیتائوس بود که دارای سه پسر به نام های  لیپوکسائیس(نام برگرفته منطقه لشت کونوس)، ارپوکسائیس (برگرفته خوج یا گلابی محلی به نام اُربو-ارپو)و کولوکسائیس(برگرفته رجه کولونگاه سره) در اذهان مردم بود.

در مقوله دیگری این نام واژه را برگرفته از اجتماع  سه کوه وژک، سرخ تَله و کوه سه برادر همچون دیواری مستحکم در کنار هم می دانند. این امر سبب نگهداشتن ابرها و ریزش نزولات جوی در منطقه جواهرده می شود که سبب نزول خیر و برکت از آسمان  برای کشاورزان و دامداران  می شد.

افراد محلّی به یادبود آنها سه مجسمه سنگی از تخته سنگ­ها در بالای کوه ساخته­اند که راهنمای مسافران و گردشگران و دامداران  نیز می­باشد.

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 10:25  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://dc399.4shared.com/img/HR4UhD3k/s3/File0102.jpg 

گیلن جان سوزنه اسپه سُماموس

گیلان جان سماموس سفید رنگ می درخشد

تی جان پو زنه اسپا سُماموس

برای تازگی تو نفس و زندگی را برایت به ارمغان می آید.

هزارون شب تی سر کورفی بنالست

جُغد هزاران شب بر روی تو ناله سر داد

هنده سوسو زنه اسپه سُماموس

ولی سُماموس سفید هنوز هم زنده است و نمرده است.

گیلان جان ایلمیلی سورخه قبایه

گیلان جان کوه ایلمیلی جامه ای قرمز رنگ به تن دارد(کنایه ازشادابی و طراوت زندگی)

 سماموس تی چومه، دُلفَک تی پایَه

کوه سُماموس در بالادست و کوه دُلفَک در قسمت پایی ندست  استان گیلان است

هزارون گَپ دَاره تی کاس دریا

دریای کاس(کاسپین) با تو هزاران گفتگو دارد.

بنازم تی چومِه تی دَست و پایَه

چشم (کوه سماموس) و دست و پای (کوه دلفک) تورا بنازم

مِندُج

(روحانی)

 توجه:

جهت دریافت اطلاعات بیشتر و شنیدن چکامه سماموس به آرشیو موضوعی  وبلاگ رامسر شهر دریا و جنگل در بخش رادیو رامسر مراجعه فرمایید.

۱-اینجا را کلیک نمایید

۲-اینجا را کلیک نمایید

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 12:10  توسط محمد ولی تکاسی  | 

جواهرده با قدمتی کمتر از ده قرن آباد بوده و پیش از اسلام و بعد از آن نیز مکانی برای تجارت کالا و کار و کشاورزی افراد بومی بود. اهمیت و توجه به نظافت و پاکیزگی از دیرباز در مردم این دیار وجود داشت که از درست کردن مکانی در خانه های ییلاقی به نام سَر شوران برای شستن سر تا احداث حمام در روستا ادامه یافت.
یادش بخیر دانش آموز بودم و آخرین عروسی ها در روستا در همان سالها بودند حدود ( 35 سال پیش ) چه صفایی داشت وقتی دامادها را از این حمام بیرون می آوردند و در آن موقع چه رسم های زیبایی که در هنگام مراسم " حمام عروس " انجام می شدند و الان نشانی از آن رسم ها نیست...!!!
وقتی داماد به حمام میرفت ، همگی پیر و جوان "لنگ حمام" می بستیم و به همراه داماد به حمام می رفتیم ، از یک تخته چوبی با دو تکه رزین سرآن به جای دم پایی در حمام استفاده می کردیم که به آن کَتِل می گفتند تا در کف حمام سُر نخوریم. سپس بعد از حمام بزرگترها برای کوچکترها آرزوهایی می کردند ، و با شنیدن صدای ساز و دهل نم نم به بیرون می آمدیم ، جلوی در همیشه با صحنه ی اینچنینی روبرو می شدیم.
به جزء ساز زننده و دُهل زن بقیه ی افراد منتظر همه خانمها بودند...!!! چون مثل همیشه خانم ها تأخیر داشتند.آقایون همگی تشریف فرما بودند داخل حمام... و زود هم بیرون می آمدند.
واقعا که از استخر و سوناهای لوکس امروزی خیلی بیشتر حال میداد.سقف اتاق‌های حمام گنبدی شکل و دارای نور گیر‌هایی بود که به وسیله دریچه‌هایی شیشه‌ای بسته می‌شدند تا بدین ترتیب فقط نور آفتاب به داخل حمام بتابد و از ورود هوای سرد جلوگیری و حمام به صورت طبیعی روشن شود.

وسائل استحمام در حمام‌های قدیمی:

کیسه، مشربه، لیف، تاس ،شانه چوبی، طشت، صابون، لگن، سفیدآب، آینه، کتیرا، جام حنا، سدر، جام و سُمه،  لنگ، حنا، چراغ پیه سوز، ، سنگ پای (قزوین)، گل سرشور(مشهد)، بقچه  و دم پایی چوبی(کَتِل)... .

حمام چی و مشت مال چی و کیسه کش ها نیز هر روزه در حمام حاضر بودند و به کسب روزی حلال می پرداختند.

سن من بیشتر از  چند داماد  بیشتر قد نمی دهد ولی دوستانی که بزرگتر از من هستند خاطره های زیبا و به یادماندنی زیادی از آن سالها تعریف می کنند. نظیر این شعر که در بالای سر حمامی نوشته می شد:
هرکه دارد امانت موجود بسپارد به بنده وقت ورود
                                                 نسپارد وگر شود مفقود بنده مسئول آن نخواهم بود

در گذشته دو حمام یکی در بالای روستا و دیگری در پایین روستا وجود داشت که صبح و بعد ازظهر برای خانم ها و آقایان شیفت کاری آنها عوض می شد. هر دو حمام دارای خزینه هایی به ابعاد 3*2/5 متر با 1/5 متر عمق و یا کمی بیشتر با چند دیگ مسی بزرگ در کف برای گرم کردن آب توسط زغالهای گدازان در آتشگاه زیر آنها که از بیرون حمام تغذیه می شدند ،بود. محلی نیز به عنوان عروس خلوت برای آرایش عروس ها در نظر گرفته می شد. آب حمام از چشمه های اطراف تامین می شد و بسیار پاک و تمیز بود.با افزایش سطح بهداشت دهداری محترم با کمک صاحب حمام بالا نسبت به احداث حمامی جدید با سبک و سیاق روز که بتواند جوابگوی افراد محلی و گردشگران و مسافران باشد اقدام نمود که در حال حاضر مشغول به فعالیت است ولی اثری از گذشته این دیار در آن وجود ندارد.
و حال این مکان خاطره آمیز در حال پاک شدن از ذهن ها می باشد...!!!

  نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 12:59  توسط محمد ولی تکاسی  | 

استفاده از اسامی خیالی و مطرح در محاورات مردم بر اساس یافته های تاریخی و باستانشناسی ریشه در روحیه خیال پردازانه و اسطوره سازی از عوامل ناهمگون و نامتجانس در پدیده های طبیعی سماوی و عرضی توسط مردم عامه دارد.

جنگ دیو اپوشه با ستاره تیشتر در آسمان و غرش رعد و برق همراه نزول باران در جشن ترمه سیزده به فال نیک گرفته شده و جشنی آیینی برگزار می گردد. شکل ظاهری و عجیب برخی از تخته سنگ ها که در اثر فرسایش به شکل حیوانات و غیره درآمده اند توسط اهالی محلی اسامی غیر عادی و غیر معمول به خود گرفته اند.

از این گونه اسامی می توان به یال بَکِت تَله(صخره ای که مثل یال اسب در لپاسر جواهرده است- مجسمه شیر سنگی در منطقه سلاژ پشته سَلمَل- اژدها سنگ در مسیر لپاسر به اشکور- قبر مادر یزید در دو منطقه کوه بُن در مسیر لپاسر بالاتر از چشمه سیاه کند کوه(چشمه سیکان =پپی خان چشمه) و در منطقه قبرستان قدیمی سَلمَل که گویی آتشکده و مظهر آیین مهرپرستی بوده است، از این نمونه هاست.

واکاوی و بررسی های زبان شناختی و ژرف نگرانه  اصطلاحات رایج در بین مردم عامه بر دوش پژوهندگان و علاقمندان این دیار بوده که با همکاری و عنایت مسئولین و اساتید محترم و آینده نگر در پروژه هایی همچون : "ریشه یابی واژه ها و اصطلاحات کهن در جواهرده و شهرستان رامسر "می تواند در حفظ فرهنگ آباء و اجدادی و ترویج آنها تاثیرگذار باشد.

  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 10:27  توسط محمد ولی تکاسی  | 


http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/12/20/143333_643.jpg


در چشمان مه گرفته و نمناک آسمان جواهرده دیدن مواهب طبیعی و رسیدن به رویاهای دور ودراز کودکی چقدر تماشایی خواهد بود اگر زباله های ریز و درشت برجای مانده از مسافران و گردشگران و حتی افراد بومی به چشم نمی آمد و  هر روزه ما شاهد و نظاره گر پرتاب آنها در دل طبیعت زیبای جواهرده نباشیم.

جمع آوری زباله و تفکیک زباله از مبدأ با روش صحیح و برنامه مدونی توسط دهداری پرتلاش و آینده نگر جواهرده می تواند جلوی این فاجعه زیست محیطی را نیز بگیرد.

ﻭﻗﺘﻲ ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﻛﻢ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 11:13  توسط محمد ولی تکاسی  | 

 

به کجا می نگرد چنین مست رویاهای شیرین خود.

آیا کسی فریاد سکوتش را پاسخ خواهد داد!!!!


لپاسر جواهرده

مکانی دنج ، جهت آرامش خیال و استفاده از مواهب طبیعی است.

اینجا مقصد آرزوها بر بلندای خیال همراه با چیدن گلهای رنگارنگ و معطر کوهستان در روز و همزبانی با ستارگان آسمان در شب های رویایی و روح نواز تابستان است.

هم نشینی با یکی از دل سپردگان این دیار کهن و شنیدن حرفهای او با خاطراتی تلخ و شیرین در کمتر از یک قرن زندگی در این مکان رویایی به شما همسفر گرامی جانی تازه می بخشد .


"کربلایی تقی قاسم نژاد سرباز فداکار و بی ادعای اکوتوریسم"



ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 13:14  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://dc344.4shared.com/img/qK-eNFe0/s3/0a77a1a1c428b9e3a02643d19acb37.jpg

کوهنورد: یه قاطر کرایه بوکونیم بیشیم  تا لپاسر

کوهنورد: یک قاطر کرایه کرده و تا لپاسر برویم.

 

یِه گل : اسب کرایه باری 60 هزارتومان

یه گل: کرایه اسب  هر بار 60 هزارتومان

 

کوهنورد: چی خبره مگر گبر گور پیدا کُردِم   گنج سر نیشتیم!!

کوهنورد: چه خبره! مگر گورهای گبری پیدا کردم- سر گنج نشسته ام.

 

یِه گل: مو خا دانم تو شادره رایَه یاد بَری بعد بیشی سر وقت گبر گورشان.

یه گل: من که می دانم تو داری می روی راه را یاد بگیری بعد سر وقت گورهای گبری برای کندن آنها بروی!

 

کوهنورد: اَمه چها نفریم خنیم بیشیم تا لپاسر آب و هوا عوض بوکونیم آخرش چند؟

کوهنورد: ما چها نفر هستیم می خواهیم تا لپاسر برویم  اب و هوا عوض کنیم آخرش چند قیمت می دهی؟

 

یه گل: چون شما شیناسِه تی جد اندر جد شیناسَنِم آخرش 40 هزار تومن.

یه گل: چون شما را می شناسم و جد اندر  جد شما را می شناسم آخرش 40 هزار تومان.

 

کوهنورد نیز با مشورت دوستانش قبول کرده و نصف مبلغ را پرداخته . کولبار کوهنوردها را بار قاطر کرده و همراه یه گل به عنوان راهنمای گروه به طرف لپاسر راه می افتند.

در بین راه قاطر چموش چند بار از مسیر خارج شد که با همکاری گروه دوباره به مسیر بازگردانده شد.

ناگهان زنبوری برماتحت قاطر نیش جانانه ای زد طوری که قاطر کل مسیر سربالایی از باغدشت تا نزدیک لپاسر را با بار دوید و در بین راه نیز هراز چندگاهی یکی از کوله های کوهنوردان را به ته دره پرت کرد تا سبکبارتر شده و بهتر بتواند بدود.

 

کوهنوردان نفسشان بند آمده بود. با نگاهی غضبناک به یه گل نگاه کرده و از دست رفتن کوله ها و غذایشان را از او می خواستند.

یه گل: با خونسردی دستی به سر قاطرش کشید و گفت تو که از اول نمی خواستی با ما بیایی پس چرا اینقدر جو خورده بودی؟

 

کوهنوردان نیز یکی شده و یه گل را به قاطرش بستند تا روانه لپاسر گردد و از آنجا برایشان آب و آذوقه تهیه نماید.

 

نتیجه اخلاقی:

               " آزموده  را آزمودن خطاست"

*توجه:

با خبر شدیم یِه گل اسب خود را با قیمت مناسب جهت تاکسیدرمی و نصب در موزه در معرض فروش گذاشته است.


  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 11:12  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://dc353.4shared.com/img/OwEEefk2/s3/0.6271624805679865/IMG_06601.JPG

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت 12:46  توسط محمد ولی تکاسی  | 

در لهجه گیلکی رامسری معمولا نام پدر را قبل از نام فرزند آورده تا نیای افراد راهنمای مناسبی برای شناختن فرد مذکور توسط افراد غیرفامیل باشد. نظیر:

1- شمع افروز اکبر = یعنی اکبر فرزند زنی به نام شمع افروز

2- الله قلی دیو تقی = یعنی تقی فرزند الله قلی

3- امیر علی (ایمرِلی) عباس= عباس فرزند امیر علی

علاوه بر این روش نامگذاری گاهی اوقات افراد را با لقب خاص و ویژه گی خاصی در چهره و اعضای بدن نیز می شناسند که  از رفتار و حرکات فرد مذکور نیز می تواند ناشی گردد نظیر:

1- کَل تقی  = تقی که سرش کچل است

2- کوبو فاطمه = فاطمه که رنگ چشمش کبود است.

3- شِل شریف = شریف که پایش لنگ است.

گاهی اوقات با آوردن پسوند شغل افراد را نامگذاری می نمایند تا بهتر شناخته شوند.

1- قِلی گر حسن= حسن که کارش قلع و سفید کردن ظروف مسی است.

2- قاسم شکاربان= قاسم که کارش شکار است.

در استانهای شمالی بیشتر اسامی علاوه بر اسامی مذهبی و عربی وارد شده به زبان فارسی که نشان شیعی بودن و علاقمندی به خاندان امامت و نبوت مردم این منطقه است از واژه ها و اصطلاحات منابع طبیعی و نام برخی حیوانات و ... نظیر دریا، شوکا، نسرین، بنفشه و غیره نیز استفاده می شود که نمایانگر روح لطیف و با احساس مردم این دیار در نامگذاری فرزندان خود است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 10:38  توسط محمد ولی تکاسی  | 

"حق چاپ، تکثیر و برداشت از متن فقط با اجازه مؤلف است"

غار ،حفره اي  است نسبتا بزرگ بر روي زمين يا در زير آن مخصوصا زماني که طبيعي باشد و در زمين دهانه يا مدخلي داشته باشد به عبارت دیگر. غار، حفره ای است که بطور معمول بر اثر حل شدن سنگها با آب و ذوب شدن یخها ایجاد میشود. بزرگترین و شگفت انگیزترین غارها نظیر غار علیصدر، غار کتله خور و غیره در سنگهای آهکی بوجود آمده اند.



از غارها در جذب توریسم طبیعت گردی(اکوتوریسم) و ماجراجویی استفاده های زیادی می شود.از طرفی با کشف آثار موجود در غار کمربند و هوتو در استان مازندران نسبت به زندگی غار نشینی مردم در گذشته های بسیار دور قبل از میلاد اطلاعات ذیقیمتی نیز به دست آمده است.

  غارها به 2 نوع طبيعي و مصنوعي تقسيم مي شود:
   1-غارهاي طبيعي:
   غارهاي طبيعي در اثر عوامل مختلفي چون نفوذ آب در طبقات آهکي، وقوع زمين لرزه يا چين خوردگي زمين، اثر آبشارها و امواج دريا، وجود آتشفشان يا گدازه هاي حاصل از آن و انواع غارهاي بادي و يخي به وجود مي آيد.   غارهاي طبيعي بيشتر در اثر نفوذ آب در طبقات آهکي به وجود مي آيند و به فراواني در دنيا يافت مي شوند. تعداد اندکي از آن ها در سنگ هاي گرانيتي، آتشفشاني و يا سنگ هاي شني وجود دارند.   بنابراين اکثر غارهاي طبيعي از سنگ هاي آهکي تشکيل شده که ارتباطي مستقيم با تشکيلات سنگ هاي رسوبي دارند. منشاء اين سنگ ها در اصل شيميايي يا بيوشيميايي است و تشکيل دهنده عمده آنها کربنات کلسيم Caco3 مي باشد.
   مهمترين خاصيت سنگ هاي اهکي انحلال آنها در آبهاي محتوي دي اکسيد کربن CO2 است.   اين گاز ترکيبي از دو عنصر کربن و اکسيژن است که به فراواني و به صورت گسترده در سطح زمين وجود دارد و همواره در فعل و انفعالات بيولوژيکي شرکت مي کند.
  
   دي اکسيد کربن گازي است که در هوا وجود دارد، اين گاز در جايي که سنگ هاي آهکي در داخل غار تشکيل شده اند، از غلظت بيشتري برخوردار است.   دي اکسيد کربن بيش از همه در فضا از بين مي رود و از بدو پيدايش در روي زمين مقدار اين گاز به تدريج رو به افزايش بوده است.   محلول دي اکسيد کربن در آب اسيدکربنيک (H2CO3) توليد مي کند. کلسيم محلول در آبها يا ترکيب اين اسيد کربنات کلسيم به وجود مي آورد که در آب قابل حل بوده و طبقات سنگ هاي آهکي را تشکيل مي دهد.    سنگ هاي آهکي احتمالا از دوره پرکامبرين (2000 تا 3500 ميليون سال قبل) وجود داشته اند.   همزمان با تشکيل سنگ هاي جديد آهکي، سنگ هاي قديمي در اثر فعل و انفعالات هواي روي زمين و اسيد کربنيک ناپديد مي شوند.
   CaCO3 + CO2 + H2O---------Ca (H2 CO3) 2
   البته اين فعل و انفعالات ساده نيست و قابل تغيير نيز نمي باشد و نهايتا موازنه هاي شيميايي که هميشه در آب وجود دارد، انجام مي گيرد.   برقراري موازنه در اثر شرايط خاص به صورت فعل و انفعالاتي از چپ به راست يا از راست به چپ انجام مي گيرد.

2- غارهای مصنوعی

 این نوع غارها نیز دست ساز بوده و برای انحراف جریان آب رودخانه ها، تالاب ها ، اکتشاف معادن و جواهرات و سنگ های زینتی و یا جذب توریسم در یک منطقه خاص جغرافیایی ایجاد می شود. کاری بسیار پر هزینه و وقت گیر است. چون غار طبیعی در طی هزارها و یا میلیون ها سال بوجود آمده است ولی این نوع غارهای مصنوعی در جهات مختلف را می بایست در زمانی هرچه کوتاهتر ساخت.

غارها ی رامسر

*غار یاغی لوکا  و گَر گَر لوکا در بالای کوه ایلمیلی

این غارها احتمالا محل خروج مواد مذاب آتشفشانی در گذشته­ های دور بودند و مدتی به عنوان پناهگاه دزدان و یاغی­ها (یوگی =یاغی) طایفه­ ای از سکاهای مهاجر به نام ایمیری بوده است که در این مکان حکمرانی داشته­ اند.

*غار کور شاپر چال (شب پره چال)

این غار در پُردسَر لات محله قرار دارد و وجه تسمیه آن به دلیل وجود خفاش(شب پره=کورشاپَر) در آن است.

*غار بام بامِه

این غار عجیب و سحرانگیز تقریبا در روبروی ضلع شرقی هتل ­های بزرگ و  قدیم در دامنه کوه قلعه بند قرار دارد .

*غار کُه بُن

این غار در روبروی کوه سُرخ تله و در دامنه­ی کوهی به همین نام بوده است که گنجایش نگهداری 500 رأس گوسفند را نیز دارد. در رامسر بر اساس باور قدیمی به غار اصحاب کَهَف معروف است.

*غار آهکی در زیر  کوه مارکوه

مدتها این غار به عنوان معدن آهک  مورد بهره­برداری قرار می­گرفت ولی با توسعه جاده آسفالته و احیاء مجدّد قلعه مارکوه توسط سازمانهای مردم نهاد و اداره میراث فرهنگی و گردشگری رامسر از ادامه کار آن جلوگیری شد.

*غار یخچال طبیعی جواهرده(غار سَه بُن)

این غار یخدان طبیعی (ورف چال) در کَمرکش کوه سه برادر(سه براره رگِه رَجِه) کمی  بالاتر از محوطه مرتع طبیعی قُرُق شده  لَشت کُنُس و بالاتر از سراگاه گاو" لی سِرَه " و در محلی به نام  سَه بُن (زیر سایه ) قرار دارد.

*غار شاه سفید کوه

این غار از غارهای قدیمی رامسر است. این غار تداعی کننده جنگ کیکاووس در مازندران و اسیرشدن وی  در غار هفت خوان دیو سفید مازندران است که به دست رستم پهلوان با گذشتن از هفت خوان نجات یافت(رحیمیان،ع.1390). این غار را نباید با غار دیو (دیو دژ) در

*در شهرستان رامسر علاوه بر غار چندین چاه نیز وجود دارد که از جمله آنها چاه کِشکِرِت کول(محل وجود زاغ) است که در دامنه کوه دریادیم چپرسر(چور=زمینی که آباد نشده است) در سادات محله رامسر وجود دارد.

پیشنهاد تهیه یک فیلم مستنداز غارهای رامسر توسط نگارنده به صدا و سیمای استان مازندان ارائه شده است که نیازمند سرمایه گذاری بخش خصوصی است. علاقمندان می توانند با ای میل نویسنده وبلاگ تماس حاصل فرمایند.

mwtokasi@yahoo.com

1- کتاب رامسر در آینه گردشگری (در حال تهیه)

2-  وب سایت غارهای ایران    ( http://www.irancaves.com)

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 9:52  توسط محمد ولی تکاسی  | 
سحر خوانی
سالیان زیادی طول کشید تا مردم مناطق گیلان و مازندران از آیین گذشته خود میتراپرستی دست کشیده و بعد از گذر از چند مرحله تاریخی و هجوم اسکندر به اسلام روی آوردند. آموزه های دینی و روش زندگی صحیح در آیین اسلام برای مردم که طرفدار صلح و آرامش بودند و از طرفی آموخته های آنها را برای زداشتن یک زندگی به دور از جنگ و خونریزی تکمیل می نمود باعث شد تا مردم این دیار در کنار سایر تمهیداتی که برای اسلام آوردن آنها اندیشیده شد به این دین آسمانی روی بیاورند. بعد از اسلام آوردن ایرانیان و ساکنان مناطق شمال کشور از روی میل باطنی خود که مصداق آیه لا اکراه فی الدین است  مردم به انجام امور مذهبی نظیر نماز و روزه ترغیب شدند. با بوجود آمدن مذاهب جدید (منتزع شده از دین مبین اسلام) نظیر فرقه های حشاشین(اسماعیلیان، زیدیه و غیره دوباره جنگ و خونریزی های زیادی بر سر به دست گرفتن قدرت در بین فرزندان حاکمان ولایات و فرماندهان نظامی در سخت سر در گرفت که بیشتر ناشی از حس قدرت طلبی آنها بر سرزمین مادری و آباء و اجدادی خود بود.  منطقه سخت سر و حومه  نیز از این درگیریها بی نصیب نماند و چندین بار مورد تهاجم و غارت قرار گرفت. بعد از مهاجرت آقاپلاسید از اصفهان به سادات شهر در زمان شاه طهماسب اول(به روایتی شاه عباس) و ترویج مذهب شیعه توسط ایشان و سایر علمایی که در نجف و عراق تلمذ نموده بودند  و به این دیار بازگشتند حوزه های علمیه جان گرفت و به تربیت علما و دانشمندان دینی زیادی همت گماشته شد. افرادی چون الهیان سمامی اشکوری (صاحب مکتب تفکیک) و فرزندان آقاپلاسید به همراه جمعی از سرسلسسه دودمان نحوی نظیر آقا میر عبدالصمد و غیره جهت ترویج مذهب شیعه دوازده امامی در منطقه سخت سر همت گماردند.
ماه رمضان با همه الطافی که داشت باعث بوجود آمدن خرده فرهنگی به نام سحر خوانی نیز شد.سحر خوانی در مناطق ییلاقی رامسر تا چند سال اخیر نیز رواج داشت. افرادی فانوس به دست هنگام سحر از خواب برخاسته و با خواندن اشعاری در مدح حضرت علی، ماه مبارک رمضان و .... مردم را از خواب بیدار می نمودند تا برای خوردن سحری و خواندن نماز صبح آماده شوند.


چاووش خوانی
در گذشته که مردم با پای پیاده و یا چهارپا به زیارت مرقد امام رضا(ع)، کربلا و یا مکه می رفتند و ماهها طول می کشید رسم چاووش خوانی برقرار بود.علاوه بر دعای خیر برای سلامت رفتن و سلامت برگشتن، زائرین کمک های نقدی و غیره را نیز برای اجابت دعای حاجت مندان جمع آوری نموده و نائب الزیاره می شدند.
در محوطه مسجد دارالوداع (دارالفداء) از جواهرده (
کوبو فاطمه(فاطمه که رنگ چشمش به کبودی می زد)و زرگر یعقوب و غیره  در مبادی ورودی و یا خروجی کوچه های شهر رامسر (سخت سر قدیم) افراد مختلفی با صدای خوش چاووش خوانی می کردند تا مردم بیشتری برای بدرقه و یا استقبال زائرین جمع شوند.اشعار چاووش خوانی بیشتر فی البداهه بوده و در مدح امامان و امیری خوانی و غیره بوده است.
تا دارالوداع چاووشی خوان خواندنابا     هرکی مشهد ، کربلا یا مکه شونابا

چاووش‌‌خوانی در تمام ایران مرسوم بوده است و اگر کسی به زیارت امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می‌رفت، مردم هنگام رفتن و مخصوصا برگشتن او،‌ به استقبالش می‌رفتند.
مردم روستاهای الموت نیز چاووشی می خواندند و گاه برای استقبال از زائر امام رضا از یک روستا به روستای پایین تر می‌رفتند و با ذکر صلوات، او را به احترام این که زائر امام رضا (ع) بود، به خانه‌اش بازمی‌گرداندند. هنگام بردن زائر به خانه، به زبان او می‌خواند.

شکر الله،
شد نصیبم مشهد شاه‌رضا
یافتم بوی بهشت،
از مرقد شاه‌رضا
بر در اول،
که سقاخانه آن حضرت است
آب کوثر در میانش
شربت بیمارهاست
هرکسی یک جام
نوش کند،‌ دردش زایل شود
از حکیمان طبیبان جهان او را شفاست
یوسفی از مصر خوبان،
در خراسان آمده
سنگ بر تعظیم او،
از سنگ غلتان آمده
گرچه خانه سنگین شده زیارتگاه
شرافتش ز وجود علی عمران آمده

منبع:http://www.tadaneh.com/2007/01/blog-post_4424.html
  نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 8:52  توسط محمد ولی تکاسی  | 

یکی از  حرفه های قدیمی در شهرستان رامسر و حومه که بسیار رواج داشت نعل بندی بود. استاد نعل بند معمولأ آهنگری هم می کرد . با توجه به وجود اسب و الاغ و آمد و شد تاجران قزوینی و رودباری به بازار بزرگ جواهرده (تنهیجان) و از آنجا به مناطق دشت جهت صادرات و واردات کالا های تجاری و ارزاق گروه بزرگ دیگری به نام چاروادارها نیز که به حمل ونقل مسافران و افراد عادی در فصل کوچ از دشت(گیلان) به سمت مناطق خوش آب و هوای ییلاقی اقدام می کردند از مشتریان هر چند ماه یکبار نعل بند ها بودند. نعل زدن به حیوانات از دیرباز مورد توجه کشاورزان این دیار بوده که علاوه بر کمک در بهتر راه رفتن اسب ها جهت پیشگیری ازساییدگی و زخم شدن  ناخن سوم شاخی شده در سم اسب جلوه زیبایی نیز به آن می دهد. بعد از مهار کردن اسب و برداشتن نعل های فرسوده و قسمت های اضافه در سم  اغلب نعل ها ی آهنی یا استیل که به شکل تمام هلالی یا نیمه هلالی بوده  توسط میخ های کوچک با مهارت خاصی به سُم اسب وصل می شدند. اسبچه خزر دارای سم بسیار سفت و بیضی شکل است که احتیاج به نعل بندی ندارد

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 هنوز در ییلاقات اشکور و جواهرده رامسر نعل بندی رواج دارد و آثار به جای مانده از کوره های زغالی ذوب فلزات نظیر آهن و مس در مناطقی نظیر شهرستانک(شهرستانه)، آهن پُچان(آهین پُچان) و غیره در مسیر جاده جواهرده نشان از تلاش مردمان این دیار و رواج آهنگری از زمان گذشته دارد.

در شهرستان رامسر و اغلب شهرهای دیگر نام حدّاد و یا نام خانوادگی حدادی(آهنگری) را به کسانی که به این حرفه اشتغال داشتند می دادند که برخی از فرزندان آنها با توجه به رواج کار ساخت و ساز مسکن به فروش آهن آلات و غیره روی آورده اند.
  نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1391ساعت 9:37  توسط محمد ولی تکاسی  | 

  نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1391ساعت 11:29  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://www.asriran.com/files/fa/news/1391/4/7/229513_376.jpg

در منطقه امامزاده رستم سر و کوه های اطراف سه برادر جواهرده نیز مارهای آتشی رنگ با طول 50 تا 70 سانتیمتر وجود دارند که می توانند تا 10 متر روی شکار خود بپرند .همچنین زندگی و زیست سنجی مارهای سیاه رنگ بدون نیش در هر خانه شمالی ها (اصطلاح گیلکی رامسری خانه پا) با اسطوره ها همراه شده و هنوز در هاله ای از ابهام است.

دور دیدم عجایب جانور      صوت داوود پیامبر ،ونگ آهو،  گ ... ز  خر

  نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1391ساعت 9:55  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://ups.night-skin.com/up-91-02/144442.jpg

مراسم بردن جهیزیه(خرج بار) و عروس به خانه داماد در شرق گیلان

توسط زنان با پوشش محلی


http://www.paymanonline.com/mag/40/14/s021.jpg

1-مندیل

 مندیل تور قرمزرنگی بود با حاشیه های طلایی که معمولاً آن را از هندوستان وارد می کردند. زنان این تور را که نقوش و حاشیهٔ طلایی رنگ داشت مانند پیش بند کودکان بر روی سینه و شانه ها می بستند و آن را در پشت گردن محکم می کردند. بلندی قد مندیل تا زیر سینه بود. مندیل بر روی تزیینات سینه مانند دوش پوق بسته می شد. به مرور زمان و با نبود پارچهٔ مندیل سنتی  پارچه های ساده تری برای مندیل به کار گرفته شد. در لغت نامه دهخدا مندیل (رومال)را پارچه ای دانسته که با آن عرق و جز آن را پاک می کنند.

رنگ مندیل بتدریج سیاه و یا سفید  یک دست شده و برای پوشش  کامل موهای سر زنان مسلمان در زیر روسری و یا به صورت امروزی  به شکل هِدبند در سایر نقاط خصوصا استان های شمالی کشور و کردستان مرسوم گردید. در بندرعباس نیز مردان از مندیل به عنوان جلوگیری از تابش آفتاب بر سرشان استفاده زیادی می نمایند.

2-لاچیک یا لاچاک


لاچیک روسری بزرگی از جنس ابریشم و اغلب به رنگ قرمز (هم رنگ مندیل روی سینه) با نقوش طلایی بود. این روسری را به صورت سه گوش روی سر می انداختند ودنباله های آن را از جلو به صورت ضربدری به پشت می بردند و در بالای سر گره می زدند. بعدها پارچه های ابریشمی و قرمزرنگ لچک جای خود را به پارچه هایی به رنگ روشن داد که با سوزن دوزی تزیین می شدند. به مرور زمان از زیبایی پارچه های لچک کاسته شد تا جایی که در بعضی عکس ها به لچک های کاملاً سفید بر می خوریم.

Click to enlarge




3- لَچِک

گاهی دخترها بعد از سن ده دوازده سالگی مانند مادرانشان از لچک استفاده می کردند. دختربچه ها لچک هایی ساده روی کلاه خود می انداختند که دو سر آن به صورت ضربدری از زیر چانه رد و به پشت سر برده می شد. لچک دخترها عموماً از پارچه هایی با رنگ های روشن بود. دخترها موهایشان را زیر لچک در دو طرف سر می بافتند یا آنها را در پشت سر به صورت بافت های ریز می آویختند.

به اعتقاد کارشناسان، پوشاک بارزترین سمبل فرهنگی، مهمترین و مشخص ترین مظهر قومی و سریع الانتقال ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده های فرهنگ پذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه به وجود آورد مثل تغییر پوشاک تحمیلی از سوی رضاخان در ایران و کمال آتاتورک در ترکیه.

در دوران کشف حجاب توسط رضاخان، زنان روستایی که برای فروش محصولات و لبنیات و خرید مایتحاج زندگی به شهر می آمدند مجبور بودند روسری از سر برداشته و تمام موهای خود را در زیر لَچِک و یا کلاهی پنهان نمایند. بعد از دور شدن از محیط شهری دوباره کلاه از سر برداشته و از پوشش سنتی و محلی خود استفاده می نمودند.

ترانه گیلکی رامسری:

گرما سر شهره دِ نِگَرَم بازار          ایسبی شِلار زَنِن روزی سی زِنّار

سر محوطه آب گرم سر شهر است ولی من دیگر در آنجا بازار نمی گیرم

                               ماموران با شلوارهای سفید آنجا هستند که روزی سی تازیانه می زنند.

منابع مورد استفاده:


  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 10:12  توسط محمد ولی تکاسی  | 

http://img.irna.ir/1389/13890531/208179/208179-338669.jpg

نَمَد نوعی بافته سنّتی زیراندازی است که با پشم تولید می‌شود. در فرانسه به آن فوتر می‌گویند. برای تهیه نمد (نمدمالی) عمل بافتن انجام نمی‌شود بلکه با ایجاد فشار و رطوبت و حرارت، موجب درهم‌رفتن الیاف پشمی می‌شوند. دو خاصیت جعدیابی و پوسته‌ای شدن ِ پشم امکان تولید نمد را فراهم می‌کنند.

پشمی که برای تولید نمد به کار می‌رود پشم بهاره گوسفند با الیاف بلند است. از صابون و زرده تخم‌مرغ نیز می‌توان برای بهتر شدن کیفیت کار استفاده کرد. مقدار پشمی که برای هرمترمربع نمد لازم است با مقدار پشم لازم برای تولید قالی برابر است اما چون زمان تولید نمد بسیار کوتاه‌تر است (حدود یک روز) قیمت آن پایین است. نمدمالی در استان‌های مازندران، خراسان، سمنان، چهارمحال و بختیاری و … رواج دارد[۱].

روش تولید نمد

ابتدا نقش موردنظر را با پشم‌های رنگی روی یک پارچه کرباس طراحی می‌کنند. سپس پشم حلاجی شده را روی تمام سطح پارچه قرار می‌دهند و پارچه کرباس را می‌پیچند. با ریختن آب جوش بر آن و فشردن مداوم کار، نمد تولید می‌شود. نمد مالی کاری طاقت‌فرسا محسوب می‌شود.برای مالیدن نمد در نقاط مختلف ایران روش‌های مختلف وجود دارد استفاده از کتیرا در برخی نقاط رایج است.

http://dc541.4shared.com/img/Or3eiSmS/s7/0.23469780149603847/namad.JPG

در شهرستان رامسر و حومه

با اینکه نمد جایگاه زیادی در لوازم منزل مثل قالی و انواع فرشهای آکریلیک و ... ندارد ولی هنوز هم هستند افرادی که از طرحهای زیبای روی نمد جهت تزیین دیوارها و اتاق های خانه اشان استفاده می کنند. در شهرستان رامسر تعداد نمدمال ها که اغلب سن بیشتر از 50 سال دارند از تعداد انگشتان دست بیشتر نیست. راه اندازی شهرک نمدمالی در جواهرده ،برگزاری چند نمایشگاه صنایع دستی و شرکت در جشنواره های استانی و کشوری نور تازه ای در کالبد و جان این حرفه قدیمی تابانده است . راه اندازی کارگاه نمد مالی در موزه شمال و حمایت از این حرفه در اشتغال و افزایش درآمد افراد محلی و بومی نظیر نمد مال یحیی و نمدمال علی و نسل حلاجیان های رامسر توجه جدی مسئولین گردشگری استان و شهرستان را طلب می نماید.

  نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:6  توسط محمد ولی تکاسی  | 

منبع:

1-وبلاگ پوزخند(محمد رضا بهرامی)

2-کانون دوستی رامسر

هرچه سریعتر خود را از مسیر جنگلی و آسفالته رامسر به جواهرده با دنیایی از خاطرات شیرین گذشته می رسانم. شب را در جواهرده می خوابم . صبح خیلی زود که هنوز چاروادارها و راهنمایان محلی در میدان بالای جواهرده برای انتقال مسافران و بار کوهنوردان جمع نشده اند  به سمت سلیمان چشمه راه می افتم. نرم نرمک از قسمت سلیمان چشمه در جواهرده بالا می روم . بارها از روی تپه تاک سَر گلبانگ خروسها و آواز گنجشک ها را شنیده و  بیدارشدن مردم و حیات دوباره آنها را جهت گذراندن روزی دیگر از روزهای خدا با تلاش و کار و یا قدم زدن در میدان بالای  جورده جواهرده و استراحت در زیر درختان کهنسال را به نظاره نشسته بودم. نسیم خنک صبحگاهی همراه با مه روح زندگی و نشاط را در من می تراود و مرا به رفتن وا می دارد. گام در آغاز راهی طولانی می گذارم. از منطقه نُمُد واش ِ، زلزلان دشت و کنار منطقه ای به نام دشت سرسبز بَرتُل رد می شوم که تابستانها پر از مارهای پر خط و خال است. کمی در کنار چشمه های بَرتُل  با آبهای زلال و روانش می نشینم . کمی خستگی از تن به در کرده و از کنار چشمه پپی خان که زمانی اطراق گاه تاجران و گردشگران و مسافران خسته از سفر تجاری از قزوین و رودباربود، می گذرم. کمی پونه چیده و با خود به همراه می برم تا با ماست و دوغی که به همراه دارم توشه راه سازم. از چشمه به بعد مسیر دو تا خواهد شد. یکی به سمت راست از خط الرأس سیاه کند کوه و سرخ تله تا سماموس، قله افسانه ای و پر از رمز و راز که بام گیلان است. و یکی دیگر به سمت چپ که از خط الرأس کوه تا قله بلند سه برادر(سه برارگِه رَجه) که سه تکه سنگ به صورت نمادین روی آن نهاده شده تا راهنمای گردشگران و مسافران باشد. اما من راه سوم را انتخاب کرده و به سوی سراشیبی باغ دشت با چشمه معروفش رهسپار می شوم.بعد از آن مه غلیظ در داخل کمرکش کوه تاب و توان خسته من را بیشتر می آزارد. گویی راه را گم کرده باشم. بعد از لختی درنگ انبوه مه به کنار رفته و جاده اصلی مسیر هویدا می گردد. کمی آنطرف تر عده ای را سوار بر اسب و قاطر با دلی شاد و خواندن ترانه های محلی گیلکی می بینم. راهنمای محلی آنها را می شناسم. ادامه مسیر را از او پرسیده و به سوی مقصد روان می شوم.چه زیباست صدای کبک(زَرِج) و صدای چوپانها همراه با گله هایه شان و صدای واق واق کردن سگ چوپان که لرزه بر جان افراد ناآشنا می اندازند.از کمرکش  کوه بالا رفته و بعد از طی مسیر راهپیمایی در حدود 6 تا 7 ساعت به چشمه معروف آب سیاه (چشمه داقُلِه) لپاسر می رسم. چون مدهوشی افتاده بر لب چشمه  با خوردن چند جرعه آب گوارا و بسیار سرد رنج سفر را از تن می زدایم. نان و ماستی محلی همراه با کمی آجیل توشه راهم است آن را خورده و رو به آفتاب کمی دراز می کشم. اینجا وعده گاه  دوستان و میعادگاه پرندگان و عاشقان طبیعت است. همه جا سبز شده و گلهای رنگارنگ با گون های زیبا تمام دشت را پر کرده اند.

"وَه! اینجا هوا چه پاک و سالم است." از گذرگاهی تنگ به نام تنگ گولو (سوراخ حرام و حلال ) تا روستاهای اشکورات دو سه ساعت راه بیشتر نیست.تابش آفتاب تا عمق جان نفوذ  کرده  و پوست صورت را برنزه می نماید. کنار خانه های با مصالح محلی و سنگ چین نشسته و کمی با راهنما گپ می زنم. چای را خورده و بعد از خداحافظی  دوباره رهسپار می شوم. این راه طولانی را باید برگردم . خدایا رفتن در سراشیبی بسیار سخت تر از رفتن در سربالایی هاست. تمام هوش و توان خود را جمع نموده با یک یا علی گفتن دیگر می توانم خود را به داخل مسیر اصلی انداخته و طی طریق نمایم. اما این بار از قله سه برادر سر در می آورم. خانه های زگالی با پوشش لَت به سر جواهرده همچون نقطه ای در برابر دیدگانم نمایان می شوند. در بین راه سری هم به قسمت یخدان طبیعی سَه بُن(زیر سایه) در کنار رودخانه خروشان زده و بعد از گذشتن از کوه کوچک  به شکل دیگ ولی پر رمز و راز (لِوی گِه تله) که وجه تسمیه آن هنوز در هاله ای از ابهام است به صیغل محله(سَغِل محله) که گویی روزگاری بسیار آباد و محل سکونت و کارآهنگران محلی جواهرده بود می رسم. چند عدد نان خریده و بعد از اذان مغرب به خانه می رسم.

"گذراندن روزی خوش با خاطراتی خوشتر".


لپاسر ییلاق جواهرده رامسر

لپاسر

دشتی نسبتا هموار که کوههای مرتفع آن را احاطه کرده است . این دشت دارای آب و هوای سرد کوهستانی است . مراتع آن انباشته از انواع گونه های مرتعی و مشابه چمنزارهای انبوه آلپی است و از نوع درجه یک می باشند . در لابلای علوفه انواع گونه های گیاهان دارویی وجود دارند که یکی از جاذبه های فصل بهار و اوایل تابستان محسوب می شود . چندین گونه گَوَن نیز در آن یافت می شود که در تیرماه گل می دهند . حاشیه لپاسر بخصوص در دامنه های شرقی به نام «یال باکد»(یال به زمین افتاد)و دامنه های جنوب غربی به نام «شِلی سرا» انواع کَل و بز وحشی وجود دارند . وفور حیوانات به حدی است که محیط زیست در ورودی شمالی لپاسر پست محیط بانی احداث کرده و محیط بانان اداره محیط زیست رامسر درآن مستقر هستند .

چندین گاوسرا در مدخل ورودی به لپاسر از مسیر باغ دشت وجود دارد که جاذبه طبیعی قابل توجهی است .در لپاسر کربلایی تقی نیز از دیر باز به رسم آبا و اجداد گاو نگه می دارد . و در شهریور ماه به سمت جلگه کوچ می کند . در دامنه های مجاور لپاسر چندین گوسفند سرا قرار دارد . این سرا ها در تابستان آباد است و تولیدات سنتی دامی و روش دامداری سنتی را به رسم آبا و اجداد ادامه می دهند . و همزمان با شهریور به سمت مراتع جنگلی وجلگه کوچ می کنند .
در محل اصلی لپاسر علاوه بر زه آب ها که از ذوب یخ برف در محل تجمع می کنند دو چشمه اصلی وجود دارد . چشمه ای در ضلع جنوبی دشت به نام چشمه لپاسر که بعضی آن را «شاه چشمه» می گویند و علت نیز پر آبی آن است . آب این چشمه تاثیر زیادی در دستگاه گوارش دارد و و در هضم غذا و بالا بردن اشتها نقش بسیار زیادی دارد . بر خلاف بسیاری از چشمه های مناطق کوهستانی به هیچ وجه نفخ معده تولید نمی کند .

خانه های سنگ چین جهت اطراق کردن و استراحت مسافران و گردشگران

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:32  توسط محمد ولی تکاسی  | 

لاک تراشی و کندن تنه درختان تنومند و قطور توسط عده ای از اهالی ساکن در روستاهاهای ییلاقی و جلگه نشین به نام کَچه تاش ها و یا لاک تراش ها انجام می شد که به مهارتی بیش از اندازه یک نجار و چوب تراش معمولی نیاز داشت.

لاک تَشت (معرب طَشت)

در این گونه تشت های چوبی برای تهیه خمیر نان های خانگی، فشردن و پوره کردن برخی میوه جات نظیر انار ترش جهت تهیه رب و غذاخوردن جمعی گالش ها از آن با کمک قاشق چوبی اندازه ملاقه(کَچِه) و غیره استفاده می شد.

سینی  چوبی (سینی یکپارچه و گرد از جنس چوب به قطر 50 سانتیمتر(بَرپاج)

 با کمک سینی چوبی با قطر حدودی 50 سانتیمتر که به آن بَرپاج می گویند نسبت به صاف کردن و باددادن حبوبات و تمیز کردن غلات خصوصا دانه های برنج از گرد و خاک و بذر علفهای هرز در گذشته استفاده می شد.

 ناو  (تهیه دوشاب از خرمالو جنگلی با کمک نیم تنه درختان قطور به شکل قایق)

http://img4up.com/up2/39703133745470253629.jpg

از نیم تنه درختان نیز به شکل ناو (عدد  هفت) میوه جات جنگلی نظیر خرمالو جنگلی (دیو اَرباه) را ابتدا با پا کوبیده و سپس ناو را به شکل مورب در محلی دور از دسترس حیوانات اهلی قرار می دادند تا شیره خرمالو در طرف دیگر ناو جمع گردد و بعد آن را در کوزه ذخیره می کردند.

روش کار:حدود يك متر از كل ناو را با تخته اي جدا مي كنندو سوراخي در آن تعبيه مي كنند ومقداري «كولوش-ساقه ي برنج» را در جلوي سوراخ قرار مي دهند كه نقش آبكش را داشت

«اَرباه»را در قسمت بزرگتر ناو مي ريختند وآن را با چوبي سرپهن به شكل «كوبه» له مي كردند وبعد كمي خاكستر هيزم يا پوست برنج (=فلfal) روي آن ميريختند و بعد لگد ميزدند. لگد زدن به تناوب انجام مي گرفت پس از لگد زدن و چنگ زدن ناو را كمي به طرف خالي ظرف بلند مي كردند تا «شيره» به دست آمده از آن سوراخ به ظرفي ديگر مثلا «لاک تشت» منتقل گردد.زماني كه شيره ها كاملا چكيده شدند آن را در ديگي مي ريزندو روي اجاق مي گذارند تا بجوشد و كف سفيد روي شيره را دور مي ريزند و گرما ميدهند تا آبش بخار شود.

در طب سنتي به بيماران بيماري «فاويسم» و زردي (يرقان) اربه دوشاب مي خوراندند كه خاصيت درماني داشت. ار آنجا كه دوشاب داراي طبع گرم است بيشتر در فصل زمستان مصرف مي شود.

در زمستان «اربه دوشاب»را با برف بهم مي آميزند و مي خورند كه به آن «ورف دوشاب» مي گويند.همچنين برنج و یا گندم برشته شده را با دوشاب مخلوط مي كنند و به عنوان تنقلات استفاده مي كنند.

مردم رامسر و حومه در صبحانه کته پلو (چا پُلا)را با دوشاب می خوردند و آنگاه به محل کار کشاورزی و زمین برنجکاری می رفتند که هنوز محلی در رامسر به نام "چاپُلا بیجار" نزدیک زکی محله و در محدوده  منطقه لوله گاز وجود دارد.

پیاله چوبی (کاسه یا تاس)

واحد معاملات جنسی بین تُجّار و کشاورزان بود. وزن غلاتی نظیر گندم ، جو، برنج و غیره در آنها استاندارد بود. و هر استاد کچه تاشی(قاشق  چوبی تراش) نمی توانست میزان دقیق غله  را در حجم معینی از کاسه چوبی تعبیه نماید و به مهارت خاصی نیاز داشت.

اصطلاح لاک آو زدن

در گذشته از گاو نر برای شخم زدن زمین با گاو آهن و تسطیح آن( و ده مَرده زدن و غیره) استفاده می شد. بعد از اتمام کارهای  زراعت برنج، گاوها را در محوطه ای باز در کنار رودخانه و با کمک تشت های چوبی(لاک و تاس(پیاله چوبی) کاملا تمیز شسته و از آنها برای باربری و هنگام کوچ کردن به ییلاقات اطراف استفاده می کردند. لاک آو زدن نشانه پایان کار یک گاو نر در جلگه بود .

توسط افراد غیر ماهر نیز از چوب لت، لنگه درب، نردبان،صندوق چوبی ذخیره غلات ،دستگیره داس و تبر و ...  نیز ساخته می شد .نمونه هایی از این ادوات چوبی در محل موزه شمال در رامسر در معرض دید بازدیدکنندگان گذاشته شده است.

منبع مورد استفاده:

http://www.brn.blogfa.com/post/14گیلان دیروز

  نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:7  توسط محمد ولی تکاسی  | 

(منبع: گبل و دیلم (فرهنگ)http://khurtav.blogfa.com


در استان گیلان:

وارسنچیئن (نزولات آسمانی)

وارش، کولاک : باران معمولی

راک : باران تندی که سریع قطع شود (معادل رگبار در فارسی)

شی : باران ریز و ادامه دار- شبنم

رَدش : بارانی که به صورت مورب می بارد

چورش : بارانی که از مه می بارد

لا : باران بسیار شدید و ادامه دار (کنایه از سیل)

تگر : تگرگ

ورف : برف معمولی

ورف شتل ، شتل : برف همراه با باران ( در طالقان "شلاب" گویند )

ورف خؤره : برف ریز شبیه به پودر رختشویی که برف معمولی را ذوب می کند.

دَلوس،دؤلوس : برف آبداری که روی زمین نمی نشیند.

در شهرستان رامسر

وارِش = وَرِسِن=ریزش نزولات جوی

وارش، کولاک =کُلاک: باران معمولی

راگ : باران تندی که سریع قطع شود (معادل رگبار در فارسی) بیشتر در فصل بهار است.

شی : تِرمی =حرکت ابر در سطح زمین

(تر تِرمی: همراه با رطوبت زیاد و خشک ترمی همراه با رطوبت کم)

مَزری : بارانی که به صورت مورب می بارد و همراه با باد تند به صورت می خورد و احساس سوزن زدن به گونه ایجاد می شود.

آسمان کین لوکا دَکِت: باران بسیار شدید و ادامه دار (کنایه از سیل)

تَگَر : تگرگ

ورف چام =هوا توش دارِه(توشَه بَسَّه)= هوا خیلی سرد شده و هنگام آمدن برف است

وَرف : برف معمولی

وَرف شتل ، شتل : برف همراه با باران ( در طالقان "شلاب" گویند )

ورف سی : هجوم بهمن و سرمای زیاد از طرف کوه به دشت

هوا یخ بَکِتِه: ریزش شبنم و یخ زدن میوه و شاخه درختان در شب قبل

شال مار عروسی: ریزش همزمان باران همراه با آفتاب



  نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 9:40  توسط محمد ولی تکاسی  | 
عید شما مبارک    صد سال بِه  از این سال ها 
(هرچند که می چُم آو نُخواره)


دِبار، مُردوم خوشِته عیدَرِِه آدابی دَشتِن، دست و پایَه حینا نیانِبان ، پنجکِ گرما شونوبان،مُرغانِه جنگ، عید دیدنی و پول عیدی وِِچِن.کَسَنِ هَمرَه شاد بان.

عید میجال ، سال تحویل موقع همه دست به دعا بونوبان.خوشتِه سلامتی یَرِه ، همساده، تمام فک و فامیلِ رَه دعا کُردِن.

خدا بدارِه ، خدا بِدارِه، برکت ویشتَرا با، مال و مِنال ویشتَرا با. بعضی ها یِه خونِ کولَه نِدارِن(فرزند ندارند) تا وی هَمرَه عید بوکونِن.سیزده بِدَر بَشون به صحرا.

 امَّه مردوم هَندَه دُو دُو کانِن.دل شاد نِیَن. دنیا خیلی به دُوسِن  نِیَه . بَن تی سر طالع چی داَرِه  هونو بهتره از خدا بخواه.

خدایا هرچی مریضی یَه، هرچی درد و بِلایَه از همه ما دورا کُن.هرچی خاطرخوایَه، دل دوستِ شانِ به هم برسان.

به حق هرچی قشنگ کیجایَه همه بوگین الهی آمین.
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 9:40  توسط محمد ولی تکاسی  | 

این طایفه نظیر لولی ها و یا لولوبی ها از سمت لرستان و آذربایجان ایران به این منطقه آمدند که اجدادشان از مهاجرین منطقه سیبری است. جولا ها مردمانی پرتلاش، خود جوش و کمی شر هستند و زبانی گیلکی مخصوص به خود دارند. جو لاها معمولا سر سازش با هیچ گروه دیگری را ندارند. در جواهرده محله ای بزرگ را به خود اختصاص داده اند (مرکز جواهرده) . اغلب به کارهای نجاری، صنایع دستی و ... اشتغال دارند. 

پهلوان تقی جولا


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 11:38  توسط محمد ولی تکاسی  | 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:20  توسط محمد ولی تکاسی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM