جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان 1390 12:34

     

لباس محلی-آبشار راشمه دره(بین راه جواهرده)- مشتی تقی سرباز بی ادعای اکوتوریسم 

 

 

http://dc736.4shared.com/img/cg3VL0f7ba/s7/14a4745cb20/Picture_41200?async&rand=0.0882359498361831 

http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg

   

مسجد آدینه (دزگی مزگتی)

اذان مسجد آدینه(علی کیایی=مشتی رمضان)

"اینجا محل عبور فرشتگان است آب و هوا را آلوده نکنیم  "

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and JungleGhoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكشJavaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ RamsarMountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dashtForest Road, North of IranRock, North of IranFog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalatJavaherdeh road 7Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11 

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

آبشار دارالوداع( غلط مصطلح دارلفداء)-جواهرده

http://dc586.4shared.com/img/QtlvqWx4ba/s7/148ca1343d6/Picture_459__1_.jpg?async=&rand=0.46019154706353715

 

 

http://dc694.4shared.com/img/r4Ulp0Oj/s3/1413fa1bfb8/Picture_455.jpg

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

   

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/04/17/13920417000389_PhotoL.jpg

 

متل جواهر

(مدیریت سیده زهرا بنی هاشمیان)

 http://dc614.4shared.com/img/CpazXGZcce/s7/14728c09318/___.jpg?async&rand=0.5596066537778023

 


http://dc402.4shared.com/img/mBM2iMZN/s3/1413fa1ac30/Picture_452.jpg

http://img.maxpix.ir/Painting-2.jpg

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

وجه تسمیه جواهرده:

این منطقه را که ییلاق مردم سخت سر قدیم بود به دلیل حاصلخیزبودن زمین برای کشت گندم و جو با روش دیم به این نام خوانده بودند و لذا احتمال می رود حاصلخیزی و زرخیزبودن زمین آن وجه تسمیه نامگذاری آن توسط اهالی بومی شده است. برخی وجود گورهای گبری همراه با طلا و سکه های نقره ، حاکم شدن زنی به نام جواهر  و غیره را احتمال می دهند.البته گذر بر نامواژه ها و تلطیف آوایی کلمات در سالهای بعد تاکنون نیز در مورد نامواژه "جواهرده" صدق می نماید که قابل تامل و پژوهش های بیشتری است. 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

خانه اموات دوشنبه نوزدهم آبان 1393 12:29

http://mahshar.com/fun/10/javahardeh/javahardeh_mahshar_ramsar%20%288%29.jpg

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زلزلان دشت- جواهرده رامسر چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 13:4

http://www.4shared.com/account/home.jsp#dir=yYe-x-Ly

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

راهنمای جواهرده نگین رامسر چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 12:39

http://dc543.4shared.com/img/NjU6z5akce/s7/149130d1d78/javaherdeh.jpg?async&rand=0.5124023011668977

 

* دریافت فایل PDF

http://www.4shared.com/web/preview/pdf/wwjGXtkWba

 

توجه:

جهت دریافت عکس های HDR ( با وضوح بالا) و پوسترهای گردشگری از رامسر و ییلاقات اطراف آن(با توضیحات آن به دو زبان انگلیسی و فارسی)  با قیمت مناسب طبق عکس نمونه در ادامه مطلب می توانید از طریق گذاشتن کامنت در این وبلاگ و یا با ای میل نگارنده تماس حاصل فرمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور93

بنا بر اقوال بزرگان این کوه در گذشته معبد زرتشتیان و محل  نگهداری آتش بوده است. ولی هنوز سند محکمی از آن در دست نیست. این کوه در مسیر راهپیمایی به سمت کوه بزرگ سه برادر(سه براره گه رَجه) و نزدیک منطقه مرتعی و دشت سرسبزی به نام" لَشت کُنُس" واقع است که توسط اداره منابع طبیعی شهرستان با کمک سیم خاردار قُرُق شده است. به دلیل نزدیکی این کوه به منطقه مسکونی سَغل محله (صیقل محله) و ارتفاع کم این صخره زیبا برای کوهنوردی خانواده ها بسیار مناسب است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسجد آدینه جواهرده (جدید) چهارشنبه نهم مهر 1393 8:49


کوه سرخ تله چهارشنبه نهم مهر 1393 8:16

بر فراز ابرها چهارشنبه نهم مهر 1393 8:0

http://dc407.4shared.com/img/77ucOVA0/s7/12b4c0382c0/DSC01906.JPG?async&rand=0.18982094191568621

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث چهارشنبه نهم مهر 1393 7:54

کوزه گر محله دوشنبه هفتم مهر 1393 9:41
کوزه گر محله(خُمَر محله) یکی از محله های قدیمی شهرستان رامسر است که نزدیک چشمه آب عمومی در منطقه کتالم قرار دارد. اهالی این محله بیشتر از مناطق ییلاقی نظیر جیرکوه بوده و با نام های خانوادگی خمیری، کوزه گر و ... هستند. هنوز آثار کارگاه های کوزه گری در این منطقه و در جیرکوه به طور کامل از میان نرفته است.مردم کوزه گر محله نیز در گذشته به ییلاق جواهرده و یا جیرکوه کوچ می کردند و در آنجا به حرفه ی آبا و اجدادی خود می پرداختند. شکل7- کوزه ماست ساخته دست کوزه گران رامسری http://www.mamipic.com/image-0C9A_4F2E6A2E.jpg با توسعه شهرنشینی و تخریب خانه های گلی و قدیمی لوازم و ظروف آشپزخانه گلی نظیر کَچه دان(جا قاشقی)، گَمِج(دیگ گِلی )، پیاله گِلی و غیره جای خودشان را با محصولات متنوّع صناعی و یا وسایل پر زرق و برق وارداتی از کشورهای دیگر عوض کرده اند. جای خوشبختی است که هنوز کوزه های ماست (ماس گُلِه)، خمیر گُلِه(کوزه بادکش گذاشتن)، چَل گُلِه (کوزه قرمه گوشت)، کَلا و دوشان(تُغار بزرگ گِلی برای ذخیره ماست و کره گیری)و وسایل دیگر نظیر نمککار(به شکل یک تَشت کوچک گِلی برای ساییدن گردو، برنج و غیره با یک سنگ گرد به نام سَر سِنگ ) هنوز در برخی از روستاها وجود دارند و مورد استفاده افراد محلی قرار می گیرند ولی دیگر به سبک و سیاق قدیمی ترها ساخته نمی شوند.
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

انواع گب در لهجه گیلکی رامسری دوشنبه هفتم مهر 1393 9:27

1- سرد گپ یعنی کسی از روی ناامیدی و کم ارزش گذاشتن به مخاطب می گوید و به طور کلی از روی حسادت و غرض ورزی و ... است.

2- کَل گپ = هَدِری گَپ حرفهای بیهوده و بی ارزش جهت گذراندن اوقات فراغت نظیر واژه هِچ مِچه(چیستان) و غیره در انجمن های دوستانه.

3- کالِ گپ یعنی سخن نپخته و نسنجیده است.در گذشته بزرگترها به کوچکترها نصیحت می کردند: حرف بِجاو بَزِن حرف را اول بجو و بعد حرف را از دهان خارج کن یعنی اول حرف را مزه مزه کن و چند بار تا نوک زبانت بیاور بعد اگر خوب بود آن را بگو.

4- درشت گپ = لُغُز گوی کسی که حرفهای درشت و از روی بی احترامی به مخاطب می گوید. شاید هم چیزی در دلش نباشد ولی منظور بدی از حرفهایش در دل شنونده مُتبادر می شود. یه گب زنه آدم درد کانِه حرفی می زند که قلب انسان می رنجد. یه گب بزه شیش ماه بنیشتم! یه گب بزه شیش ماه کین نشین بابام!

5-داغ نترس گپ یعنی رعیت بدون ترس از داغ شدن توسط ارباب و خان حرفی را بزند و یا سخنی از روی شجاعت بر ضد ارباب خود بگوید.

6-کتِاری گپ =پامنقلی گپ حرفی که فقط برای چانه گرم شدن و فریفتن افراد است و جنبه عملی زیادی ندارد. این روزها این طور گپ زدن مرسوم شده است.

7- ناچاری گپ=دل ونرسَنِه گپ حرفی علیرغم میل باطنی و از روی ناچاری گفته شود. 8- گپ در هَردن از زیر زبان کسی حرفی را بیرون کشیدن. گفتن حرفی بعد از رنجیده شدن یا زیر سوال بردن فرد که می گوید : مِرِه گب دَر نِیَر: من را به حرف نیاور- نگذار تا بگویم.

9- گپ، گپ هَرِه زبانزدی است عامیانه یعنی که حرف حرف می آورد. چون هرچیزی را بکشی بالاخره جایی تمام می شود ولی حرف را هرچه ادامه بدهی بازهم ادامه می یابد و پایانی ندارد.(به دور از جان خانم ها که کم حرفی را جهت پیشرفت خود بر هر کاری ترجیح می دهند).

10- رِنده گپ= پهلوانی گپ حرفی که از روی زیرکی و هشیاری گفته شده باشد.

11- لَج گپ = لج گاو گب(نیاز به ویرایش دارد). حرف زیاد و یا سخن های کم ارزش و بدون اندیشه که مثل گاو در حال نشخوار کردن فقط چانه ها بالا و پایین می روند و چیزی از تویش برای مخاطب در نمی آید.

زبانزدی است که می گوید: می سَر وَکِتِه اَسّانِه گَمِج یعنی سر من از شنیدن حرف زیاد گیج می رود.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

برای بسیاری از ایرانیان و جهانیان شگفت است که بدانند هنوز هم یادگارهایی از زبان پهلوی ساسانی که بن مایه و ریشه ی زبان پارسی امروزی است ، در شهری از ایران زمین روان است و مردمان آن سرزمین به زبان کهن نیاکان خود سخن می گویند ! وزوان شهری است از توابع میمه که در ۱۰۰ کیلومتری شمال اصفهان در مسیر جاده ارتباطی اصفهان-تهران قرار دارد. از لحاظ تقسیمات کشوری تابع شهرستان شاهین‌شهر و میمه و بخش میمه است و به فاصله سه کیلومتری مرکز بخش که شهر میمه است واقع شده‌است. مردم اين منطقه تا حدودي در فرهنگ و تمدن هماهنگي دارند و به زباني سخن مي گويند كه خود شاخه اي از زبان پهلوي ساساني و پارسيك جنوبي است و محققين و پژوهشگران نيز سمنان و بخش هايي از كاشان و اصفهان را از يادگار هاي زبان پهلوي (پارتى) مي دانند پيش از زمان پيدايش در زمان ساسانيان زبان مردم ايران زبان پارسيك يا پهلوي ساساني بوده و اين لهجه اي از زبان پهلوي اشكاني به شمار مي‌رفت كه در جنوب ايران رواج داشت. لذا پيش از اسلام چون اين سرزمين به استان فارس نزديكتر بوده بنابراين به همان لهجه پهلوي اشكاني سخن مي راندند و مي توان گويش كنوني مردم اين سامان را بازمانده ي زبان پارسيك يا پهلو ي ساساني دانست. سیاری از واژگان مستعمل در این گویش با زبان های باستانی ایران مشابهت هایی دارد که نشان از انشعاب این گویش از زبان های باستانی رایج در خاور میانه و وسعت تاریخ آن دارد و می تواند خود دلیلی بر اثبات غنای تاریخی شهر وزوان باشد. آروس: (ãrüs) این واژه به معنی عروس است. این واژه از ریشه اوستایی اَرِزَ به معنی سپید است که به معنای آراسته و زیبا نیز به کار می رود. کووَه: (küa) به معنای سگ است و با واژه سِپاکو یا اِسپَکو که در زبان مادها نام سگ ماده است، هم پیوند است. کیَه: (kiya) در این گویش به معنای خانه است و هم ریشه با کَتِه در اوستایی و کَتَی یا کَتَک در پهلوی اشکانی. هُشکَه: (huška) به معنای خشک و همان هُشکَه در زبان های پارسی باستان و اوستایی است. هاما: (hãmã) ضمیر اول شخص جمع ما است و دگرگون شده واژه hãmã در پارسی میانه است. وَس: (was) بس. و همانند was در زبان پارسی میانه است. هِندَه: (hendah) هستند. هم پیوند با tidah در پارسی باستان است. جَن: (jan) زن. هم پیوند با jani در زبان اوستایی است. وارون: (vãrün) باران. هم ریشه با vãrãn در زبان پهلوی و هم پیوند با واژه وارونا خدای آسمان بیکران، از خدایان گهن نژاد آریاست. آرت: (ãrt) آرد. هم پیوند با واژه artak در زبان پهلوی است. اِور: (ewr) ابر. هم ریشه با واژه awr در زبان پهلوی است. واج: (vãj) صدا زدن و سخن گفتن. همانند واج در زبان پهلوی و واچ در زبان اوستایی است. اِستِرَه: (sterah) ستاره. هم ریشه با stãrak در زبان پهلوی است و هم پیوند با زبان های هند و اروپایی، هم ریشه باstãr در زبان انگلیسی است. گُرد (gord) بزرگ. هم ریشه با gouru در زبان اوستایی به معنی بزرگ و سنگین. دوم (doum) صورت. هم ریشه با daiman در اوستایی به معنی صورت و رخساره. توجه: زبان گیلکی مردم سخت سر نیز بازمانده زبان دبیره دربار ساسانی است که با پهلوی اشکانی تفاوت هایی دارد(نگارنده). بن مایه های نوشتار : نوشتار گویش پهلوی ساسانی - نگارش : حسين بهاري ورزنه نوشتار گویش وزوان - نگارش : سيدرضا حسيني پور - تارنگار : http://vaz-van.blogfa.com
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جیر کوه(پایین کوه) چهارشنبه دوم مهر 1393 14:55

 

آدرس در google map :

http://wikimapia.org/#lang=fa&lat=36.867124&lon=50.506704&z=16&m=b

جاده جواهرده_رامسر از وسط جیرکوه می گذرد.در گذشته مردم در تمام فصول سال در جیرکوه ساکن بودند ولی در حال حاضر بجز چند خانوار،مابقی در فصول سرد سال آنجا را ترک می کنند و در فصل گرما دوباره بدانجا کوچ می نمایند. در جیرکوه باغات فندق و گردو وجود دارد و خانه های روستایی آن مجهز به آب و برق و تلفن ثابت می باشند. دارای یک چشمه آب شیرین در کنار جاده می باشد. در فصول بهار و تابستان مغازه ها ی اغذیه فروشی و فروش محصولات سنتّی و فروشندگان زن برای فروش سبزی محلی و نان خانگی و غیره هر روز پذیرای مسافران و گردشگران زیادی است.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ارمغان طبیعت برای ما و گردشگران

ارمغان ما بعد از گردش برای طبیعت!

 

 

" نگذارید بمیرد جنگل که جهان خواهد مرد"

"این جمله شعار نیست بلکه یک واقعیت عینی و قابل مشاهده  است"

 

عکس ها : محمد ولی تکاسی

شهریور 93

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

چای کوهی (اصطلاح گیلکی رامسری میش گوش) یکشنبه سی ام شهریور 1393 11:45

http://dc672.4shared.com/img/grWnOUOEba/s7/14897374980/Picture_232__1_.jpg?async&rand=0.4888922648891225

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث شنبه بیست و نهم شهریور 1393 7:33

http://dc432.4shared.com/img/L47B_CEece/s7/1489133b0c8/Picture_320.jpg?async&rand=0.23470227138178412

مسیر دسترسی به کوه سماموس(بام گیلان) از راه جواهرده

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور1393

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

سَغل گری(آهنگری) شنبه بیست و نهم شهریور 1393 7:22

http://dc653.4shared.com/img/UmDWDMZBce/s7/1489129a290/Picture_5140.jpg?async&rand=0.12393042884268113

آهنگری آقای رضایی در جواهرده رامسر

عکس: محمد ولی تکاسی

شهریور 1393

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

عکس و مکث سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 9:26

http://dc641.4shared.com/img/oZxtFnumce/s7/1487cf0cd08/Photo-0168.jpg?async&rand=0.7648412081306446

" (مشکل جمع آوری زباله در جواهرده هنوز پابرجاست)"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جواهرده رو به توسعه است ولی با چه قیمتی! سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 9:18

http://dc641.4shared.com/img/qLTkycIAce/s7/1487cf93178/Photo-0178.jpg?async&rand=0.8733224105436412

http://dc641.4shared.com/img/qLTkycIAce/s7/1487cf93178/Photo-0178.jpg?async&rand=0.8733224105436412

" با کوه و طبیعت مهربان باشیم"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جلوه هایی کهن از دیار سخت سر چهارشنبه پنجم شهریور 1393 13:55

تاریخ رامسر سرشار از ناگفته هاست. در زمان گذشته با مهاجرت اقوام و تیره های مختلف از مردم کشور به منطقه سخت سر قدیم به دلایل مختلف سیاسی- اجتماعی -اقتصادی  و اجرای طرح های خرد و کلان دولتی در گذر زمان چهره طبیعی و معماری منطقه دگرگون شد. زندگی مردم این دیار با مشتی سنگ و ملات و آهن محصور شده و دیگر از آن نعمات طبیعی کمتر بهره برداری  می شود. چند صباحی را در مناطق ییلاقی و اشکورات با طبیعت دمساز شده و بقیه عمر را به دست روزمره گی می سپارند. ساختمانهای چندطبقه و بر سبک و سیاق معماری جدید بیشتر بر اساس سلیقه شخصی بنا شده و با روند روبه گسترش شهرنشینی و سازه های موافق با پدیده های نوین شهرسازی  میانه ای ندارند.

دیگر حفظ آثار باستانی همچون بخشی از جاده شاه عباسی- کندوج- کوگاه(که گاه)- تلینبار(محل پرورش کرم ابریشم)- بُج خانه(محل دود دادن برنج)- خرمن سَرا- آب دنگ و پا دنگ- دوشاب پاچی و ده ها نمونه از کارهای مربوط به زندگی روزمره این دیار در گذشته همچون جشن های برداشت محصول و مراسم سنتی عروس گیشی و غیره  رو به فراموشی سپرده شده و در حال ازبین رفتن است.

لذا از کلیه همشهری های دلسوز و  سایر علاقمندان دعوت می شود چنانچه مطالبی در این زمینه دارند به همراه عکس های مربوطه از طریق ای میل برای ما ارسال فرمایند تا جهت ماندگار شدن و ثبت در کتاب"جلوه هایی کهن از دیار  سخت سر" با نام خود ارسال کننده ثبت شود.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ویلاهای جواهرده جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 11:36

چرای دام در مرتع لپاسر جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 10:53

http://i1.trekearth.com/photos/88972/shepherd_lapasar.jpg

عکس: کتابتی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

1-تو اونجایی مو اینجا حافظم نیست         مگر مُلک شما یک کاغذم نیست

تو اینجا و من آنجا هستم و حفاظت و حامی ندارم  مگر در سرزمین شما یک کاغذ هم وجود ندارد

قلمدان دَس بگیر کاغذه بنویس             زودتر مِرِه هَدِه دل طاقتم نیست.

قلم به دست بگیر و کاغذ را بنویس        زودتر برایم بفرست که در دل طاقتی ندارم

 

2-تو اونجایی مو اینجا بی قرارِم            صبر و طاقت تو دارِه مُو ندارِم

تو انجا و من اینجا هستم و بی قرارم      صبر و طاقت تو را ندارم

قلمدان دس بگیر کاغذه بنویس            مگر شهر شما یک کاغذم نیست

قلم و قلمدان را به دست گرفته و کاغذ را بنویس  مگر در شهر شما یک کاغذ هم وجود ندارد.

 

3-چند وقت پیش امه محل عروسی با                همه جار سرخ گل سَر بکشی با

چند وقت پیش محله ماعروسی بود               گل سرخ در همه جا سبز شده بود(احتمالا شقایق)

هرکی خو دلخوایَه نابُرده ناجِه دارِه             هرکی خو دلخوایَه بابُردِه پادشایَه

هرکس به دلخواه خود نرسید آرزو دارد         هرکسی به داخواه خود رسید پادشاه است

 

4-مو خا تی اَرمان بامُردم                        همه شوب بِمَم تی بالِ سر بُخواتِم

من که از داغ فراقت از شدت غصه مردم    همه شب می آمدم و روی دست تو می خوابیدم

تی مار مِرِه یِه پَئه وَتِه فوخاتِه                 نمی دانم گناه مو چی با کوجو وروتِم!!

مادرت من را با چوب دنبال کرد              نمی دانم گناه من چه بود و به کجا فرار کرده ام!!

 

5-کیجا جان داکُردِه کَتان جامِه                  نوردَنِ شوب بِمَه مَردِگِه خانِه

دختر جان جامه کتان پوشیده ای               در شب ماه کامل به خانه شوهر آمدی

کیجا جان نگیر تو بیخودی بهانِه            ایجِه تا آو لَک هِزار سُخانِه

دختر جان تو الکی بهانه گیری نکن         از اینجا تا کنار آب(رودخانه) مردم هزار حرف می زنند.

 

دل من و دل من و دل من       تی هر دوبال واکن تی هر دو بال منزل من

تی هر دو بالِ واکُن تا من بُخوابِم       دیگر ناجَه نُمانِه بر دل من

و ....

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

رباعی گیلکی رامسری دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 14:2

http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/1989/5964160-b.jpg

چند وقت پیش اَمه محل عروسی با                همه جار سرخ گل سَر بکشی با

چند وقت پیش محله ماعروسی بود               گل سرخ در همه جا سبز شده بود(احتمالا شقایق)

هرکی خو دلخوایَه نابُرده ناجِه دارِه             هرکی خو دلخوایَه بابُردِه پادشایَه

هرکس به دلخواه خود نرسید آرزو دارد         هرکسی به داخواه خود رسید پادشاه است

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کِه گا= کوگا(koga) یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 12:47

کِه گا= کوگا(koga) در اصل از ترکیب دو کلمه" کِه"  و "گا" تشکیل شده است:

1- "کِه و یا کو" به معنای کوچک و یا "ک تصغیر" است و معنی مکان کوچک را نیز می دهد.

2-"گا" نیز در زبان گیلکی به صورت پسوند آخر کلمات و بیشتر برای نام مکان به کار می رود نظیر "سِراگا" به معنی محل نگهداری گوسفند و گاو."خاتُن گا" به معنی جایی برای خوابیدن و غیره.

پس می توان معنای تحت الفظی "کِه گا و یا کوگا" را به عنوان محلی کوچک برای زندگی دانست که افراد ساکن  به آن تعلّق خاطری نیز دارند.


http://images2.persianblog.ir/466000_97EW29T7.jpg

در گذشته مردم سخت سر برای در امان ماندن از گزند گرمای تابستان و سرمای طاقت فرسای زمستان نسبت به احداث خانه هایی کوچک اقدام می کردند. این خانه ها عموما در دو طبقه  با درب هایی کوچکتر از قامت یک انسان بالغ ،سقف های چوبی(لَت به سر) و دیوارهای کاهگلی به همراه مصالح ارزان قیمت نظیر چوب های جنگلی به شکل دارورجن (نر و ماده و یا دو به دو موازی هم  و نصب  دیوارهای چوبی به شکل مورّب با پوشش کاهگل ) و بستن الوارهای سقف به همدیگر با کمک پوست درختان به نام "شَت" و یا میخ های چوبی محکم به طول کمتر از 20 سانتیمتر  به جای میخ های فولادی امروز محل آسایش و استراحت آنها به حساب می آمد.

افرادی که همراه دام ها به ییلاق و قشلاق می رفتند به دلیل بارندگی زیاد در جلگه ها پوشش پشت بام ها را از حَلَب و در مناطق کوهستانی و ییلاقی پوشش بام ها را از لَت(تخته ای  به ابعاد تقریبی 2*25*40 سانتیمتر ) و از جنس چوب بادوام درختان جنگلی انتخاب می نمودند که با گذاشتن سنگ بر روی آنها مانع از پرتاب شدن آنها از پشت بام توسط نیروی باد می شدند. این خانه ها که به خانه های زگالی نیز معروف هستند هنوز در مناطق ییلاقی و اشکورات رامسر به چشم می خورند.نخستین هتل جواهرده رامسر به نام هتل گِل در تنگدره جواهرده در نزدیکی آبعلی توسط  جعفر قلی امیری  در سال 1342 به عنوان رستوران و سپس در سال 1348 هتل گِل راه اندازی شد. این ساختمان در دو طبقه ساخته شده و تمامی مصالح به کار رفته در این هتل همان مصالح بومی از گل و چوب و با سقف شیروانی حلبی است. در حقیقت هتل گل، هتل زگالیZegali  است. در استان گیلان پوشش سقف خانه ها اغلب از ساقه های بلند برنج(شالی) بعد از خرمن کوبی و با شیب تند 30 درجه ای توسط شالیکاران  استفاده می شد که در غرب گیلان و تالش به آن بارگه(و یا بارگا) گفته می شود.

http://shanderman20.ir/wp-content/uploads/2014/06/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%B4-1-400x300.png

http://arq.ir/wp-content/uploads/2013/11/3577.jpg

 

 

http://i1.trekearth.com/photos/5376/javaherdeh19.jpg

عکس: الهام حسامیان(جواهرده رامسر)

منابع مورد استفاده:

1- خانه های شیکیلی گیلان

 http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/53313852509.pdf

2- بررسی مصالح مصرفی در خانه های سنتی اقلیم معتدل و مرطوب (بخش غرب گیلان، مناطق تالش نشین)

http://shanderman20.ir/?p=262

2-کتاب " رامسر در آینه گردشگری" تالیف نگارنده

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

روستای تکاس جمعه دهم مرداد 1393 9:55
 

http://dc614.4shared.com/img/NBx8ixSOce/s7/14728b94fb8/17471639829018369364.jpg?async&rand=0.48718868065061327

مازی دره و سارم و شاراج و تکاس

یا باقی از قراء با اصل و اساس

گویند که سروری به علم است و عمل

نه بسته به جای خاص و نه شکل و لباس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مبداء تقویم طبری، مرگ یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری بوده و به وسیله اسپهبد «گیل ژاماسپی» از اسپهبدان طبرستان رواج یافته‌است. امروزه نیز در برخی مناطق مازندران کاربرد دارد. از آنجا که دوازده ماه سی روزه برابر سیصد و شصت روز خواهد شد، پنج روز اضافه محاسبه نمی‌شود. پنج روز اضافه هر سال پتک نامیده شده و به آخر سال اضافه می‌شود. اهالی سعی می‌کنند که این پنج روز را در دامان طبیعت به استراحت بگذرانند. به شش روز اضافه سالهای کبیسه ششک گفته می‌شود.[۲]

سال طبری با اونما (آبان ماه) آغاز و با میرما (مهرماه) پایان می‌پذیرد. تیمور قاجار (همدوره محمدشاه قاجار) ماههای طبری را چنین می‌شمارد.[۳]

سیوماه و کرچ و هره ماه و تیر   دگرهست مردال و شروین و میر
چو اونه مه و ارکه ماه است و ده   زپی وهمن و هست نوروز اخیر
پتک را بدان خمسه زائده   به آئین هر کس صغیر و کبیر

 

ماهها و سال تبری

ماههای تبریمعادل شمسی
۱ - فردینه ما ۲ مرداد - ۳۱ مرداد
۲ - کرچه ما ۱ شهریور - ۳۰ شهریور
۳ - هره ما (غرب مازندران : خره ما ) ۳۱ شهریور - ۲۹ مهر
۴ - تیر ما ۳۰ مهر - ۲۹ آبان
۵ - ملاره ما ۳۰ آبان - ۲۹ آذر
۶ - شروینه ما ۳۰ آذر - ۲۹ دی
۷ - میر ما ۳۰ دی - ۲۹ بهمن
۸ - اونه ما ۳۰ بهمن - ۲۹ اسفند
«شیشک»
«پیتک»
۳۰ اسفند
۱ - ۵ فرودین
۹ - ارکه ما ۶ فرودین - ۴ اردیبهشت
۱۰- دِه ما ۵ اردیبهشت - ۳ خرداد
۱۱- وهنه ما ۴ خرداد - ۲ تیر
۱۲- نوروز ما ۳ تیر - ۱ مرداد

 

در تقویم باستانی تبری، بهار سرد 50 روز، بهار گرم 50 روز، تابستان 85 روز، پائیز گرم 50 روز، پائیز سرد 50 روز، زمستان 80 روز، پتک 5 روز، و شیشک روز کبیسه است، 5 روز پتک یا 6 روز در سال کبیسه، جزو روزهای سرد بهار به شمار می رود .

 

فرق سال باستانی مازندرانی با سال شمسی در این است که این سال 125 روز پس از بهار شمسی آغاز می شود . نخستین روز باستانی مازندرانی یعنی آغاز سال نو، از اول فردینه ماه که مصادف با دوم مردادماه شمسی می باشد آغاز می شود و امسال(1393 شمسی) سال 1526 تبری است.

 

توجه: به دلیل تغییر زمان آغاز سال نوی تبری از اواخر زمستان به اواسط تابستان به دلیل شروع فصل برداشت محصولات زراعی گندم و جو در مناطق ییلاقی و برنج در جلگه  و محصولات باغی نظیر فندق و گردو و گرفتن مالیات از مردم در استان های گیلان و مازندران بر اثر تغییرات آب و هوایی در جلگه و کوهستان ها این تقویم دچار تغییراتی شده است.

معمولا نوروز ماه تبری در برخی منابع از 2 تا 12 مردادماه شمسی(به دلیل وجود پنجه و ...) و نوروزماه دیلمی نیز از 12(در برخی منابع 15) تا 17 مردادماه شمسی آغاز می شود.

توجه:

در شهرستان رامسر و ییلاقات اطراف آن  شروع سال  آغاز نوروزماه دیلمی ملاک کشاورزان و دامداران قرار می گیرد. لذا "جشن گله کار مسجد آدینه" معمولا در جمعه دوم مردادماه شمسی در حدود روز جمعه 17 مردادماه شمسی سال 1393  قبل از آغاز نوروزماه  سال 1588 دیلمی محاسبه می گردد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

معرفی تعدادی از پوشاک زنان و مردان سخت سر جمعه بیست و هفتم تیر 1393 11:41

http://dc614.4shared.com/img/NrbQXX3sce/s7/14728b76b58/13920417000425_PhotoL1.jpg?async&rand=0.6868618431191628

به اعتقاد کارشناسان، پوشاک بارزترین سمبل فرهنگی، مهمّترین و مشخص ترین مظهر قومی و سریع الانتقال ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده های فرهنگ پذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه به وجود آورد مثل تغییر پوشاک تحمیلی از سوی رضاخان در ایران و کمال آتاتورک در ترکیه.در دوران کشف حجاب توسط رضاخان، زنان روستایی رامسری (سخت سر) که برای فروش محصولات و لبنیات و خرید مایتحاج زندگی به شهر می­آمدند مجبور بودند روسری از سر برداشته و تمام موهای خود را در زیر لَچِک و یا کلاهی پنهان نمایند. بعد از دور شدن از محیط شهری دوباره کلاه از سر برداشته و از پوشش سنتّی و محلی خود استفاده می نمودند[1].

بقیه در ادامه مطلب



[1] - ترانه گیلکی رامسری:  گرما سر شهره دِ نِگَرَم بازار- ایسبی شِلار گِردِ زَنِن روزی سی زِنّار

ترجمه: سر محوطه آب گرم سر شهر است ولی من دیگر در آنجا بازار نمی گیرم- ماموران با شلوارهای سفید آنجا هستند که روزی سی تازیانه می زنند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |