جواهرده =جوارده - (جواهری در ده) یکشنبه هشتم آبان 1390 12:34

     

لباس محلی-آبشار راشمه دره(بین راه جواهرده)- مشتی تقی سرباز بی ادعای اکوتوریسم 

  http://i4.tinypic.com/4yhi2ra.jpg

   

مسجد آدینه (دزگی مزگتی)

اذان مسجد آدینه(علی کیایی=مشتی رمضان)

"اینجا محل عبور فرشتگان است آب و هوا را آلوده نکنیم  "

   

 Javaherdeh Waterfall - آبشار جواهردهIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ Ramsarطبیعت سبز ، جاده گرمابدشت رودسر ميان آفتاب هاي هميشه زيبائي تو لنگري ست  - جاده گرمابدشت رودسر  :METFog and JungleGhoo Laek  دریاچه قومرجان لات ++ Marjanlat++ 1جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad  بر فراز ابرهاdream road- جاده رویایی برگ سبزیست تحفه درویش تقدیم به استاد گرامی جناب آقای کلهرچشمه دمكشJavaher dasht- Clouds BeachJavaherdeh 3pamchal - Flower - Inhabitant bough - رویش گل پامچال بر روی تنه درختIs it possible to lie down on this bed?Javaherdeh road 14جواهرده -javaherdehIran - Mazandaran _ RamsarIran - Mazandaran _ RamsarMountainsDream road - Javaherdeh - جاده رامسر - جواهردهدریای ابرها - جواهر دشت ، قاسم آباد  Javaher Dasht-Ghasem Abad - Sea of cloudsJavaher dashtForest Road, North of IranRock, North of IranFog and ForestAbove the Clouds .. Javaher dasht..Foggy Valley , North of IranJavaherdeh road 3پریشانی يالِ بلندِ اسبان جواهردشت در همنشینی عطر دلاویز و خوشرنگ گل های سماموس تا دوردست منظرهSarvalatJavaherdeh road 7Javaherdeh road 4Javaherdeh road 11 

"توقّع ما از جواهرده بیش از یک روستای هدف گردشگری است"

http://dc694.4shared.com/img/r4Ulp0Oj/s3/1413fa1bfb8/Picture_455.jpg

"اگر روزی خورشید از میان جواهرده طلوع نمود شک نکنید چون اینجا بهشت ایران است"

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/5/3/13338_538.jpg

   

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/04/17/13920417000389_PhotoL.jpg

 

متل جواهر

(مدیریت سیده زهرا بنی هاشمیان)

 http://dc614.4shared.com/img/CpazXGZcce/s7/14728c09318/___.jpg?async&rand=0.5596066537778023

 


http://dc402.4shared.com/img/mBM2iMZN/s3/1413fa1ac30/Picture_452.jpg

http://img.maxpix.ir/Painting-2.jpg

علیرضا:جواهرده را دوست دارم همراه خاطرات زیبایی از ابعلی و سرخه تله

و ... جاودانه باشی.ممنون از وبلاگت.

 
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

جلوه هایی کهن از دیار سخت سر چهارشنبه پنجم شهریور 1393 13:55

تاریخ رامسر سرشار از ناگفته هاست. در زمان گذشته با مهاجرت اقوام و تیره های مختلف از مردم کشور به منطقه سخت سر قدیم به دلایل مختلف سیاسی- اجتماعی -اقتصادی  و اجرای طرح های خرد و کلان دولتی در گذر زمان چهره طبیعی و معماری منطقه دگرگون شد. زندگی مردم این دیار با مشتی سنگ و ملات و آهن محصور شده و دیگر از آن نعمات طبیعی کمتر بهره برداری  می شود. چند صباحی را در مناطق ییلاقی و اشکورات با طبیعت دمساز شده و بقیه عمر را به دست روزمره گی می سپارند. ساختمانهای چندطبقه و بر سبک و سیاق معماری جدید بیشتر بر اساس سلیقه شخصی بنا شده و با روند روبه گسترش شهرنشینی و سازه های موافق با پدیده های نوین شهرسازی  میانه ای ندارند.

دیگر حفظ آثار باستانی همچون بخشی از جاده شاه عباسی- کندوج- کوگاه(که گاه)- تلینبار(محل پرورش کرم ابریشم)- بُج خانه(محل دود دادن برنج)- خرمن سَرا- آب دنگ و پا دنگ- دوشاب پاچی و ده ها نمونه از کارهای مربوط به زندگی روزمره این دیار در گذشته همچون جشن های برداشت محصول و مراسم سنتی عروس گیشی و غیره  رو به فراموشی سپرده شده و در حال ازبین رفتن است.

لذا از کلیه همشهری های دلسوز و  سایر علاقمندان دعوت می شود چنانچه مطالبی در این زمینه دارند به همراه عکس های مربوطه از طریق ای میل برای ما ارسال فرمایند تا جهت ماندگار شدن و ثبت در کتاب"جلوه هایی کهن از دیار  سخت سر" با نام خود ارسال کننده ثبت شود.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ویلاهای جواهرده جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 11:36

چرای دام در مرتع لپاسر جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 10:53

http://i1.trekearth.com/photos/88972/shepherd_lapasar.jpg

عکس: کتابتی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

1-تو اونجایی مو اینجا حافظم نیست         مگر مُلک شما یک کاغذم نیست

تو اینجا و من آنجا هستم و حفاظت و حامی ندارم  مگر در سرزمین شما یک کاغذ هم وجود ندارد

قلمدان دَس بگیر کاغذه بنویس             زودتر مِرِه هَدِه دل طاقتم نیست.

قلم به دست بگیر و کاغذ را بنویس        زودتر برایم بفرست که در دل طاقتی ندارم

 

2-تو اونجایی مو اینجا بی قرارِم            صبر و طاقت تو دارِه مُو ندارِم

تو انجا و من اینجا هستم و بی قرارم      صبر و طاقت تو را ندارم

قلمدان دس بگیر کاغذه بنویس            مگر شهر شما یک کاغذم نیست

قلم و قلمدان را به دست گرفته و کاغذ را بنویس  مگر در شهر شما یک کاغذ هم وجود ندارد.

 

3-چند وقت پیش امه محل عروسی با                همه جار سرخ گل سَر بکشی با

چند وقت پیش محله ماعروسی بود               گل سرخ در همه جا سبز شده بود(احتمالا شقایق)

هرکی خو دلخوایَه نابُرده ناجِه دارِه             هرکی خو دلخوایَه بابُردِه پادشایَه

هرکس به دلخواه خود نرسید آرزو دارد         هرکسی به داخواه خود رسید پادشاه است

 

4-مو خا تی اَرمان بامُردم                        همه شوب بِمَم تی بالِ سر بُخواتِم

من که از داغ فراقت از شدت غصه مردم    همه شب می آمدم و روی دست تو می خوابیدم

تی مار مِرِه یِه پَئه وَتِه فوخاتِه                 نمی دانم گناه مو چی با کوجو وروتِم!!

مادرت من را با چوب دنبال کرد              نمی دانم گناه من چه بود و به کجا فرار کرده ام!!

 

5-کیجا جان داکُردِه کَتان جامِه                  نوردَنِ شوب بِمَه مَردِگِه خانِه

دختر جان جامه کتان پوشیده ای               در شب ماه کامل به خانه شوهر آمدی

کیجا جان نگیر تو بیخودی بهانِه            ایجِه تا آو لَک هِزار سُخانِه

دختر جان تو الکی بهانه گیری نکن         از اینجا تا کنار آب(رودخانه) مردم هزار حرف می زنند.

 

دل من و دل من و دل من       تی هر دوبال واکن تی هر دو بال منزل من

تی هر دو بالِ واکُن تا من بُخوابِم       دیگر ناجَه نُمانِه بر دل من

و ....

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

رباعی گیلکی رامسری دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 14:2

http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/1989/5964160-b.jpg

چند وقت پیش اَمه محل عروسی با                همه جار سرخ گل سَر بکشی با

چند وقت پیش محله ماعروسی بود               گل سرخ در همه جا سبز شده بود(احتمالا شقایق)

هرکی خو دلخوایَه نابُرده ناجِه دارِه             هرکی خو دلخوایَه بابُردِه پادشایَه

هرکس به دلخواه خود نرسید آرزو دارد         هرکسی به داخواه خود رسید پادشاه است

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کِه گا= کوگا(koga) یکشنبه دوازدهم مرداد 1393 12:47

کِه گا= کوگا(koga) در اصل از ترکیب دو کلمه" کِه"  و "گا" تشکیل شده است:

1- "کِه و یا کو" به معنای کوچک و یا "ک تصغیر" است و معنی مکان کوچک را نیز می دهد.

2-"گا" نیز در زبان گیلکی به صورت پسوند آخر کلمات و بیشتر برای نام مکان به کار می رود نظیر "سِراگا" به معنی محل نگهداری گوسفند و گاو."خاتُن گا" به معنی جایی برای خوابیدن و غیره.

پس می توان معنای تحت الفظی "کِه گا و یا کوگا" را به عنوان محلی کوچک برای زندگی دانست که افراد ساکن  به آن تعلّق خاطری نیز دارند.


http://images2.persianblog.ir/466000_97EW29T7.jpg

در گذشته مردم سخت سر برای در امان ماندن از گزند گرمای تابستان و سرمای طاقت فرسای زمستان نسبت به احداث خانه هایی کوچک اقدام می کردند. این خانه ها عموما در دو طبقه  با درب هایی کوچکتر از قامت یک انسان بالغ ،سقف های چوبی(لَت به سر) و دیوارهای کاهگلی به همراه مصالح ارزان قیمت نظیر چوب های جنگلی به شکل دارورجن (نر و ماده و یا دو به دو موازی هم  و نصب  دیوارهای چوبی به شکل مورّب با پوشش کاهگل ) و بستن الوارهای سقف به همدیگر با کمک پوست درختان به نام "شَت" و یا میخ های چوبی محکم به طول کمتر از 20 سانتیمتر  به جای میخ های فولادی امروز محل آسایش و استراحت آنها به حساب می آمد.

افرادی که همراه دام ها به ییلاق و قشلاق می رفتند به دلیل بارندگی زیاد در جلگه ها پوشش پشت بام ها را از حَلَب و در مناطق کوهستانی و ییلاقی پوشش بام ها را از لَت(تخته ای  به ابعاد تقریبی 2*25*40 سانتیمتر ) و از جنس چوب بادوام درختان جنگلی انتخاب می نمودند که با گذاشتن سنگ بر روی آنها مانع از پرتاب شدن آنها از پشت بام توسط نیروی باد می شدند. این خانه ها که به خانه های زگالی نیز معروف هستند هنوز در مناطق ییلاقی و اشکورات رامسر به چشم می خورند.نخستین هتل جواهرده رامسر به نام هتل گِل در تنگدره جواهرده در نزدیکی آبعلی توسط  جعفر قلی امیری  در سال 1342 به عنوان رستوران و سپس در سال 1348 هتل گِل راه اندازی شد. این ساختمان در دو طبقه ساخته شده و تمامی مصالح به کار رفته در این هتل همان مصالح بومی از گل و چوب و با سقف شیروانی حلبی است. در حقیقت هتل گل، هتل زگالیZegali  است. در استان گیلان پوشش سقف خانه ها اغلب از ساقه های بلند برنج(شالی) بعد از خرمن کوبی و با شیب تند 30 درجه ای توسط شالیکاران  استفاده می شد که در غرب گیلان و تالش به آن بارگه(و یا بارگا) گفته می شود.

http://shanderman20.ir/wp-content/uploads/2014/06/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%B4-1-400x300.png

http://arq.ir/wp-content/uploads/2013/11/3577.jpg

 

 

http://i1.trekearth.com/photos/5376/javaherdeh19.jpg

عکس: الهام حسامیان(جواهرده رامسر)

منابع مورد استفاده:

1- خانه های شیکیلی گیلان

 http://www.sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/53313852509.pdf

2- بررسی مصالح مصرفی در خانه های سنتی اقلیم معتدل و مرطوب (بخش غرب گیلان، مناطق تالش نشین)

http://shanderman20.ir/?p=262

2-کتاب " رامسر در آینه گردشگری" تالیف نگارنده

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

روستای تکاس جمعه دهم مرداد 1393 9:55
 

http://dc614.4shared.com/img/NBx8ixSOce/s7/14728b94fb8/17471639829018369364.jpg?async&rand=0.48718868065061327

مازی دره و سارم و شاراج و تکاس

یا باقی از قراء با اصل و اساس

گویند که سروری به علم است و عمل

نه بسته به جای خاص و نه شکل و لباس


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مبداء تقویم طبری، مرگ یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری بوده و به وسیله اسپهبد «گیل ژاماسپی» از اسپهبدان طبرستان رواج یافته‌است. امروزه نیز در برخی مناطق مازندران کاربرد دارد. از آنجا که دوازده ماه سی روزه برابر سیصد و شصت روز خواهد شد، پنج روز اضافه محاسبه نمی‌شود. پنج روز اضافه هر سال پتک نامیده شده و به آخر سال اضافه می‌شود. اهالی سعی می‌کنند که این پنج روز را در دامان طبیعت به استراحت بگذرانند. به شش روز اضافه سالهای کبیسه ششک گفته می‌شود.[۲]

سال طبری با اونما (آبان ماه) آغاز و با میرما (مهرماه) پایان می‌پذیرد. تیمور قاجار (همدوره محمدشاه قاجار) ماههای طبری را چنین می‌شمارد.[۳]

سیوماه و کرچ و هره ماه و تیر   دگرهست مردال و شروین و میر
چو اونه مه و ارکه ماه است و ده   زپی وهمن و هست نوروز اخیر
پتک را بدان خمسه زائده   به آئین هر کس صغیر و کبیر

 

ماهها و سال تبری

ماههای تبریمعادل شمسی
۱ - فردینه ما ۲ مرداد - ۳۱ مرداد
۲ - کرچه ما ۱ شهریور - ۳۰ شهریور
۳ - هره ما (غرب مازندران : خره ما ) ۳۱ شهریور - ۲۹ مهر
۴ - تیر ما ۳۰ مهر - ۲۹ آبان
۵ - ملاره ما ۳۰ آبان - ۲۹ آذر
۶ - شروینه ما ۳۰ آذر - ۲۹ دی
۷ - میر ما ۳۰ دی - ۲۹ بهمن
۸ - اونه ما ۳۰ بهمن - ۲۹ اسفند
«شیشک»
«پیتک»
۳۰ اسفند
۱ - ۵ فرودین
۹ - ارکه ما ۶ فرودین - ۴ اردیبهشت
۱۰- دِه ما ۵ اردیبهشت - ۳ خرداد
۱۱- وهنه ما ۴ خرداد - ۲ تیر
۱۲- نوروز ما ۳ تیر - ۱ مرداد

 

در تقویم باستانی تبری، بهار سرد 50 روز، بهار گرم 50 روز، تابستان 85 روز، پائیز گرم 50 روز، پائیز سرد 50 روز، زمستان 80 روز، پتک 5 روز، و شیشک روز کبیسه است، 5 روز پتک یا 6 روز در سال کبیسه، جزو روزهای سرد بهار به شمار می رود .

 

فرق سال باستانی مازندرانی با سال شمسی در این است که این سال 125 روز پس از بهار شمسی آغاز می شود . نخستین روز باستانی مازندرانی یعنی آغاز سال نو، از اول فردینه ماه که مصادف با دوم مردادماه شمسی می باشد آغاز می شود و امسال(1393 شمسی) سال 1526 تبری است.

 

توجه: به دلیل تغییر زمان آغاز سال نوی تبری از اواخر زمستان به اواسط تابستان به دلیل شروع فصل برداشت محصولات زراعی گندم و جو در مناطق ییلاقی و برنج در جلگه  و محصولات باغی نظیر فندق و گردو و گرفتن مالیات از مردم در استان های گیلان و مازندران بر اثر تغییرات آب و هوایی در جلگه و کوهستان ها این تقویم دچار تغییراتی شده است.

معمولا نوروز ماه تبری در برخی منابع از 2 تا 12 مردادماه شمسی(به دلیل وجود پنجه و ...) و نوروزماه دیلمی نیز از 12(در برخی منابع 15) تا 17 مردادماه شمسی آغاز می شود.

توجه:

در شهرستان رامسر و ییلاقات اطراف آن  شروع سال  آغاز نوروزماه دیلمی ملاک کشاورزان و دامداران قرار می گیرد. لذا "جشن گله کار مسجد آدینه" معمولا در جمعه دوم مردادماه شمسی در حدود روز جمعه 17 مردادماه شمسی سال 1393  قبل از آغاز نوروزماه  سال 1588 دیلمی محاسبه می گردد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

معرفی تعدادی از پوشاک زنان و مردان سخت سر جمعه بیست و هفتم تیر 1393 11:41

http://dc614.4shared.com/img/NrbQXX3sce/s7/14728b76b58/13920417000425_PhotoL1.jpg?async&rand=0.6868618431191628

به اعتقاد کارشناسان، پوشاک بارزترین سمبل فرهنگی، مهمّترین و مشخص ترین مظهر قومی و سریع الانتقال ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده های فرهنگ پذیری در میان جوامع گوناگون انسانی قرار می گیرد. حتی عده ای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می گیرد و حتی می توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی کرد و تغییرات و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه به وجود آورد مثل تغییر پوشاک تحمیلی از سوی رضاخان در ایران و کمال آتاتورک در ترکیه.در دوران کشف حجاب توسط رضاخان، زنان روستایی رامسری (سخت سر) که برای فروش محصولات و لبنیات و خرید مایتحاج زندگی به شهر می­آمدند مجبور بودند روسری از سر برداشته و تمام موهای خود را در زیر لَچِک و یا کلاهی پنهان نمایند. بعد از دور شدن از محیط شهری دوباره کلاه از سر برداشته و از پوشش سنتّی و محلی خود استفاده می نمودند[1].

بقیه در ادامه مطلب



[1] - ترانه گیلکی رامسری:  گرما سر شهره دِ نِگَرَم بازار- ایسبی شِلار گِردِ زَنِن روزی سی زِنّار

ترجمه: سر محوطه آب گرم سر شهر است ولی من دیگر در آنجا بازار نمی گیرم- ماموران با شلوارهای سفید آنجا هستند که روزی سی تازیانه می زنند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نی و سُرنا چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 13:39

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/06/30/13910630130334484_PhotoL.jpg

 در پرتو انوار طلایی رنگ خورشید  با نگاهی به پهندشت آسمان زیبای کوهستان های سرسبز البرز و  وسعت دریای آبی خزر  نظاره گر طبیعت زیبای درون مردمان این دیار نیز باشیم. طبیعت زیبای شمال همراه با نغمه پرندگان و انجام امور کشاورزی و کار منجر به ایجاد حس طبیعت دوستی و سازگاری با آن در مردم شمال کشور شده است. روح ساده و اندیشه پاک مردمان این دیار در قالب ترانه های محلی ، آوازهای سنتّی و اجرای مقامات موسیقی به همراه سازهای محلّی برگی دیگر از خاطرات گذشته را رقم می زند . نی (لَلِه ) و قطعات سُرنا از چوب تهیه می شوند و چون سرشت انسان از خاک است لذا با هرچه از اوست پیوندی ناگسستنی می یابد. نوای نی چون از دل بر می خیزد لاجرم بر دل و جان  می نشیند و نوای سُرنا نیز یادآور برگزاری مراسم کشتی پهلوانی، عروسی ها و جشن های آیینی و سنّتی در بین اقوام ساکن در این دیار است .

غفلت بیشتر از این  در مورد هنرمندان گیلکی زبان  درخور و شایسته نیست. ثبت آیین سنتی کَرنا نوازی ، برگزاری چند جشن و تهیه چند سی دی مهم است ولی جامع و کافی نبوده  و هنرمندان زنده دیار ما بیشتر از پیش نیازمند توجه جدی و پیگیری جمع آوری آثار ارزشمندشان توسط مسئولین محترم و علاقمندان به فرهنگ و هنر می باشند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

JAVAHERDEH چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 13:4

http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news_albums/273830/509/resized/resized_194240_411.jpg

Javaherdeh of ramsar is a village in SakhtSar Rural District, in the Central District of Ramsar County, Mazandaran Province, Iran.  At the 2006 census, its population was 170 families, in 1976  but it is estimate  more than 2500 families in 2014. Nature Springs, Mountains & rivers are the most beautifull of Tourism attractions in Javaherdeh.

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زورِک شنبه بیست و یکم تیر 1393 10:33

http://dc614.4shared.com/img/Hr_hwnpmba/s7/14728b684e0/zorek.jpg?async&rand=0.0876089408972538

عکس: محمد ولی تکاسی

*زورِک(به اشتباه نام زرودک را بر روی تابلوی راهنمای آن نوشتند)

زوریک در جنوب شرقی سلمل و بالاتر از مُدکوه(مادکوه) و در مسیر جواهرده واقع است. دارای قبرستان قدیمی و بقعه­ ای است که دو امامزاده به نامهای سید فضل و سید فاضل(از فرزندان امام موسی کاظم(ع) در آن جا دارای مقبره هستند. البته شماری از شهدای نهضت جنگل (میرزا کوچک خان جنگلی) که برخی شمار آنان را هشت تن گفته ­اند، در آن جا مدفون هستند. ایشان در مبارزه علیه قزاق­های روسی و نظامیان رضا شاه پهلوی شهید شدند.امروزه با گسترش ساخت و سازها به سبک معماری جدید و افزایش سکنه آن پذیرای مهمانان و گردشگران در بخش گردشگری مذهبی نیز می باشد .

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

آب معدنی جواهرده شنبه بیست و یکم تیر 1393 10:4

http://axgig.com/images/96570634548993725319.jpg

 چشمه آب معدنی جواهرده در دهه 1350 توسط آقای مهندس زین الدینی از مسئولین و کارشناسان راهسازی مسیر رامسر به جواهرده احداث شد.  جهت تسهیل در رفت و آمد و برداشت راحت تر آب چشمه مرمت، و افزودن تعداد خروجی های آب چشمه، کاشیکاری و احداث سکوهای بتونی توسط دهداری جواهرده در سالهای بعد انجام شد.

آقای سید کمال الدین شفیعی با کمک بانک کشاورزی و صنعت و معدن و کسب اجازه از ادارات ذیربط موفق به احداث شرکت تعاونی تولید و بسته بندی آب معدنی جواهرده در سال 1389 در منطقه سَلمَل جواهرده رامسر  شد.

آدرس کارخانه:مازندران،رامسر ،جواهرده

آدرس دفتر:مازندران،رامسر،خیابان شهید عباسمفرد،جنب شرکت تعاونی صفارود.

تلفن دفتر:01155262004 مدیریت:09117838854

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

زلزلان دشت شنبه بیست و یکم تیر 1393 9:5

http://dc614.4shared.com/img/N21XpUzAce/s7/14728bfb858/__online.jpg?async&rand=0.3857765199989617

زلزلان دشت

نگاهی به اطراف انداخته و زیبایی یک روز تابستانی را با کشیدن نفس های عمیق با اکسیژن خالص در هوای جواهرده تجربه می کنم. چند متر آن طرف تر ماشین ها در رفت و آمد هستند. از چشمه سلیمان آبی خنک نوشیده و راه سربالایی به سمت تپه تاک را در پیش می گیرم که اکنون با محاصره سیم های خاردار و  قُرق کمتر از دو دهه مرتع آن که قبلا چراگاه دامها بود به مرحله خود زادآوری (کلیماکس) رسیده است. نام قبلی این تپّه "سُر دانه کول" به معنای تپه ­ای که محل رویش گیاه توت فرنگی وحشی است، می باشد. کمی بالاتر از کوه تاک  منطقه زیبای نُمُد واشِه (علفی شبیه نمد و پشم) با یک چشمه آب شیرین وجود دارد. با اندکی استراحت مسیر خود را به سمت کوه سرخه تَلِه ادامه می دهم. از کنار سرخس ها گذشته و به زلزلان دشت می رسم. قبل از منطقه خصوصی سراگاه گوسفند(مرحوم میرزایی) به نام زلزلان دشت که با دیوار سنگ چین محدود شده است چند عکس از مناظر اطراف گرفته و سپس پای صحبت چوپانان زلزلان دشت می نشینم. شوق زندگی و تحمل سالها رنج و تجربه را در چین و چروک های پیشانی آنها بارها و بارها خوانده ام. سلامتی جسم، آزادی روح و دلی سرشار از محبت و مهمان نوازی حاصل سالها زندگی در این مرتع سرسبز و همراهی با گردشگران است. در زمان گذشته چند اسب سرکش نیز در این محوطه بسته نگهداری می شدند. صدای زنگوله گردن بز گله و واق واق سگ های چوپان شور و نشاطی دیگر در دلم می اندازد. بعد از خداحافظی راهم را ادامه داده و به چشمه های آب شیرین بَرتُل در پای کوه بلند و همیشه جاودان سرخه تَله می رسم. چه آب گوارایی!. به جای آب معدنی جواهرده بهتر بود از آب این چشمه ها برای رفع عطش مسافران و گردشگران خارجی استفاده می شد . با وجود گورهای گبری و حفر غیر مجاز و کاوش های غیراصولی توسط غارتگران فرهنگ مسیر این منطقه نیز شاید در آینده ای نه چندان دور  برای عبور وسائط نقلیه باز گردد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

 

http://www.mediafire.com/imgbnc.php/3df351592ecb18103d9b1982d478c83f4g.jpg

تهیه: محمد ولی تکاسی

باستان شناسان بر این باورند که قبل از ورود آریایی­ها(مادها و پارت ها) در کناره ساحلی دریای خزر اقوام بومی ذیل می­زیسته­ اند:

v     «تپوری­ها» در بخش­های کوهستانی . 

v     کاسی­ها(یا وَرَن)(شامل دو گروه کاس­بی­ها که قوم گیل(گیلانی) را تشکیل دادند و گروه کاس­سی­ها­ی دامدار که از کوهها به جلگه ها نیز مهاجرت می­نمودند) بودند.

v     «آماردها » نیز کوهستان نشین بوده و بیشتر گالش­ها[1] از این قوم بودند.

v     بابرها (بَبَرها) در بابل و بابلسر امروزی و بریش­ها(با ریشه درخت به اشتباه نشود) در کتالم و جواردیه در سخت سر قدیم، ساکنین بومی کناره دریای خزر و کوه­ها را تشکیل می­دادند.

 بعدها تپورها از کوههای شرقی البرز  به دشت آمده و جایگزین آماردها  شدند که در بخش­های جلگه­ای استان مازندران(شهرهای ساحلی و غیرساحلی) ساکن شدند.

 

قبل از میلاد

برخی از اقوام کاسی ها ازچند هزار سال قبل از میلاد از راه کناره ساحلی دریای خزر از قفقاز به طرف جلگه های ساحل دریای خزر مهاجرت کردند. اقوام کاسی ها را بر دو گروه کاس بی ها (کشاورزان که بعدها برنجکاران به نام گل، گلای یا گیل معروف شدند) و کاس سی ها (دامدارانی که با آغاز برف و یخبندان از کوهستان به نواحی جلگه ای کوچ می کردند) تقسیم نمودند. کاس بی هایی که در مناطق کوهستانی به کشت جو می پرداختند کوسانی(کوهستانی) می نامیدند.

گفته می شود «گیل» ها نیز در بخش­های ساحلی و «دیلمیان» در بخش­های کوهستانی استان گیلان(رودبار و...) سُکنی داشتند. بالاخره اینکه، «تالوش»­ها(تالش­ ها) همان قومی هستند که یونانیان از آنان با نام "کادوسیان" نام می­برند و شاید با  شهر و گویش گالش ­ها ارتباطی داشته ­اند. آمُل مخفف آمارد است و سرزمین آمارد از سواحل سفیدرود تا نور را شامل می شد.



[1] -گالش ها: همراه با چوب ازگیل(کونوس کَچَک)، داس(خَجِرِه نوک تیز)، کولَر و شولا(لباس از جنس نمد و پشم)، چُموش و قُلاب سنگ  افراد دامداری بودند که بیشتر به کوهستانی معروف بودند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

 

http://dc694.4shared.com/img/FtlWU-rX/s3/1413fa578d8/Picture_579.jpg

http://salijoon.info/mail92/920618/carcatur/Caricator-radsms-07.jpg

 

جواهرده 

به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان مازندران جهت توسعه زیرساخت ها و افزایش امکانات رفاهی و احداث بوستان ها مورد توجه جدی مسئولین دهیاری و شهرستان رامسر واقع شده است. به نظر می رسد برنامه ریزی جامعی بر اساس طرح های تصویب شده در زمینه انجام طرح های گردشگری صورت گرفته اما متاسفانه در عمل برخی از این طرح ها ناکام مانده اند و  از جواهرده  بعد از رفت و آمد مسافران و افراد محلی چهره زیبایی  به یادگار باقی نمانده است.

زیبایی های طبیعی در جواهرده به صورت مصنوعی ایجاد نشده اند تا در حفظ و حراست از آن ها کوشش جدی تری به عمل آید. جهت جلوگیری ار انباشت صدها تن زباله در مسیر جاده جنگلی و زیبای جواهرده  و در کنار چشمه های آب شیرین و رودخانه ها که منجر به مرگ

خاموش گیاهان و جانوران منطقه و ازبین رفتن تدریجی تنوع زیستی در آینده ای نه چندان دور خواهد شد .

بهتر است فرهنگ سازی بیشتر و نظارت دقیق تر و کنترل بیشتری در جهت جمع آوری زباله ها صورت پذیرد تا خاطره خوشی در ذهن افراد از جواهرده  تداعی گردد و موجبات سفر دوباره آنها نیز با انگیزه بیشتری به این مکان زیبا و سرشار از طراوت و هوای پاک  فراهم آید.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کرسنگ دیار دوشنبه شانزدهم تیر 1393 8:21

کرسنگ : در لهجه گیلکی رامسری : سنگ شکننده و معمولا از ترکیبات سُست و ناپایدار برخوردار است.

دیار: محلی که قابل مشاهده و دیدن است.

کرسنگ دیار : سنگی که از راه دور قابل مشاهده و دیدن است.

کرسنگ دیار یکی از مسیرهای فرعی رسیدن به جواهرده رامسر در زمان گذشته بود.

مسیرهای فرعی پیاده روی از رامسر به جواهرده

اردئه بن-چوکاسره پشته-تمیجان کری- نیسه لم –شاداره چکه- راشمه دره(آبشار بین راه جواهرده) – بارجه لم –چکه لم – ایسپه تاشه – کرسنگ دیار– چاکه دشت- زه لم – تولیگه چال – ایس پرک – چوشمه آوه کش( و چشمه آبعلی جواهرده)

http://www.4shared.com/download/UWsogCzh/Picture_388.jpg

عکس: محمد ولی تکاسی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تئاتر رادیویی گیلکی رامسری(چوتوک) شنبه چهاردهم تیر 1393 9:32

رئیس: وَرِس، آو در دست دَرِه بَنِه زمین می همرَه بی یَه بیشیم تا چوتوک[1]!

رئیس: بلند شو، آب در دست داری بگذار زمین با من بیا برویم تا چوتوک!

 

مرئوس: اَمِه دوگروز اوجِه هِسِّه بیم خا.

مرئوس: ما که دیروز آنجا بودیم.

 

رئیس: ایمروز ایمروزه. دوگروز دوگروز. "تی باغستانِ نال بوکون" بیشیم.

رئیس: امروز امروز است و دیروز دیروز است.(کنایه: هر کاری به وَقتش است) . "چیزی بخور" تا  برویم.

 

مرئوس: چشم.

مرئوس: چشم.

 

رئیس: دِبار جوان بیم دوته پلّه یِه واز کُردیم جار شِنه بیم. اَلَن صاف راهَم شا نوتونیم.

رئیس: در گذشته دو پله را با یک جست زدن می رفتیم ولی الان راه صاف را هم  نمی توانیم.

 

مرئوس: دِ اشهدَن بیالله . می نفس دِ جار نی یَنِه . دِ سر به جوری یَه وَچکِس نوتونِم. جَدِه هم تول دَرِه هم تِرمی. خودِه قاطر تول مَن دِماسِتیم."مِن دامانِ[2]" خرس اَمِره نَرِه!

مرئوس: دیگر فاتحه. نفس من بالا نمی آید. دیگر سربالایی را نمی توانم بالا بروم. جاده هم گلی است هم مِه دارد.مثل قاطر در گل گیر کرده ایم.خرس منطقه جنگل من دامان ما را نگیرد.

 

رئیس: خیالی نی یَه، مو وَنِه امشوب ایشانِ بگیرِم. ای چو دزدشانِه!

رئیس: خیالی نیست. من باید اشب اینها را بگیرم. این چوب دزدها را!

 

مرئوس: فوقش محکوم بونِن. هَندَه آزادا بونِن. دوباره هَنِن سر کار اولّشان. روز از نو روزی از نو.

مرئوس: در نهایت محکوم می شوند. باز هم آزاد می شوند. دوباره می آیند سر کار اولشان. روز از نو روزی از نو.

 

رئیس: ای تو بمیری دِ اُ تو بمیری نی یَه، دادگاه ویژه منابع طبیعی دِریم. دِ خوشتِه پشت گوش بدی یَن خوشتِه رهایی هَم وینِن!

رئیس: دیگر این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. دادگاه ویژه منابع طبیعی داریم. دیگر اگر پشت گوششان را دیدند رهایی خودشان را هم می بینند.

 

مرئوس: تو رو خدا دَس وگیر. اَمِه زن و بچه دِریم. هَلِه جوانیم اول اَمِه چل چلی یَه آرزوها دِریم!

مرئوس: تو را به خدا دست بردار. ما زن و بچه داریم. هنوز جوانیم . اول چِل چلی ما ست آرزوها داریم!.

 

رئیس: ای همه جوانشان بُشان جنگ خوشتِرِه فیدا بوکوردِن ا َمِرَم یکیش. نترس! خدا با اهل ایمانِه.

رئیس: این همه جوان رفتند جنگ خودشان را فدا کردند ما هم یکیش. نترس! خدا با اهل ایمان است.

 

ناگهان صدای شلیک گلوله همراه با صدای مهیب افتادن یک درخت کهنسال در سکوت شبانه جنگل پیچید.

 

رئیس: آخ بُسوتِم.به فریاد مو بَرِس. می زن و بچه اول به خدا بعد به تو بسپردم.

رئیس: آخ سوختم. به فریاد من برس. زن و بچه ام را اول به خدا بعد به تو سپردم.

 

مرئوس: نگران نِباش. بَس بِنِم. چندی چَچِنِ تو!. خا تیر بُخواردِه تی راسِ بالِه. زینده دَر شونو. ای مار سَفِر هم بهشت جی دَرشِه. قبرستان سنگ تَوِدِه! وَنِکِت تی حلوایَه بُخواریم.

مرئوس: نگران نباش. بگذار ببینم. تو چقدر پر مو هستی! خوب تیر به دست راست تو خورده. زنده می مانی. این بار هم از بهشت رفتن در رفتی. به قبرستان سنگ انداختی(کنایه: زنده می مانی).نشد حلوایت را بخوریم.

 

رئیس: اَمِه نسل اَندَر نسا چَچِن بیم. بتونسِه ایشانِ بیشناسی.

رئیس: ما نسل اند نسل پرمو بودیم. توانستی آنها را بشناسی.

 

مرئوس: آها یکی مشتی .... وَچه شانِ با یکی هم گالش مام حسین وَچه دُتُرزا.

مرئوس: آره یکی از بچه های مشتی .... بود و یکی هم دختر زاده پسر گالش محمد حسین.

 

رئیس: خدا را شکر.

رئیس: خدا را شکر.

 

نتیجه اخلاقی:

فردای همانروز با دخالت نیروی انتظامی مجرمان هر دو به جرم خود اعتراف کرده و روانه دادگاه و سپس زندان شدند.

امّا دزدیدن چوب هنوز از جنگل ها ادامه دارد............



[1] - چوتوک: گذرگاه بیستم از مسیر رودخانه پیاده روی از رامسر به جواهرده(روخانه راه) و کمی پایین تر از بازراش و دریاچه قو در جواهرده است.

[2] - من دامان: جنگل" من دامان" از جنگل های بسیار بِکر و انبوه از درختان جنگلی کهنسال در مسیر جواهرده رامسر است که به دلیل تنوع گیاهی و وجود حیات وحش  نظیر خرس، گراز جنگلی، پرندگان کمیاب و پلنگ می تواند در بخش اکوتوریسم مورد توجه و حمایت جدی  قرار گیرد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

توجه: "هر گونه حق برداشت، تکثیر و چاپ  فقط با اجازه مؤلف امکان پذیر است"

(راهنمای راه مسافران و گردشگران جواهرده رامسر)

وبلاگ جواهرده رامسر مکانی دیدنی و خاطره انگیز

http:\\javaherdeh.blogfa.com

الف) از راه رودخانه

1-فاته خانی شر-پسه رولات-کلالُم-نرنا-پوسه لسه-حسن نیشکه-سُمسه کش-لرگ په-ترنگ پشت-لتره کش-ترامه گه دشت- کافر گولو-کُل سم-اژده لم-تولئن چال- تیجه میر-بابُران(چشمه آب  خروم پشته اوه)- دوشان کو ایلتاسره چوتک بازه رش- فیلیک دم- پوداره سر(جیری میدان) -  جوردی.

2-راه مخصوص مردم گاورمک از راه پوله راه

گاورمک-شرکت جهان-لوکه چهر- سیم- لم سره- خشکه حالگه پشت- ترنگ پشت-لتره کش-ترامه گه دشت- کافر گولو-کُل سم-اژده لم-تولئن چال- تیجه میر-بابُران- دوشان کو ایلتاسره چوتک بازه رش- فیلیک دم- پوداره سر(جیری میدان) - جوردی(جواهرده).

 3- مسیرهای فرعی

اردئه بن-چوکاسره پشته-تمیجان کری(بامسی)- نیسه لم شاداره چکه- راشمه دره(آبشار بین راه جواهرده) بارجه لم چکه لم ایسپه تاشه کرسنگ دیار چاکه دشت- زه لم تولیگه چال ایس پرک چوشمه آوه کش

 ب) از راه کوه (رجه راه)

1-تَلاکین-کُنِه پُتَک- پُتَک دوراگه سر(دوراگه سه) -  پسه رو- زیارتگه سوسه- گل برده گه رابن- پُتَکه روخانه- پُتک(تازه پتک)-

2-توبن وجره گه بن- دوراگه سر- پسه رو- زیارتگه سوسه- گل برده گه رابن- پُتَکه روخانه- پُتک(تازه پتک)-

3-تلاکین- کُنِه پتک- تازه پتک-چشته کو- ول اوهگه سه- زمی گه سه-جورحلگام پشته- سکته سه- به هاله- تیرانی-آهین پُچان- سرگله (سرخه گله چاک)-پلنگ بوته مالگه-سیه تول- دوتر مارگردان- تُساکله سره- خریزانه بن-وازوازانه تنگه-بارگا (جیر بارگا،کنه بارگا)-جور بارگا(تازه بارگا)- هسی هاله- چاله سه- گل ورگنه-تاشه گوش-سرپشته-دوهاله خانی-داردچین لاکه-یه هاله خانی-چینی کوه-بی خدا کش سیرسی-کلجاره گه دشت-جور جیرکوه-کینوره دره-سلمله پولو-پشتوسو- سلمل(محل استخر بزرگ آب)- اسله سه جوردی(جواهرده).

پ) جاده آسفالته از رامسر

1-رامسر- لات محله(سوآورو لات خ شهید بهشتی) اشکنوکوه- من لات- آب معدن ،  ( جاده انحرافی به طرف واچکلایه نزدیک کشتارگاه سابق قبل از پل) بامسی- - باد کُنِه سِه - ولگام لَم( محل گیاه پیچک)- دُرمُد- راشمه دره(آبشار بین راه جواهرده)-زرودک( زوره)- جیرکوه- سَلمَل-فیل دم(فیلیک دم)(دریاچه قو)-  جوردی (چشمه آب علی و ابتدای جواهرده ).

 منابع مورد استفاده: 1-غدیری،جلیل-1386- فرهنگ گویش محلی رامسری(دوسویه)-انتشارات راه ابریشم. 2- آقای کریم محتشم کریمی.   3- محمد ولی تکاسی

http://dc625.4shared.com/img/KH1l2zLC/s3/11eed250cf8/_______.JPG

http://dc121.4shared.com/img/80198581/38f2788e/dehestans__marakez_Ramsar.JPG?sizeM=3

 توجه: یکی از پارامترهای سفر مسئولانه به دل جاذبه های طبیعت حفظ درختان، نریختن زباله در طبیعت و احترام به فرهنگ بومی اهالی آن منطقه است. پس در این مسیر حتی الامکان سعی کنیم که آرامش محیط روستایی را بر هم نزنیم. مسیرهایی را انتخاب کنید که کمتر از قلب روستا بگذرید.یادمان باشد که احترام به فرهنگ و اعتقادات مردم محلی باعث می شود که رابطه میهمان و میزبان و تعامل بین  آنها همواره برقرار بماند.اگر لباس پوشیدن ما، نحوه رفتار ما در جهت بی احترامی به شئونات مردم منطقه باشد آنها را دچار     بی اعتمادی به گردشگر کرده و کم کم فاصله عمیقی ایجاد می کند(س.م).

 جواهرده (رزرو ویلا و سوئیت)  http://ramsarjavahrde.blogfa.com

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

مسجد آدینه جواهرده (جدید) چهارشنبه چهارم تیر 1393 10:52

http://dc708.4shared.com/img/Xo8BnBj5/s7/1414549fdb8/Picture_420.jpg?async&rand=0.08999632335409902

عکس: محمد ولی تکاسی

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

کوزه بادکشی = خمیر گولِه سه شنبه بیستم خرداد 1393 14:37
  

http://shiateb.com/UserFiles/%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B412.jpg

بادکش گذاشتن بر قسمتی از بدن جهت رفع کوفتگی عضلانی و درمان برخی از بیماریهای صعب العلاج از دیر باز در میان مردم جهان رواج داشته است.در افواه عمومی به این عمل لیوان گذاشتن نیز می گویند و در لهجه گیلکی رامسری به آن "گُلِه گذاشتن = کوزه گذاشتن" گفته می شود که در سخت سر قدیم رسم بود. ابتدا مقداری آرد را با آب به شکل خمیر در آورده و بر محل بادکش گذاری (معمولا در ناحیه پشت افراد ) آن خمیر را پهن می نمایند. سپس با آتش زدن گلوله پارچه ای که قبلا با کمی نفت آغشته شده است به سرعت آن را داخل کوزه ای سفالی به شکل دهانه کوچکتر و ارتفاع کمتری از کوزه ماست است و به آن "خمیر گولِه" گفته می شود  می اندازند.  کوزه را در محل خمیر با کمی فشار  قرار می دهند. اکسیژن موجود در کوزه مصرف می گردد و شعله خاموش می شود.

فشار منفی حاصل در داخل کوزه سبب کشیده شدن عضله پشت و تجمع خون در محل بادکش گذاری می شود. این کار سبب رسانده شدن خون بیشتری به مویرگ های آن محل و انتقال بهتر اکسیژن و همچنین خروج مواد زاید و سمّی از طریق مویرگ ها به داخل سیاهرگ ها می شود. امروزه عمل بادکش گذاری با کمک ظرفهای شیشه ای نظیر لیوان، شیشه مربا و  به صورت علمی تر توسط دستگاه های ساکشن با ظروف پلاستیکی یک بار مصرف و بهداشتی نیز در مراکز حجامت تحت نظر پزشکان دوره دیده انجام می شود که خطرات کمتری را در پی دارد. بعد از گذشتن چند روز آثار بر جای مانده از گذاشتن بادکش بر روی بدن رفع می شود.

انواع بادکش

 

امروزه بادکش را به دو دسته گرم و سرد تقسیم بندی می کنند؛ به این ترتیب که بادکش به شیوه سنّتی را که با استفاده از آتش و لیوان یا کوزه انجام می شود به عنوان بادکش گرم و بادکش از طریق دستگاه های ساکشن دستی یا برقی را به عنوان بادکش سرد می شناسند. بادکش سرد تقریبا معادل بادکش هایی است که در طبّ قدیم و با ابزاری مانند شاخ و با ایجاد مکش از سوی حجّام انجام می شده است. طبق نظر حکما و اطباء و بنابه تجربیات فراوان، پرواضح است که تاثیر بادکش گرم در درمان دردها و بیماری ها بیشتر از بادکش سرد است.

آموزش روش عملی بادکش گذاری

http://shiateb.com/pages/?current=viewdoc&langid=1&sel=1275

فواید بادکش گذاری

http://shiateb.com/Pages/docsSimpleView.aspx?langid=1&sel=1268

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

http://dc366.4shared.com/img/JJ1xS57G/s3/1413fa2bda0/Picture_483.jpg

عکس: محمد ولی تکاسی

در روستاها و اغلب در ییلاقات سردسیر استان های گیلان، مازندران، سمنان،گرگان، طالقان، قزوین و همچنین در کشورهای حاشیه نشین دریای خزر به دلیل وجود جنگل های انبوه از چوب به عنوان تجهیزاتی ساده،شکل پذیر، مستحکم، زیبا و ارزان قیمت تر از مصالح دیگر در ساخت ابنیه ، انبارها و مکان های نگهداری دام و غیره بیشتر استفاده می شود.

http://dc694.4shared.com/img/wOsD5qnu/s3/1413fa332d0/Picture_485.jpg

عکس: محمد ولی تکاسی

از جمله کاربرد چوب در ساخت پنجره ها  و حفاظ ایوان ها است که در لهجه گیلکی رامسری و شهرستان های مجاور به پنجره " آبشکه " و حفاظ چوبی ایوان ها " هیره" نیز گفته می شود. پنجره های اُرسی با طرح های هلالی و یا نیمدایره ای اوج هنر کار با شیشه و چوب است که بیشتر در قصرها و مساجد قدیمی کار می شد. به دلیل عدم نفوذ سرما و جلوگیری از شکسته شدن پنجره ها در زمان بادهای  فصلی بهاره و پاییزه در ییلاقات دو لنگه محافظ چوبی نیز به صورت یک پارچه در جلوی پنجره ها نصب می شود که با دو لولای محکم به چهارچوب پیچ  و یا میخ می گردند. به نظر می رسد با احتمال قوی طرح ها و اندازه پنجره های چوبی در شمال کشور بیشتر در شکل های هندسی منتظم و یا به شکل شبکه ای به صورت شش ضلعی و یا مثلثی  جهت پوشاندن ایوان خانه ها و غیره نیز از عقاید مذهبی ساسانیان و اشکانیان در نزد مردم این دیار به ارث رسیده باشد.

این پنجره ها با ضخامت کمتر از 13 تا 15 سانتیمتر و اغلب از جنس چوب درختان راش، گردو ، بلوط و غیره توسط چو تاش ها(کچه تاش ها) با مهارتی بیشتر از یک نجار معمولی و با وسایلی نه چندان پیشرفته توسط استادکاران ساخته شده  و در محل نصب می شد. 

 

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

ترانه های چاروداری دوشنبه پنجم خرداد 1393 12:53

 

هواي تنكابن تاريك  بابا

Havâye tonkâbon târik bâbâ

مي قاطر زيرالوار باريك بابا

mi qâter zire alvâr bârik bâbâ

الهي بميره صاحب الوار
elâhi bemire sâhebe alvâr

مي قاطر كو بوشو مو بغل يار
mi qâter ku boše mu baqale yâr

یعني: هواي تنكا بن تار يك شده است، قاطر من ز یر (فشار) الوار لاغر شده است، الهي صاحب الوار بمیرد تا قاطر من به كوه برود و من نزد يار خود بروم .

چاروداری:

چارودار یا چاروداران به کسانی گفته می شود که  علاوه بر حمل بار و مسافران از قشلاق به ییلاق در زمان کوچ  به همراه چند قاطر به دل جنگل های مازندران و گیلان رفته و آن دسته از درخت هایی را که از قبل توسط مهندسین جنگل یا اداره جنگل بانی انتخاب و علامت گزاری شده قطع می کرده و بخاطر هموار نبودن مسیر جنگل و کوهستان برای ماشین ها ، الوار را با قاطر از جنگل خارج می کردند که این کار با مشکلات بسیاری همراه بود.

دوبیتی های چاروداری:

(در شهرستان رامسر و ییلاقات اطراف )

 

دشمنان

ستاره آسمان می شمارَم امشوب

بُشو یار بوگو تب دارم امشوب

بُشو یار بوگو نی یَنِم امشوب

تمام دشمنان بیدارِن امشوب

بزن نی زن می دل غم دارِه امشوب

یِه دریا ماتم داره امشوب

شاید یِه کم می دِل آرام بگیره

دوباره زندگی از سر بگیره

 

سَمند قاطر

بهاره بِمَه نوکوردِم چاروداری

سَمَن قاطر بَچِرسِه مُلکِ ساری

سمن قاطر تی پا نال(نَعل) نِدَشتِه

هزاران حیف تی صَحَب یار نِداشتِه

سَمَن قاطر مِرِه خلخال برسان

صُبِه تا چاشت مِرِه می یار برسان

اگر می یار خاتِه وِرِه وَنِرسان

وی جیب دل دَس دُسمالِ مِرِه  برسان

 

مادر و غصه های دلم

مارِه مارِه مِرِه چَرِه بِه چِه بی

غم و غصه می دل دِچه بی

غم و غصه همه مو خورده نوتونِم

به اَجَل به خُودا مو دِ مُردِه نوتونِم

 

سیاه چشم

سیاه چشمه سر چاه می کشی آب

دو گیسان پشت مخمل می خورد تاب

خیال کردی مرا شب می برد خواب

دل من مثل روغن (روغان) می شود آب

 

  منبع:

1- سیری در ترانه های تنکابُن(مصطفی خلعت بری لیماکی)

2- بند پی http://www.bandpay.ir

3- زمزمه های گیل مازی (محمد ولی تکاسی)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

تنازع بقا دوشنبه پنجم خرداد 1393 8:58

https://us-mg5.mail.yahoo.com/ya/download?mid=2%5f0%5f0%5f1%5f543316%5fAMVwimIAAA8PU4GQ0q6lQFNWGjA&pid=2.23&fid=Inbox&inline=1&appid=yahoomail

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

رادیو جواهرده (19)- منطقه دیلم و اشکورات چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 10:16

رادیو جواهرده

برنامه 19

منطقه دیلم و اشکورات

 

دریافت فایل صوتی:

http://www.4shared.com/mp3/f-xgW8geba/Recorded_Audio_2014-May-20_08-.html


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

انواع خورشت محلی در سر سفره رامسری ها سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 10:41

در هر سال با شروع فصل بهار و آب شدن برف ها ی زمستان زنان روستایی در گروه های دو تا چند نفری به کوههای اطراف جواهرده رفته و تره چینی از کوه های جواهرده رامسر را آغاز می کردند. در طول راه و در هنگام تره چینی نیز یک نفر شروع به  خواندن ترانه می نمود و بقیه را به این کار تشویق می نمود.

 

داستانهای زیادی نیز از حمله خرس ها و سایر درندگان به این زن ها و اسیر شدن آنها در افواه مردم محلی وجود دارد که بی شباهت به افسانه نیست. بهرحال با چیدن انواع تره کوهی نظیر تیجه، کولک و .... علاوه بر استفاده در خورش های محلی برای خانواده خود مازاد آن را فروخته و از این راه کسب درآمد می نمودند. امروزه از هنرنمایی زنان روستایی  سبزی کاری و فروش آنها به همسایه ها و مسافران است که با نام "ییلاق تره" یا "کوه تره" مشتریان زیادی نیز دارند.

علاوه بر سبزی های دست کاشت در کنار خانه های ییلاقی از گیاهان وحشی نظیر ترش واش،برگ های گزنه، شی شاق(چوچاغ) و غیره نیزدر تهیه خورشت های معطر و پر از خواص دارویی و اغلب بدون استفاده از گوشت گوسفند و مرغ نیزاستفاده  زیادی می شود.

 

تعدادی از این خوروش های مخصوص رامسری ها را در ذیل نام می بریم:

 

1- پُتُرو

 

خوروشتی با استفاده از گزنه + اِشبل(تخمک ماهی ماده) + سیر

 

2- دوباره پاچ

 

خوروشتی با استفاده از برگ خشخاش(کوکِنار) پخته و ساییده شده+ مغز گردو + رُب انار

 

3- کال تَرِه

 

خوروشتی با استفاده از اسفناج ساییده شده و پیاز+مغز گردو+ رُب انار

 

4- گزنه تَره

 

برگهای گزنه خرد شده + تخم مرغ

 

5- گزنه پُلا

 

برگهای گزنه را چیده و بجای سبزی در سبزی پلو از گزنه استفاده می شود.

 

6- کَلم تره

 

کلم خردشده+ پیاز را پُخته و کمی نمک  می زنند.

 

7- چُنگُل تره

 

 چغندر را پخته و با کمک سیر  و ادویه جات  پخته و سپس مصرف می کنند.

 

8- کُچُر

 

مخلوط کشمش (سیاه و زرد)و تخم مرغ را در روغن سرخ کرده و تفت می دهند . بسیار شیرین و انرژی زا است .غذای خوبی برای زمستان است.

 

9- دو آب (نوعی آش کشک)

 

با استفاده از چند نوع سبزی محلی(دوآب بویا) و کشک ساییده شده و کمی گوشت قُرمِه شده یک غذای پرانرژی در فصل زمستان تهیه می شود.

 

10- هلو آب

 

با کمک سبزی های معطر و تخم مرغ و گوشت مرغ (یا جوجه کبابی(تُشنِه)

 

 

11- ترش تره(پلاسر تره)= ترش غلیه

 

با استفاده از سبزی های محلی و تخم مرغ + سیر(کلیز کینه بزه سیر)

12- کوکو اِشبل

تخمک ماهی ماده را در روغن سرخ می نمایند و مثل کوکو از آن به همراه برنج استفاده می شود.

13- خوروشت فسنجان

رامسری ها بیشتر در فصل زمستان خوروشت  فسنجان را با گوشت اردک و به همراه رب  انار تُرش و مغز گردوی کاملا آسیاب شده مصرف می نمایند و به آن شکر نمی زنند.

14- قیماق

نوعی کاچی است که با آرد برشته شده به همراه ادویه جاتی نظیر سیاه دانه، زیره و یا گازیره(زیره کوهی) و آب و شکر تهیه می شود. در حین درست کردن باید مرتبا آن را هم زد تا تَه نگیرد. خوراک پرانرژی در فصل زمستان و بیشتر برای صرف صبحانه است.

 

15-  پنیر مرغانه(پیتزای محلی)

 

پنیر را با تخم مرغ مخلوط کرده و سپس در روغن سرخ نموده و سپس آن را مصرف می کنند .

 

 

 

 سَر فزون:

 

هر خوروشی که به راحتی تهیه شده و برای تکمیل شدن خوروش های دیگر به کار می رود نظیر سرخ کردن سیب زمینی به همراه انواع سبزی نظیر تُرب، تربچه و ..

 

دیجاب:

اگر سیر، پیاز، ترشیجات و شوریجات را همراه با غذای اصلی مصرف نمایند به آن دیجاب گفته می شود.

 

دریافت اطلاعات بیشتر:

وب سایت آب کنار  http://abkenar.net/?page_id=63

زبانزد گیلکی رامسری:

"نام خورش را گفته"  مُزه آورِه هر کی نُخواردِه کافِره

مثل: کلم تره مزه آوره هرکی نخوارده کافَرِه

 

چنانچه به هنر آشپزی با سبزی های کوهی و محلی علاقمند بوده  و خواهان خوردن خوروشت های محلی هستید :

حتما در اردیبهشت و خردادماه  سری به ییلاق جواهرده  و اشکورات رامسر بزنید.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

روستای گرسماسر بام گردشگری رامسر سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 10:46

http://websavar.ir/files/fa/news/1393/2/14/10872_294.jpg

در مسیر رامسر به کتالم، مسیری آسفالته، جنگلی و زیبا وجود دارد که امتداد آن به زیباترین و باشکوه‌ ترین ییلاق واقع در رامسر می‌ رسد و نام آن گرسماسر است.

http://websavar.ir/files/fa/news/1393/2/14/10867_799.jpg

روستاي «گرسماسر» از توابع بخش مرکزي شهرستان رامسر، با مختصات جغرافيايي 50 درجه و 35 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 49 دقيقه عرض شمالي، در 40 کيلومتري جنوب غربي رامسر قرار دارد. اين روستا، از شمال و جنوب به رشته کوه البرز، از شرق به روستاي بزشي محله و از غرب به روستاي رستم‏سر محدود مي‏شود. روستاي گرسماسر از سطح دريا 2 هزار متر ارتفاع دارد و تحت تأثير اقليم کوهستاني، زمستان‏هايي نسبتا سرد و تابستان‏هاي معتدل دارد. ميانگين بارندگي سالانه آن 983 ميلي‏متر گزارش شده است.

نامواژه  گَرسماسَر

قلعه گرزمانسر (یا قلعه دزکول) در مجاورت قریه گرسباسر و به گفته رابینو گَرلَسپه سر(سفرنامه مازندران و استراباد، ص23) قرار دارد و این قریه یکی از روستاهای کوهستانی رامسر است و اکنون به گرسمه­ سر (فلک الافلاک) نیز شهرت دارد و با جَندَه رودبار رامسر فاصله چندانی ندارد. گرسباسر، گرلسپه و گرسمه سر تحریف شده گرزمانسر است و گرزمانسر مرکب از گرزمان+ سر می­ باشد و گرزمان را در لغت آسمان، عرش اعظم یا فلک الافلاک و بهشت گویند. این واژه پارسی است و در اوستا، گرودمانا و گرونمانه و در پازند، گروثمان و به زبان سُغدی، غرومن و در اصطلاح مانوی  به پارسی میانه گرماسمان نامیده     می شود. "سر" در گویش محلی بالا و روی چیزی را گویند لذا گرزمان سر به معنای بالای بهشت است( لغت نامه دهخدا، ذیل واژه گزمان).

http://websavar.ir/files/fa/news/1393/2/14/10870_916.jpg

پیشینه تاریخی گرسماسر

نام روستاي گرسماسر، از قلعه «گرزمان سر» اخذ شده است که به معني مكاني در بالاي بهشت است و قلعه اي هم به همين نام در اين روستا وجود دارد و بقاياي اين قلعه در اطراف روستا باقی است. گرزمان سر به معني مکاني در بالاي بهشت است که از موقعيت طبيعي محل استقرار اين قلعه برداشت شده و گرزمان سر به مرور زمان، به گرسماسر تغيير يافته است. به احتمال زياد، اين قلعه از آثار تاريخي دوره حسن صباح است. اين روستا قدمتي هزار ساله دارد و «رابينو» نيز، در سفرنامه خود، از اين قلعه باستاني و روستاي گرسماسر ياد کرده است.

در قلعه گرزمان سر(دِزکول) جنّت رودبار نیز جنگ­ های خونینی بین سید علی کیا با سپاه کیانوپاشا و پسر سیدرکابزن کیا والی گُرجیان روی داد. در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری(دوره کریم خان زند و پسرانش) نیز جوارده (جواهرده امروز) به دست عسگرخان (برادر هدایت اله خان فومنی) مورد یورش وحشیانه قرار گرفت. میرزا کوچک خان نیز جهت فرار از قوای حکومتی به کوه های لنگرود، رودسر، رانکوه و تنکابن رفت و زد و خوردهای پراکنده­ای میان مبارزان جنگلی و قوای دولتی در گرفت که منجر به شهید شدن تعدادی از یاران میرزا گردید. تعدادی از شهداء (حدود 28 نفر)را در پای ساختمان غسالخانه فعلی در مسجد آدینه جواهرده و تعدادی را در قبرستان امامزاده فضل و فاضل از فرزندان امام موسی کاظم(ع) در امامزاده زورِک=زوره (زرودک) دفن نمودند(روحانی، 1390).


از رامسر تا گرسماسَر  55 كيلومتر راه از طریق جاده هریس است و این مسير از جنگل زيبا و بِكر دالخانی نیز می‌گذرد.

کوه‏ های زین پشت و لپاسر از دیگر ارتفاعات زیبای این منطقه به شمار می‏ روند.از دیگر جلوه‏ های طبیعی روستای گرسماسر، می‏ توان به چشمه‏ های امیرخانی (با‏ آب معدنی سرد)، رادکنار، رستم ‏سر، پولاد، چهار پیچ و گرسماسر و نیز به تفرجگاه زیبای لپاسر  اشاره کرد.


احداث  جاده خاکی از جواهرده به سمت گرسماسر

 این کار همراه با انتقال  خطوط گاز در آینده و ایجاد بازارچه خوداشتغالی در منطقه صیقل محله(سغل محله) اگر بدون کارشناسی و برنامه ریزی جامع جهت جذب گردشگران انجام گردد علاوه بر فراهم نکردن اشتغال و درآمدزایی مُکفی برای اهالی محلی سبب به بار آوردن مشکلات زیست محیطی غیرقابل جبران و تخریب اراضی مرتعی در این منطقه ییلاقی و خوش آب و هوا خواهد شد.


منبع:

1-وبلاگ مجله آرمون http://armon-m.ir

2- کتاب در حال ویرایش" رامسر در آینه گردشگری"

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |

چشمه های جواهرده پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 12:31

در اغلب روستاها و مناطق ییلاقیدر رامسر و اشکورات چشمه ­های آب شیرین  با خواص درمانی و مفید نظير چشمه آب معدن در مسير جنگلي جواهرده وجود دارند که معرفی آنها نیازمند تحقیق و بررسی­های کارشناسی بیشتر­ی است.

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/30089513.jpg
چشمه داغله (لپاسر جواهرده)

چشمه ­های داخل جواهرده شامل: چشمه مرحوم آقا عبدالصمد(آقا نجفی)،چشمه آقا پیر سیدعلی،چشمه میرعبدالباقی،چشمه رمک محله(بانی ملّا احمد کاکویی) در حوالی رمک محله و مسجد آدینه، چشمه شیخ محمد حسین جلالی جیلانی، چشمه آقا شیخ محمد حسین تنکابنی، چشمه حسین زاده(از ارتفاعات بَرتُل)، چشمه حاج قاسم لاریجانی(فتوک محله جواهرده)، چشمه سلیمان در پای کوه تاک سَر و چشمه مدرسه علمیه آقا سید محمد هادی بن میر محمد رضا (در محل فعلی درمانگاه جواهرده). و چشمه های خارج جواهرده شامل آب علی(بانی مهندس زین آبادی سرپرست اداره راه­سازی مسیر رامسر به جواهرده)، چشمه شیخان آب وَر در کَمرکش کوه طاق طاق تَلِه، چشمه کَمربُن در سياه كند كوه  در کمرکش کوه سه برادر و بالاتر از شُرَک(دارای یخچال طبیعی بنام سَه بُن)، چشمه­های متعدد بَرتُل در دامنه کوه سرخ تَله و غیره که آب چند تا از این چشمه­ها در مخزن بتنی ذخیره شده و وارد سیستم لوله ­کشی آب شُرب جواهرده شده است.جهت استفاده از نیروی آبهای جاری چشمه ­ها و رودخانه ­ها چندین آسیاب نیز توسط مردم راه ­اندازی شد که اهّم آنها در جواهرده شامل آسیاب کریمی در زیر آبشار سفید آبکش(ایسبی آو کَش) در اطراف چشمه آب علی(با همّت محمد حلاجیان)، آسیاب محمد قلی، نوروزی، مشهدی محمد مسگران کریمی، قربان حلاج ثانی، محمدتقی،سرآب حدود دویست متری مسجد آدینه، الله قلی(در محل فلیک دُم در تقاطع جاده فرعی ورودی فلیک دُم و رودخانه) و آسیاب پایین مازو و غیره را می­توان نام برد.

نوشته شده توسط محمد ولی تکاسی  | لینک ثابت |